در برابر بیمهری آدمها هیچ نمیگویم. سکوت و سکوت و سکوت.
انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را، میدانی؟
دیر دریافتم که مسئول طرز فکر آدمها نیستم. بگذار هر که هرچه خواست بگوید
چه اهمیتی دارد؟
من در لاک خود راحت ترم.
آن جا میشود آرام و بیدغدغه زندگی کرد.
_ فروغ فرخزاد
هدایت شده از زیر درخت گردو -
درون خود را مانند زخمی باز کرد. تمام وجود خود را دید: افکار، افکارِ درباره افکار، افکارِ درباره افکارِ ناشی از افکار.
-ژان پل سارتر
در ریاضی ، دو خط موازی هرگز به هم نمیرسند؛
در هنر ولی دو خط موازی در افق به هم میرسند.
من هنرمند بودم و او ریاضی دان .