دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر،
کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی :))
woundsoul|روحِزخمی
کودکیام را دوست داشتم
روزهایی که به جای دلم؛
سر زانوهایم زخم بود...
woundsoul|روحِزخمی
حرفایِناگفته؛
گل نسبتی ندارد!
با روی دل فریبت..
تو در میان گلها؛
چون گل میان خاری:)
woundsoul|روحِزخمی
اولین کشته و بازندهی این جنگ منم
که تو با لشکر چشمانت و من یک نفرم
woundsoul|روحِزخمی
"به خدا غیر خودم چشم بدوزی به کسی
مثل مو در جهت باد، به هم میریزم"
woundsoul|روحِزخمی
در شب تیرهی خود چشم به ماهی دارم
جز تماشای تو از دور چه راهی دارم...
woundsoul|روحِزخمی