بین اینهمه آدم که میتونم تو جمع باهاشون ارتباط بگیرم میرم میشینم کنار یه پیرمرد نازِ مهربون تا برام حرف بزنه و من گوش بدم .
هدایت شده از HELLFIRE CLUB³
من زادهٔ تنهایی و تاریکی و سکوتم ، یهو فرو میرم تو خودم و تا یه مدت هیچ جا پیدام نمیشه.
ساعت 14 : 2 بامداده ؛ من تو پذیرایی پخشم رو کاناپه با ایرپادی که تو گوشمه اما چیزی پخش نمیکنه و کتابی که مثل همیشه تنها راه نجاتمه .
Lair
استایلز تا همین حالا هم نقشی فراتر از بتمن داشته اریکا ، خب بالاخره این استایلزه .
استایلز همیشه بوده ، همیشه هم همین بوده . چقدر تو تودار و خسته ای پسر ...