eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
167 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
در برابر بی‌مهری آدم‌ها هیچ نمی‌گویم. سکوت و سکوت و سکوت. انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را، می‌دانی؟ دیر دریافتم که مسئول طرز فکر آدم‌ها نیستم. بگذار هر که هرچه خواست بگوید چه اهمیتی دارد؟ من در لاک خود راحت ترم. آن جا می‌شود آرام و بی‌دغدغه زندگی کرد. _ فروغ فرخزاد
هدایت شده از زیر درخت گردو -
‌درون خود را مانند زخمی باز کرد. تمام وجود خود را دید: افکار، افکارِ درباره افکار، افکارِ درباره افکارِ ناشی از افکار. -‌ژان پل سارتر
آدمی گاهی نه از مرگ ، که از تکرار می‌ترسد.
در من کودکی فلج است که خواب دیده میدود.
در ریاضی ، دو خط موازی هرگز به هم نمی‌رسند؛ در هنر ولی دو خط موازی در افق به هم می‌رسند. من هنرمند بودم و او ریاضی دان .
بهر کدام امید ، آوازه زندگانی می‌خوانی؟
زیر درخت گردو -
وای ناستنکا، تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هی
متوجه هستید ناستنکا؟ که چقدر نادر است کسی را پیدا کنی که دنیا را مثل تو ببیند ، حتی برای یک شب. _شب های روشن ، فئودور داستایوفسکی
زیر درخت گردو -
بعد از کمی تعلل ، سرش را بالا گرفت و با چشم هایی که پس از سپری کردن لحظات بسیاری در اشک ،اکنون به سر
و اگر بهانه هایم قایق بودند ، او دریا بود داستان بودم ، راوی بود . و گاهی باران بودم ،رنگین کمان بود. گناهکار بودم ، زندان بان بود و مجرم بودم ، وکیل بود .. و من غم شدم ، بغل شد . زخم شدم ، مرهم شد . بذر شدم ، باغبان شد ... اگر هم نقش بودم، قلمو داشت ؛ یا گلدان شدم ، خاک داشت . کاغذ بودم ، روان نویس داشت .. درد شدم، صبور بود . ترس شدم ، جسور بود . نت شدم ، نوازنده بود . فکر شدم ، رویاپرزداز بود . او بود . هر چه بودم و هرچه کردم . بود ؛ بی توقع و آرام، فقط بود. سین.الف 12 فروردین 1405