eitaa logo
37 دنبال‌کننده
45 عکس
7 ویدیو
0 فایل
• نامه هارا می‌نویسم ، بایگانی میکنم... • Private
مشاهده در ایتا
دانلود
Lair
اره ویدار ، اره . منم با سر افتادم تو دام شهر خرس...
--- " ولی دیوونگی برا من یکی سر این کتاب معنایی نداره..." همین ویدار ، همینی که میگی . و می‌دونی چیه ؟ اهمیتی نداره که کسی درک نمی کنه ، ولی من کتاب و پر از نشون شده هایی کردم که هیچکس الا خودم حسشون نمی کنه . من نمی تونم اشک بریزم ، خیلی وقته که نمی تونم اشک بریزم . من میسوزم . از هم میپاشم . خیره میمونم و ذره ذره از درون داغون میشم . و کی میخواد خرده بگیره بهم بابت این موضوع که چیزی که باعث میشه از این حال دربیام ، خوندن دوباره همون قسمت کتابه ؟!
اینجا واقعا وایب جالبی نداره . نمی دونم چرا عضوید ، د حتی محتوا درستی هم نداره
کیل من و به فساد کشیدی کیل .
Lair
ریچارد یه تنه داری چیکار می‌کنی ریچارد ....
بوبو قوی تر از خیلی هاست ، حتی اگر کسی متوجه نشه . می‌دونم که میگم .
امیدوارم هیچوقت دچار اضطراب نشید ، دچار کمالگرایی نشید ، دچار تنهایی مطلق نشید ، دچار خشک شدن قلم نشید ، دچار سکوت پشت سکوت و خفه شدن از ناگفته ها تون نشید ، خسته نشید ، بی ذوق نشید ، دل زده نشید ، عصبی نشید....
حتی کسایی که علاقه ای به نوشتن ندارن میتونن بنویسن اما من نه ، قفل شدم ، گیر کردم ، قلمم خفه شده ...
یجوری بی‌حوصله و انگیزه ام که نه کتاب و نه فیلم ، نشستم منتظر اون لعنتیه تا تایپینگش تموم شه و پیامش و بفرسته .
من نمیتونم خیلی شبا عادی باشم و یه تلخِ غمگین از همه چی خسته ای میشم که به چیزهای کوچیک اما دلنشین پناه می بره .