برای تیرماه، برای خودم یک برنامه مطالعاتی معمولی ریختم.
برنامهای که در مسیر،سوخت موتورم باشه.
امروز، به خمس برنامه رسیدم.
به جاش نشستم و یک دل سیر فیلم دیدم.
نیاز داشتم به این رهایی ذهن.
دو روز بود برای آییننامه سرم توی تابلوی تقاطع و حق تقدمها و کوفت و زهرمار بود.
چشم میبستم، دایره و مثلث قرمز پشت پلکهایم میآمدند.
امروز اما فارغ شدم.
نیاز داشتم به اندکی سکون ... و انشاءالله از فردا صبح، حرکت ...
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
راستی، امروز هدایای مسابقهی غدیر هم ارسال شد.
یکی از عزیزان هم قم هستن که انشاءالله بدستشون میرسونم همین یکی دو روزه ☺️
پ.ن: امروز همچین هم به سرگرمی نگذشت خداییش 😌
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
راستی، امروز صبح گوسفند عزیز هم قربانی شد و در قالب ۲۶ بسته گوشت + سر و پای مبارک (همان کلهپاچه) و مابقی متعلقات، رسید بدست خانوادههایی که نه فقط اینروزها، بلکه در طول سال وظیفه داریم دستشان را بگیریم.
انشاءالله از همه دوستانی که کمک کردند، قبول باشه.
انشاءالله به برکت این قربانی، خدای مهربانمان امام زمانمان را در صحت و سلامت، و بر طول عمر رهبرمان تا فرج آقا بیفزاید.
بازم قدردان مشارکتتون هستم.
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
Mohsen Chavoshi 625680128_-342621330.mp3
زمان:
حجم:
13M
🎼با تکههای پیکرمان
با گیسوان دخترمان
میخواستید چه کار کنید؟
ما زندهایم مثل امید
این چند روزه را بروید
بر کُشتن افتخار کنید
شیپور جنگ را زده و
یکباره صلح میطلبید
ابلیسزادگانِ پلید
ای بدترینِ اهل زمین
با ما رسیدگان به یقین
پس مایلید قمار کنید!
مردم، علاج در وطن است
دنیا فقط لب و دهن است
این جنگ، جنگِ تنبهتن است
آزادگان کل جهان
فکری برای تربیتِ
اقوامِ بردهدار کنید
این ظلمهای بیحدشان
افکارِ تیره و بدشان
آژیرهای ممتدشان
سوراخهای _هه_ گنبدشان
این موشهای شبزده را
ای گربهها شکار کنید!
کودککشان ورطهی نیست
بزدلتر از شما چه کسیست؟
ما در مسیر آمدنیم
جرثومگان ظلم و ستم
وقت است تا به همت هم
از خانهها فرار کنید
صحبت نه از زیاد و کم است
شمشیر خشم ما دو دم است
یک ضربه نیز مغتنم است
این تیغ، تیغِ روز جزاست
کعبه ورای فهم شماست
سجده به ذوالفقار کنید
مردم خدا مراقب ماست
جز خیر ما ندید و نخواست
آری خدا که در همه جاست
از شر دشمنان چه هراس
تنها حساب بر نظر و
الطاف کردگار کنید
خائن همیشه بوده و هست
این دستپخت اجنبی است
نفرین به این جماعت پست
وقتی غبار فتنه نشست
رحمی مباد بر ستمِ
مزدور جیرهخوار کنید
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
در صفحه ۴۹ 📚باغهای معلق
راوی گفته:
«آینده را نمیدانستیم، شاید اگر از آن خبردار بودیم از ترس جان میدادیم»
اما من میگویم:
«آینده را نمیدانیم، شاید اگر از آن خبردار بودیم از فرطِ شادیِ پیروزی، جان میدادیم»
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
برای تیرماه، برای خودم یک برنامه مطالعاتی معمولی ریختم. برنامهای که در مسیر،سوخت موتورم باشه. امر
امروز همهی خانههای برنامهام رنگ شد.
ولی
کارهای خانه نصفه نیمه رفت جلو.
اینم کم کم درست میشه انشاءالله ☺️
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
اوضاع اینجوریه که
نوه درخواست کلیپ میکنه
مادربزرگ میگرده پیدا میکنه
#عصر_تکنولوژی
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
مقهور عملیات نظامی اش هم نشیم.
کمی دردسر درست می کنند و می روند.
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
آخدا
دورت بگردم
قربونت برم
فدات شم
والا که تو ۴۸ ساعت گذشته سرجمع ۴-۵ ساعت خوابیدم
الان وقت قهوه صلواتی بود آخه؟🤦🏻♀️
#سر_شوخی_را_من_باز_نکردم
#بستنش_هم_در_توان_من_نیست
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
و من ۳۵۵ روز از سال، نگرانم
نگران اینکه روزی باشد
من زیر خاک
جسمم متلاشی
و دستی نباشد که سینه بزند
و چشمی نباشد که بگرید
و گوشی نباشد که روضهات را بشنود
و حنجره ای نباشد که داد بکشد
و لبهایی نباشد که به ذکرت بچرخند
من ... تمام سال را نگران این ۱۰ شبم
الحمدلله که یک بار دیگر نگرانیام را داری برطرف میکنی
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
به نویسندهها میگویند چیزی را بنویس که تجربهاش کرده باشی.
تجربه زیسته، برای یک نویسندهی حرفهای، مهمترین رکن است.
تحربه زیسته، یعنی چیزی را با پوست و گوشت و خون چشیده باشی.
من امشب، فقط داشتم به تجربه زیسته یک دختر سهساله فکر میکردم.
به تجربه زیسته اش از خار مغیلان، که میگویند غیر از عوارض ظاهری، تب میآورد و بینایی را کم کم میبرد.
به تجربهاش از تار دیدن
از درد پهلو
از شکستن دندان
مگر میشود اصلا یک دختر سه ساله و این تجربهها...
پ.ن: ببخشید که قلمم الکن است از روضه نوشتن. میمردم اگر اینها را نمینوشتم.
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book