خونهـ دل:))🫀🏠
دل شکستی و شبی یک نفر از جنس خودت خندهایی تلخ به چشمان ترت خواهد زد :)
خنده تلخ؟
شاید اونم شکسته🙃
خونهـ دل:))🫀🏠
تو !؟ توهَّــمً 𝑴𝒂𝒉𝒆🌖مًَنِــيَٖ هَّـمً 𝑱𝒂𝒏𝒆🫀مًَــنِٖ
تو !؟
با تو هر روز که میگذره حس میکنم
بیشتر از قبل دوستت دارم
بیشتر از قبل دلم میخواد پیشت باشم
بیشتر از قبل دلم واسه نگاهت تنگ میشه
بیشتر از قبل دلم برای آغ.وشت تنگ میشه
تو توی وجودت چی داری که
انقدر منو آروم میکنه
اینو بدون که تو پناه امن منی💍🤍
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
محرم من بود اما بعد فسخ نکاح داشت عروس کسی دیگه میشد...
قشنگترین دختری بود که تو عمرم دیدم بودم، چشمای درشت مشکیاش دل و دینمو میبرد. باباش خواسته بود یه مدت کوتاه محرم من بشه؛ اونقدر شیفتهش بودم که نگفتم چرا انقدر میگه محرمیت کوتاه مدت؟
دلم براش لرزیده بود؛ دلم استشمام عطر خاصش رو میخواست و نبود؛ در به در دنبالش بودم اما آب شده و به زمین رفته بود.
درست وقتی از پیدا کردنش ناامید شدم یکی خبر داد داره عروس میشه.
آدرس یه سالن آرایشی رو بهم داد و گفت:
- تا قبل اینکه عروس من بشه میتونی یبار دیگه ببینیش، بعدش اطرافش پیدات شه نفستو میگیرم آقای قاضی!
تماسو قطع کرد؛ با حالی خراب به آدرس زل زدم؛ محلهی پرتی بود، عشق منو این خراب شده میبرد آرایشگاه؟ هرچند اون لعبت اصلا نیازی به سرخاب سفیداب نداشت، همینطوریشم منو اسیر خودش میکرد.
پامو رو گاز گذاشتم و تخت گاز به اون سمت روندم.
یکساعت کلافه و عصبی همون حوالی قدم زدم تا بالاخره با باز شدن در چشمم بهش خیره موند.
موهاش فر شده و تو صورتش ریخته بود؛ لباس عروس تن قشنگش و قاب گرفته بود و چشماش سرخ بود.
به سمتش خیز برداشتم ؛ با دیدنم شوکه نگاه کرد و خواست فرار کنه که...
https://eitaa.com/joinchat/1083246190Cd85ab50518