امیدوارم صفحه تاریخ جدید پر شود از شادی های بی وقفه؛ لبخند های بی دلیل.
ما کودکانی شویم که فارغ از تب و تاب عالم ، آزادانه شادی میکنند ،
شاپرک هایی شویم که شاهد شکوفه های باغ امید اند.
نوروز مبارک.
او مرا دوست دارد ، و من میان تمام نداشته هایم ، همین را نگه داشته ام
مثل اخرین نخ نازکی که اگر پاره شود،
دیگر چیزی برای چنگ زدن باقی نمیماند .
و شاید،
همین که یکی در این جهان شلوغ دلم را میشناسد برای ادامه دادن بس باشد.
ترس اشتهای آدم را کور میکند، ولی موقعی سر میرسد که حتی سایه جلادها هم نمیتواند جلوی جزر و مد و شیره نباتات را بگیرد و مانع از جریان آنها بشود. آگنس، من میتوانم حتی در مقابل چوبه ی دار هم از تو لذت ببرم.
_عاشق مترسک ، فیلیس هیستینگز
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است.