هدایت شده از «شکوفهٔ گیلاس»
غم توی دلم هست، ولی چاییم رو هنوز داغ میخورم. دلم گرفته، اما تماشای غروب رو فراموش نمیکنم. یه چیزی تهِ روحم سنگینه، اما هنوز آهنگِ مورد علاقهم رو موقع ظرف شستن پلی میکنم. زندگی همیشه سبک نیست، اما هنوز میتونه خوشطعم باشه. همهچی میتونه سخت باشه، اما من هنوز بلدم لبخند بزنم. چون این زندگیِ منه، یعنی تنها چیزی که درنهایت دارم.*
هدایت شده از «شکوفهٔ گیلاس»
من هیچوقت کسی رو بخاطر اینکه با یه اتفاق کوچیک از کوره درمیره و شروع به گریه میکنه قضاوت نمیکنم
چون خیلی خوب میدونم که برای اون اتفاق گریه نمیکنه بلکه برای تموم چیزهایی که تا اون لحظه تحمل کرده گریه میکنه
کاش میشد مثل اوایل اسفند انقد خودمو غرق درس خوندن کنم که نتونم به هیچ چیز دیگه ای فکر کنم:/