و به آنان گفتم:
هر که در حافظهٔ چوب ببیند باغی
صورتش در وزشِ بیشهٔ شورِ ابدی خواهد ماند.
هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود.
آن که نور از سرِ انگشتِ زمان برچیند
میگشاید گرهٔ پنجرهها را با «آه».
_سهرابسپهری
woundsoul|روحِزخمی
ولی سکوت خیلی حرف میزنه؛ بیشتر از چیزی که فکرشو بکنی ...
woundsoul|روحِزخمی
راستی؛
امروز دقیقا یک ماه است که یک ماه را از دست دادیم 🥲🖤
woundsoul|روحِزخمی
دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر،
کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی :))
woundsoul|روحِزخمی
کودکیام را دوست داشتم
روزهایی که به جای دلم؛
سر زانوهایم زخم بود...
woundsoul|روحِزخمی
حرفایِناگفته؛
گل نسبتی ندارد!
با روی دل فریبت..
تو در میان گلها؛
چون گل میان خاری:)
woundsoul|روحِزخمی
اولین کشته و بازندهی این جنگ منم
که تو با لشکر چشمانت و من یک نفرم
woundsoul|روحِزخمی
"به خدا غیر خودم چشم بدوزی به کسی
مثل مو در جهت باد، به هم میریزم"
woundsoul|روحِزخمی