eitaa logo
پایگاه خبری تحلیلی یاس نیوز
1.5هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
28 فایل
📍 پایگاه خبری تحلیلی یاس نیوز 🗞 اخبار | تحلیل | گزارش | گفتگو 🎯 اطلاع‌رسانی شفاف و مسئولانه 📲 همراه ما باشید: تلگرام و ایتا : 🔗 @yas_news گروه تلگرامی شهر: https://t.me/yasnewss 📢 پذیرش تبلیغات: 🔸 @AVAYEEYAS 📩 ارسال خبرو گزارش مردمی: 🔸 @H_MANIEI
مشاهده در ایتا
دانلود
‌📢اطلاعیه عکاسی📸 🤏 بعلت استقبال همشهریان گرامی تمدید شد https://eitaa.com/yas_news
وقتی پای مردم در میان باشد، هیچ سنگری خالی نمی‌ماند؛ از اجتماعات خودجوش شبانه در گرمدره تا مشارکت مردمی برای تداوم برنامه‌ها، روایتی شکل گرفته که حجت‌الاسلام راست‌روش از آن به‌عنوان یکی از پشتوانه‌های اقتدار کشور یاد می‌کند؛ روایتی که بخش‌هایی از آن شنیدنی است... 📣 پوشش رسانه‌ای اخبار شهر و استان 📰 صدای مردم، پیگیر مطالبات اجتماعی @andishemardom @Resaneh_garmdareh
۴۲ مرد، یک مقر، یک آسمان؛ راز شهادت «شهدای نَفَس» چه بود؟ ۴۲ مرد در دل تاریک‌ترین شب جنگ، پشت میزهای فرماندهی ماندند؛ نه پناه گرفتند و نه میدان را ترک کردند. اما چه اتفاقی افتاد که همه آنها در یک مقر به شهادت رسیدند و چرا نامشان «شهدای نَفَس» شد؟ روایتی تکان‌دهنده از آخرین لحظات مردانی که ماندند تا آسمان تهران بماند... در کانال اندیشه مردم دنبال کنید ... 📣 پوشش رسانه‌ای اخبار شهر و استان 📰 صدای مردم، پیگیر مطالبات اجتماعی @andishemardom @Resaneh_garmdareh
به گزارش اندیشه مردم، در روزهایی که آسمان ایران زیر هجوم جنگنده‌ها، موشک‌ها و پهپادهای آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود، در سازه‌ای امن در غرب تهران، ۴۲ نفر از نیروهای پدافند و مرکز فرماندهی و کنترل پدافند هوایی، تا آخرین لحظه پای مأموریت ایستادند؛ مردانی که نامشان پس از شهادت، با عنوان «شهدای نَفَس» در حافظه مردم ماندگار شد. در خانه‌ها، صدای انفجار را می‌شنیدیم؛ آسمان را می‌دیدیم که گاه با رد موشک‌ها و پرواز پهپادها شکافته می‌شد و نقاطی از کشور هدف قرار می‌گرفت. اما در همان لحظات، مردانی در خط مقدم دفاع از آسمان ایستاده بودند؛ مردانی که برای آنها «جان‌پناه» معنای دیگری داشت. محمد شهریاری، روایتگر حماسه نیروهای هوافضا و پدافند هوایی تهران، از روزهایی می‌گوید که ۴۲ نیروی متخصص در یک حمله سنگین به شهادت رسیدند. آنها چه کسانی بودند؟ ۴۲ شهید، از نیروهای پدافند و مرکز فرماندهی و کنترل پدافند هوایی بودند که در طول جنگ، در سازه‌ای امن در غرب تهران و نزدیک منطقه گرمدره مستقر شده بودند. شهریاری درباره مأموریت این نیروها می‌گوید که آنها وظیفه تخصصی خود را تا آخرین لحظه انجام دادند و برخلاف برخی روایت‌های نادرست، محل استقرارشان در کنار تونل موشکی قرار نداشت. اما وجه مشترک همه آنها، یک چیز بود: ایستادن. وقتی وضعیت قرمز اعلام می‌شود، نیروهای نظامی معمولاً باید به جان‌پناه بروند؛ اما پدافند هوایی داستان دیگری دارد. اگر نیروی پدافند از سامانه فاصله بگیرد، چه کسی باید بایستد و از آسمان دفاع کند؟ گاهی نیروها کنار سامانه‌های خود مجروح می‌شوند، بدنشان آسیب می‌بیند، اما دوباره به میدان بازمی‌گردند. حمله‌ای که ۴۲ نفر را گرفت حدود ساعت ۲:۳۰ بامداد، سازه محل استقرار نیروهای پدافند با بمب‌های چندتنی و سنگرشکن مورد حمله قرار گرفت. با وجود شدت انفجار، سازه به‌طور کامل تخریب نشد؛ اما یکی از موشک‌ها از سقف نفوذ کرد. بر اثر اکسید شدن سوخت موشک در فضای بسته، نیروهای حاضر دچار آسیب شدید ریوی شدند. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، نیروهای مهندسی، پشتیبانی و جهادی مسیر ورود را باز کردند. صحنه‌ای که با آن روبه‌رو شدند، فراموش‌نشدنی بود: ۴۲ مرد، روی زمین افتاده بودند. برخی هنوز ماسک بر صورت داشتند. نخستین پیکری که از سازه خارج شد، متعلق به شهید یوسف نیازی بود. اما این پایان ماجرا نبود؛ دشمن بار دیگر همان محل را هدف قرار داد و اگر عملیات تخلیه با تأخیر انجام می‌شد، احتمال افزایش شمار شهدا وجود داشت. چرا «شهدای نَفَس»؟ نامی که برای این ۴۲ شهید انتخاب شد، از آخرین لحظات زندگی‌شان می‌آید. آنها پشت مانیتورها را ترک نکردند. دنبال راه فرار نبودند. جان‌پناه را انتخاب نکردند. ماندند تا آسمان بماند. و شاید به همین دلیل است که «شهدای نَفَس» نامی شد که برای همیشه با روایت دفاع از آسمان تهران گره خورد. فرمانده‌ای که آخرین نفر بیرون آمد در میان این شهدا، سردار علیرضا رفائی، فرمانده پدافند هوایی تهران نیز حضور داشت. او مدت کوتاهی پیش از شهادت تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و حتی نشستن و برخاستن برایش دشوار بود؛ اما همچنان در میدان حضور داشت. او بارها می‌گفت: «ما سرباز امام زمان(عج) هستیم.» پیکر سردار رفائی، آخرین پیکری بود که از سازه خارج شد. گویی فرمانده، حتی در مرگ نیز حاضر نبود نیروهایش را تنها بگذارد. محمدمهدی؛ جوانی که «هر چشمی را لایق لباس سپاه نمی‌دانست» در میان ۴۲ شهید، نام محمدمهدی بیرامی بیش از همه دل شهریاری را به درد آورد. متولد سال ۱۳۸۳، تک‌فرزند خانواده و کم‌سن‌وسال‌ترین شهید این جمع. وقتی پیکرش از سازه خارج شد، لباس سبز پاسداری بر تن داشت. شهریاری می‌گوید وقتی او را دید، با خود گفت: «یا حسین! این بچه اینجا چه می‌کند؟» محمدمهدی تازه به یگان معرفی شده بود. مادرش بعدها از علاقه عمیق او به لباس پاسداری گفت؛ لباسی که آن را مانند سجاده نماز می‌دانست و حتی اجازه نمی‌داد هر کسی آن را ببیند. مادر گفت پسرش عاشق سردار حاجی‌زاده بود و به عشق او وارد هوافضا شده بود. پدرش نیز به او گفته بود: «تو تنها فرزند مایی؛ اگر اتفاقی برایت بیفتد، مادرت خیلی اذیت می‌شود.» اما محمدمهدی پاسخ داده بود: «این راه آخرش به شهادت است؛ بالاخره که چی؟ باید رفت و ایستاد.» 📣 پوشش رسانه‌ای اخبار شهر و استان 📰 صدای مردم، پیگیر مطالبات اجتماعی @andishemardom @Resaneh_garmdareh
چشمی که منتظر مادر مانده بود یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این روایت، ماجرای چشمان محمدمهدی است. شهریاری می‌گوید در معراج شهدا، یکی از چشمان او نیمه‌باز بود و هرچه تلاش کرد آن را ببندد، موفق نشد. تا اینکه مادر شهید برای آخرین وداع آمد. مادر، صورت فرزندش را در آغوش گرفت و بوسید. وقتی او را از آغوش جدا کرد، چشم محمدمهدی بسته شده بود. شهریاری به مادر گفت: «من در معراج هر کاری کردم چشم محمدمهدی بسته نشد؛ او منتظر مادرش بود.» خانواده‌هایی که عقب ننشستند روایت شهدای پدافند تنها روایت شهادت نیست؛ روایت خانواده‌هایی است که پس از شهادت عزیزانشان، همچنان در میدان ماندند. خواهر شهید سعید شاهی پس از شهادت برادرش پیامی روشن داشت: «از ما خانواده شهدا خیالتان راحت؛ از میدان عقب نمی‌نشینیم.» و تأکیدش این بود: «انتقام شهدا را نمی‌گوییم بگیرید؛ انتقام آقا را بگیرید. یک موقع عقب‌نشینی نکنید.» برادری که ۵۷ روز پس از شهادت برادرش به دنیا آمد یکی دیگر از روایت‌های تکان‌دهنده، داستان خانواده شهیدان جابر و محمدجعفر بیات است. جابر، از نیروهای موشکی سپاه، در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید و تنها ۵۷ روز بعد، دخترش متولد شد. اما برادرش محمدجعفر پس از خاکسپاری جابر، به جای ماندن در کنار خانواده، دوباره به محل خدمت خود بازگشت. او بر سر مزار برادرش می‌گفت: «قبر کناری‌ات برای من است؛ قولش را به کسی نده.» و سرانجام، خودش نیز در جنگ رمضان، هنگام مقابله با پهپاد دشمن، به شهادت رسید. پدر این دو شهید، هنگام خاکسپاری محمدجعفر گفت: «ای کاش محمدجعفر هم قبل از آقا شهید می‌شد؛ قرار بود ما فدایی آقا بشویم، نه اینکه ایشان فدایی ما بشود.» این روایت هنوز تمام نشده است حماسه ۴۲ شهید پدافند، فقط داستان یک حمله و یک شهادت نیست؛ روایت مردانی است که می‌دانستند در کدام نقطه ایستاده‌اند و چه بهایی ممکن است برای ایستادن بپردازند. آنها می‌دانستند وقتی آسمان قرمز می‌شود، فرصت زیادی برای پناه گرفتن وجود ندارد. باید ماند. باید سامانه را رها نکرد. باید آسمان را دیدبانی کرد. و اگر قرار بود کسی بایستد، آنها ایستادند. ۴۲ نفر رفتند؛ اما روایتی از ایستادگی برای یک ملت باقی ماند. روایتی که شاید بتوان آن را در یک جمله خلاصه کرد: «آنها جان‌پناه نخواستند؛ آسمانِ ما را جان‌پناه کردند.» 📣 پوشش رسانه‌ای اخبار شهر و استان 📰 صدای مردم، پیگیر مطالبات اجتماعی @andishemardom @Resaneh_garmdareh
📸تصاویر رهبر شهید، در دیدار با رزمندگان در دوران هشت سال دفاع مقدس🇮🇷 🪧 @yas_news