هدایت شده از شماره "۱"
فردریک کاش میشد کاری کنم بفهمی باهام چیکار کردی
فردریک کاش میشد نشونت بدم شهر خرس برام چه جایگاهی داره
---
" ولی دیوونگی برا من یکی سر این کتاب معنایی نداره..."
همین ویدار ، همینی که میگی .
و میدونی چیه ؟
اهمیتی نداره که کسی درک نمی کنه ،
ولی من کتاب و پر از نشون شده هایی کردم که هیچکس الا خودم حسشون نمی کنه .
من نمی تونم اشک بریزم ، خیلی وقته که نمی تونم اشک بریزم .
من میسوزم .
از هم میپاشم .
خیره میمونم و ذره ذره از درون داغون میشم .
و کی میخواد خرده بگیره بهم بابت این موضوع که چیزی که باعث میشه از این حال دربیام ، خوندن دوباره همون قسمت کتابه ؟!