eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
166 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
_شیطان ، لئو تولستوی
فقط تا زمانی می توان زندگی کرد که مست زندگی بود؛ ولی به محض آنکه هوشیار می شوی، دیگر نمیتوانی نبینی که همه ی اینها فقط فریب است، آن هم فریبی ابلهانه! مسئله دقیقا همین است که حتی هیچ چیز خنده دار و رندانه ای هم نمی توان در آن یافت، فقط بلاهت است و بی رحمی! _ اعتراف ، لئو تولستوی
هر قدر به من بگویید تو نمی‌توانی به معنای زندگی پی ببری، فکر نکن، زندگیت را بکن دیگر نمی‌توانم این کار را انجام دهم، زیرا در گذشته بیش از حد این کار را کرده ام. _اعتراف ، لئو تولستوی
_بیگانه ، آلبرکامو
آن وقت هنوز نمی‌دانستم که این حال من عشق نام دارد. خیال می‌کردم که این حال همیشه ممکن است پیش آید و این احساس چیزی است که به رایگان در دل پدید می‌آید. _سعادت زناشویی ، لئو تولستوی
و فکر نکنید که مبالغه می‌کنم. شما را به خدا این فکر را نکنید ناستنکا، زیرا من بعضی وقت‌ها به قدری غصه دارم، به قدری ناامیدم که... چون من در این اوقات به این فکر می‌افتم که هرگز نخواهم توانست درست زندگی کنم. چون این جور وقتا فکر می‌کنم که توانایی سنجش و بینش و احساس واقعیت را از دست داده‌ام، چون خودم را لعنت کردم، چون همیشه بعد از این شب‌های رویا هوشیار می‌شوم و این هوشیاری نمی‌دانید چه تلخ است . _شب های روشن ، فئودور داستایوفسکی
_سقوط ، آلبر کامو
وای ناستنکا، تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است. هیچ، یک «هیچ» احمقانه و بی‌معنی، همه خواب بوده است. _شب های روشن ، فئودور داستایوفسکی