حتی در هنگام اختلافاتمان،
قلب من بر علیه من بود.
با من برای تو گریه میکرد..
_محمود درویش
ترجیح میدهی چه کسی باشم؟
لبخند میزنم و آرام میگیرم.
مدت هاست که در تکاپوی یافتن پاسخ های این پرسش بوده ام ؛ اکنون اما ،به این می اندیشم که اگر همه این سال ها را در تجسس برای پاسخ دادن به سوال "ترجیح میدهم چه کسی باشم ؟" میگذراندم، حال هیچ غمی را مبنی بر تنفر نسبت به چیزی که با روی هم گذاشتن پاسخ ها از خود ساختم، حس نمیکردم .
هدایت شده از Sirck
دلم میخواهد انگشت در دهانم کنم و هر چه از تو در من مانده بالا بیاورم؛ از پژواک صدایت در راهروهای ذهنم گریزانم، از توهم نسیمی که بوی تورا به همراه دارد بیزارم، از بیقراریهای قلبم به هنگام شنیدن نامت خسته و درماندم.
به انعکاس خود در آیینه خیره میشوم، مانند رد خون بر سفیدی برف، بر جای جای پیکرم، افکارم و هر تصمیم اثری از تو مانده .
کاش بیایی و به این خرابهای که از خود به جا گذاشتهای سر بزنی، کاش بیایی و آبادی من را به یادم بیاوری .