eitaa logo
پَرسه.
52 دنبال‌کننده
75 عکس
8 ویدیو
0 فایل
• نامه هارا می‌نویسم ، بایگانی میکنم... • Private
مشاهده در ایتا
دانلود
پَرسه.
ویدار , خاکستری .
ویدار . خاکستری ...
ویدار ؛ بایست بت بگم ابتهاج گوش دادن یکی ا اون چیزایی که به خودت بدهکار بودی ...
آفتابا ! اینهمه راه آمده‌ای ، که به این خاک غریبی برسی ؟ ارغوانم را دیدی سر راه ؟ مثل من ... پیر شده‌ست؟ چه به او گفتی ؟ او با تو چه گفت ؟ نه ، چرا می پرسم ؛ ارغوان خاموش است دیرگاهیست که او خاموش است . آشنایان زبانش رفته‌اند ! ارغوان . . . ویران است . هر دومان . . . ویرانیم . - سایه .
پَرسه.
آفتابا ! اینهمه راه آمده‌ای ، که به این خاک غریبی برسی ؟ ارغوانم را دیدی سر راه ؟ مثل من ... پیر شده
من ابتهاج نمی خونم ، ابتهاج گوش میدم ؛ و این وضعیه که خیلی بی هوا شروع میکنم به زمزمه کردن یکی ا اشعار و تشم سر از اینجا در میاره ....
یه خونه فکسنی و قدیمی کنار جنگل و تو حاشیه دریاچه با ایوون پشتی رو به غروب آفتاب ؛