eitaa logo
°| مَهــــدی زهرا |°
61 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
3.6هزار ویدیو
54 فایل
"ࡅ߲ࡄܩܢ‌ܝ‌ࡅߺߺ࡛ߺࡉ‌ܩܣܥ‌ܨ‌‌ღ #انقلاب_نوجوانی✌🏻🌱 https://abzarek.ir/service-p/msg/1933739 ناشناسمون ↜
مشاهده در ایتا
دانلود
⁉️چرا دعاهام مستجاب نمیشه؟😩 ببین آیت‌الله‌بهجت‌میگفتن‌که ما دعای غیر مستجاب نداریم☺️ 🙌 یا دعا دیرتر مستجاب میشه 🙌 یا یک بلایی رو از انسان دور میکنه☄ 🙌 یا بهتر از اونو بهش میدن😌 🙌 یا روز قیامت میارنش میگن:این همه ثواب برا تو.😳 طرف میگه من که کاری نکردم که لایق این همه ثواب باشم میگن این ثواب ها برای اینکه دعا کردی و به صلاحت نبود مستجاب بشه بجاش الان جبران کردیم برات😎🎊🎁🎁 🙌 و طرف میگه ای کاش هیچ کدوم از دعاهام براورده نمیشد...بس که اون ثوابها زیاااادن😊♥️ •••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈••• @yamahdizahra12 •••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈•••
🔹نشست آنلاین ویژه دانش آموزان 🔻به مناسبت دومین سالگرد شهید سلیمانی 🔹 با موضوع: شهید سلیمانی یک مکتب و یک رسانه جهانی 🔆 امروز دوشنبه راس ساعت ۲۰:۰۰ ⏺️با حضور سرهنگ ارجمند جانشین سپاه ناحیه بویراحمد 🔹برای شرکت در این نشست راس ساعت بر روی لینک زیر کلیک و وارد نشست شوید. https://room.ibasir.ir/b/9ee-elf-g2n-qo6 🔅مرکز نسرا با همکاری بسیج دانش آموزی حضرت رقیه(س) ⇨|♡@yamahdizahra12 ♡|⇦
📢 مکتب سلیمانی و سلوک توحیدی در جهان مدرن 🔰 🎙میهمانان برنامه : 👤دکتر موسی نجفی 👤دکتر فهمیه فرهمند پور 👤دکتر مصطفی باقرزاده 🎥 به همراه پخش مستند «٧٢ ساعت» روایت ۷۲ ساعت پایانی حیات دنیوی سردار سلیمانی ✉️ جهت حضور عدد ۳ را به ۱۰۰۰۸۸۸ پیامک کنید. 💫 ❇️ •••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈••• @yamahdizahra12 •••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈•••
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
درپس هيکل درشت و ظاهر خشني که شاهرخ داشت، باطني متفاوت وجود داشت که او را از بسياري از همرديفانش جدا ميساخت. هيچگاهنديدم کهدرمحرموصفرلب بهنجاستهايکابارهبزند. ماهرمضان را هميشه روزه ميگرفت و نماز ميخواند. به سادات بسيار احترام ميگذاشت. يکي ازدوســتانش ميگفت: پدرومادرش بســيارانســانهايباايماني بودند. پدرش بهلقمه حلال بســياراهميت مي داد. مادرش هم بسيارانسان مقيدي بود. اينها بي تاثيردر اخلاق و رفتار شاهرخ نبود. قلبيبسياررئوفومهربانداشت. هرچهپولداشتخرجديگرانميکرد. هرجائي کهميرفتيم،هزينههمهرا اوميپرداخت. هيچفقيريرادستخاليردنميکرد. فراموش نمي کنم يکبارزمســتان بسيار ســردي بود. با هم در حال بازگشت به خانهبوديم. پيرمرددرشــت اندامي مشــغول گدائي بودواز سرما ميلرزيد. شاهرخ فوري کاپشن گران قيمت خودش رادرآوردوبهمردفقيرداد. بعد هم دستهاي اسکناس از جيبش برداشت و به آن مرد داد و حرکت کرد. پيرمرد کهاز خوشحالي نميدانست چهبگويد، مرتب ميگفت: َجوون، خدا عاقبت به خيرت کنه! ٭٭٭ صبــح يکي ازروزها باهم به کاباره پــل کارون رفتيم. بهمحضورود، نگاه شاهرخ به گارسون جديدي افتاد که سربهزير، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود. با تعجب گفت: اين کيه، تا حالا اينجا نديده بودمش؟! در ظاهرزن بســياربا حيائي بود. اما مجبور شده بودبدون حجاب بهاين کار مشغول شود. شاهرخجلويميزرفتوگفت: همشيره،تاحالانديدهبودمت،تازهاومدياينجا؟! زن، خيلي آهسته گفت: بله، من از امروز اومدم. اصلا قيافهات بهاينجور کارهاواينجور ً شــاهرخ دوباره با تعجب پرســيد: تو جاها نميخوره، اسمت چيه؟ ً قبلا چيکاره بودي؟ زن در حالي که سرش را بالا نميگرفت گفت: مهين هستم، شوهرم چند وقته که مُرده، مجبور شدم که براي اجاره خانه و خرجي خودم و پسرم بيام اينجا! شــاهرخ، حســابي به رگ غيرتش برخورده بود، دندانهايش را به هم فشار ميداد، رگ گردنش زده بود بيرون، بعد دستش را مشت کردومحکم کوبيد روي ميزو با عصبانيت گفت: اي لعنت براين مملکت کوفتي!! بعد بلند گفت: همشــيره راه بيفت بريم، شــاهرخ همينطور کــه از در بيرون ميرفت رو کرد به ناصرجهود و گفت: زود برميگردم! مهين هم رفت اتاق پشــتي و چادرش را ســرش کردوبا حجاب کامل رفت بيرون. بعد هم سوار ماشين شاهرخ شد و حرکت کردند. مدتي ازاين ماجرا گذشــت. من هم شــاهرخ را نديدم، تا اينکهيکروزدر باشگاه پولادهمديگرراديديم. بعد از سلاموعليک، بيمقدمهپرسيدم: راستي قضيه اون مهين خانم تو چي شد؟
🍃💐🌾🍂🌺🍃💐 🌾🍂🌺🍃💐 🍃💐🌾 🍂🌺 🍃 🌺بسم رب الشهدا والصدیقین🌺 🎬 🌹🍃🌹🍃 ♡ @yamahdizahra12
🌺بسم رب الشهدا والصدیقین🌺 🎬 🌹🍃🌹🍃 ♡ @yamahdizahra12
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا