eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
166 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
به خوابم بیا ؛ حداقل آن جا قلبم جان بگیرد.
ترس اشتهای آدم را کور می‌کند، ولی موقعی سر می‌رسد که حتی سایه جلادها هم نمی‌تواند جلوی جزر و مد و شیره نباتات را بگیرد و مانع از جریان آنها بشود. آگنس، من می‌توانم حتی در مقابل چوبه ی دار هم از تو لذت ببرم. _عاشق مترسک ، فیلیس هیستینگز
از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است.
فریاد سرسام آور تیک و تاک ساعت با تلاشی ستودنی سعی در برهم زدن افکاری داشت که دقیقه ها ، ساعت ها ، روز ها و حتی ماه ها بر قلمرو ذهنش، بی پروا می‌تاختند. باد موهای خرمایی اش در خلاف جهت حرکتش پیچ و تاب میداد و به همان سو فرار می‌کرد. و اما پرواز جالب به نظر میامد نه؟ پرستو ها بی پروا به گونه ای بر پهنای آسمان به هر سو خم می‌شدند که به نظر می امد هیچ صداو فریادی برای توقف آن ها کافی نیست. روی پاهایش ایستاد و به پایین نگاه کرد؛ به اندازه کافی برای شروع از زمین فاصله داشت . تیک و تاک های ساعت دیگر شنیده نمی‌شد و جایش را به هوار کشیدن های باد داده بود. باکی نبود ، قدم برداشت . بدون اهمیت به خالی بودن زیر پاهایش. همه مواقع به هرچیزی اهمیت زیادی می‌داد اما این بار ،اهمیتی نداشت مگر نه؟ با خشنودی ،لبخند زنان قدم برداشت و پلک هایش را به بدرقه ی سکوتی طولانی روی هم گذاشت . به راستی که پرواز آرامشی تکرار نشدنی را به ذهن و تنش القا کرد. سین.الف ‌4 فروردین 1405
زیر درخت گردو -
فریاد سرسام آور تیک و تاک ساعت با تلاشی ستودنی سعی در برهم زدن افکاری داشت که دقیقه ها ، ساعت ها ، ر
می پرسد: چگونه؟ منظورت چیست که غمی احساس نمی‌کنی؟ پس تو هر لحظه را بدون غصه و با حس خوب سر میکنی؟ جواب داد: فقط غم نیست ، هیچ حسی در تن من جاری نیست. فقط زندگی می‌کنم عاری از هرگونه حس های گوناگون . سین.الف 5 فروردین 1405