💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
اگه نگفته بودم، الان بگم که علاقهام (علاقه شدیدم) به ناداستان یکی از دلایلیه که سختمه دیگه رمان و
با تمام انتقادات نسبت به این کتاب، من دوستش داشتم. خیلی قشنگ تصویر کرده بود واقعیت مادربودن رو مخصوصا در ماههای اول و خب چیزی که از گوشه کنار میشنویم واقعا همینه، گوگولی نشون دادن همه چی فایدهای به حال آدم نداره فقط وقتی در موقعیت قرار گرفت باعث میشه هی دور و دورتر بشیم از خودمون و اعتماد به نفسمون.
📚 یک عمر کار
✍🏻 ریچل کاسک
🌐 نیماژ
#بیستوسه_از_صدوده
#چند_از_چند
#معرفی_کتاب
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
هدایت شده از نقطه ریویو
🟦 در جستوجوی معجزهای که نمیرسد
مروری بر کتاب «معجزه معلق»
👤زهرا زعفرانی:
در جهانی که هیچچیز سر جای خودش نیست، آدمها برای یافتن نقطه اتکایی میجنگند تا شاید به ثبات برسند. رمان «معجزه معلق» یک داستان اجتماعی ـ روانشناختی، درباره زنی به نام «ماهنی» است که در میانهی زندگی و روابط خانوادگی دچار سردرگمی، تردید و احساس تعلیق میشود. کتاب بیشتر بر تجربههای درونی و ذهنی شخصیتها تمرکز دارد تا اتفاقات بیرونی و داستان با نثری ساده و آرام پیش میرود.
«ماهنی» در میانهی زندگیای ایستاده که از بیرون آرام است؛ اما در درونش هزار ترک دارد. اصالتاً ترک تبریز است و خاطرات کودکیاش هنوز در بازیهای ساده و یواشکی با برادرش زندهاند؛ خاطراتی که حالا در تقابل با واقعیت تلخ زندگیاش قرار گرفتهاند. او میان گذشتهای که نمیخواهد و آیندهای که نمیبیند، گرفتار است و زندگی را گاهی بهاجبار ادامه میدهد...
🔅متن کامل مرور را در سایت نقطه ریویو بخوانید:
🌐 https://noghtereview.ir/blog/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C/P45425-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%82.html
🔘 نقطه ریویو | پایگاه تخصصی مرور کتاب:
🟦 @noghtereview
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
لپتاپ رو روشن کردم برم سراغ انبوه کارهای عقب افتاده، نصف یه پروژه رو انجام دادم، برق رفت. سیوش هم
برق اومد 🥸
ولی من خوابم 🥱
#فرار_از_واقعیات
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
فقط یک روز دیگر فرصت دارید تا حلقه کتاب چهاردهم مبنا را ثبت نام کنید.
نه!!!
یهمین حالا با کدمعرف 3153 میتونید ثبتنامتون رو انجام بدید تا ۱۰درصد از مبلغ به حسابتون برگرده ...
همراه با ثبتنام حلقه، میتونید کتابها هم سفارش بدین.
من با گروههای زیادی کتاب همخوانی کردم، مبنا یه چیز دیگست...
http://Mabnaschool.ir/product/halghe14
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
فقط یک روز دیگر فرصت دارید تا حلقه کتاب چهاردهم مبنا را ثبت نام کنید. نه!!! یهمین حالا با کدمعرف 3
ثبتنام دو روز دیگه تمدید شده
دوستانی که اومدن شخصی رو گفتن ای وای ما پیام رو تازه دیدیم
پس
بشتابیییید 😍
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
وضعیت: افت شدید قند بدلیل کلاسهای مزخرف مجازی
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
هدایت شده از نقطه ریویو
🟥 مرور شماره ۳ از پرونده کتاب «قندیل»
🔸قدم زدن با بهار در قندیل
👤زهرا زعفرانی:
قندیل کتابی است که با حداقل ادا و حداکثر شفافیت سراغ موضوعی میرود که معمولاً یا بزرگنمایی میشود یا سانسور. روایتی که هیچچیز را تزئین نمیکند و اجازه میدهد واقعیت، خودش ضربه را بزند.
این کتاب روایت شکلگیری و فروپاشی یک مسیر ایدئولوژیک است؛ مسیری که از زاویهی تجربه بهار باز میشود و مرحلهبهمرحله نشان میدهد وعدههای یک گروه مسلح مثل پژاک، چطور در عمل تبدیل به کنترل و حذف فردیت میشود. کنار او با چهرههایی مثل فرماندهها و نیروهای حلقهی داخلی آشنا میشویم؛ آدمهایی که هرکدام بخشی از سازوکار قدرت در این ساختار را عریان میکنند. فضای خاطرات تلخ و خشک است و همین باعث میشود خواننده بیشتر احساس خفگی و فشار کند. روایت از جذب شروع میشود، بعد به آموزش، محدودیتها و تناقضهای روزمره میرسد و آرامآرام لایههای واقعی را نشان میدهد—بدون اینکه نتیجهی نهایی انتخابهای بهار را لو بدهد.
🔅متن کامل مرور را در سایت نقطه ریویو بخوانید:
https://noghtereview.ir/blog/%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C/P45430-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C.html
📍پرونده «قندیل» را در سایت بخوانید.
🔘 نقطه ریویو | پایگاه تخصصی مرور کتاب:
🟥 @noghtereview
دوست خوبم 😍✨
تو کانالِ « نذر کتاب غدیر » منتظر حضورت
هستیم ♥️
با اومدنت ، جمع مارو پرشورتر و گسترده تر
کن😃👏🏻😍
منتظرتیم 👇🏻
میخوایم آماده بشیم برای یه غدیرِ
طوفانی 😍
@nazre_ghadir
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
دوست خوبم 😍✨ تو کانالِ « نذر کتاب غدیر » منتظر حضورت هستیم ♥️ با اومدنت ، جمع مارو پرشورتر و گسترده
سلام سلام
عیدتون مبارک
امروز تو این کانال عضو بشید و با ثبتنام تو سایتی که میذارن، برای عید غدیر کتاب هدیه بگیرید.
پ.ن: بعدا که من هدیه گرفتم نیاید بگید چرا این چیزای خوبو به ما نمیگیا ... بیا الان دارم میگم
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book
هدایت شده از نقطه ریویو
🟩 یادداشت آقای کیانوش گلزار راغب بر پرونده کتاب «قندیل»
🔸پایگاه «نقطه ریویو»
الگوئی برای کتابخوانی
🖋کیانوش گلزار راغب:
شاید وقتی کتابی چاپ و وارد بازار میشود، نویسنده آن کتاب فکر کند کارش تمام شده است.
اما این پایان راه نیست، آغاز راه است. در جامعهای که شمارگان نشر کتاب به زیر هزار جلد رسیده و سیستم پخش منظمی هم وجود ندارد، معرفی و رساندن کتاب به دست مخاطب، انرژی و فرصت زیادی میطلبد. اگر کتاب درست به جامعه معرفی نشود و به دست مخاطب نرسد،انگار نویسنده هیچ کاری نکرده است. با این حال بعضی از نویسندگان در معرفی آثار خود کوتاهی کرده و توقع دارند دیگران بیایند به معرفی آثار آنان بپردازند. راستی وقتی خود نویسنده تلاشی برای معرفی اثرش نمیکند، چگونه توقع دارد دیگران بیایند وقت بگذارند، هزینه کنند و آثار او را به جامعه معرفی کنند؟!
بعد از چاپ آثارم سعی میکنم بیشترین همراهی و قدردانی را از صاحبان قلم، منتقدان، خبرنگاران حوزه کتاب و رسانههای سمعی و بصری داشته باشم؛ زیرا معتقدم آنها ضمن مطالعه کتاب با نقد و بررسی فنی و تخصصی خود به دیده شدن اثر کمک میکنند. رابطهای برد برد که نقاط ضعف و قوت کتاب را آشکار کرده و ابهامات را نیز با کمک نویسنده برطرف میسازند.
جلسات زیادی با موضوع نقد و بررسی کتاب شرکت کردهام، ولی بیشتر این جلسات به همان جمع محدود خلاصه شده و گزارش یا بازتاب چندانی هم در جامعه نداشته و کمک شایانی به ترویج فرهنگ کتابخوانی نکرده است.
در ماه اخیر کتاب«قندیل» مورد انتخاب پایگاه کتابخوانی «نقطه ریویو» در برنامه همخوانی ماهانه جمعی از کتابخوانان حرفهای این پایگاه مورد مطالعه گرفت و در پایان برنامه نیز به صورت مجازی به جلسه نقد و بررسی کتاب دعوت شدم و در حد توان به سئوالات و ابهامات اعضاء پاسخ دادم.
آنچه در برنامه این گروه نظرم را جلب کرد، فعالیت حرفهای آنها و تمایز با سایر گروهها بود، چرا که نتیجه این همخوانی را در قالب شش یادداشت مرورنویسی دقیق و عمیق به صورت روزانه در پایگاه «نقطه ریویو» منتشر و ماندگار کردند.
مرورنویسان هم خود کتابخوانند، هم نتیجه مطالعات را در اختیار جامعه قرار میدهند، و هم نقش سازنده معرفی و تبلیغ کتاب را بر عهده دارند، و هم به یاری نویسنده میشتابند و دلگرمش میکنند؛ الگوئی برای جامعه کتابخوان که به لطف مدیر و اعضای آن با ارائه شش مرورنویسی موشکافانه با دیدگاههای متنوع در مورد کتاب «قندیل» به ثبت رسید و برای مرتبه نقد و بررسی این کتاب افتخاری بود.
وظیفه خود میدانم ازمدیر محترم پایگاه #نقطه_ریویو آقای مهدی پیرهادی و مرونویسان گرامی اقای مهدی مرشدی
و خانمها زهرا جهانپیما حدیث مردانی زهرا زعفرانی سمانه میرعالی و ریحانه گودرزی
تشکر و قدردانی نمایم.
▫️نقطه ریویو: از نگاه حرفهای و لطف بیکران آقای گلزار راغب بزرگوار که جانِ تازهای به ما دادند سپاسگزاریم.
برای مطالعه پرونده «قندیل» سایت را ببینید.
🌐 noghtereview.ir
🔘 نقطه ریویو | پایگاه تخصصی مرور کتاب:
🟩 @noghtereview
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
🟩 یادداشت آقای کیانوش گلزار راغب بر پرونده کتاب «قندیل» 🔸پایگاه «نقطه ریویو» الگوئی برای کتابخوانی
﷽
به عدد گروه کتابخوانی نقطه نگاه میکنم. ۷۲ نفر. انگار یک اشاره پنهان برایم دارد. یکهو گرم میشوم. یادداشت آقای راغب را باز میکنم. همان لحظه چیزی در قفسه سینهام سفت میزند. مثل پرندهای که دنبال راه خروج است.
من همخوانیهای زیادی شرکت کردم. نقطه بهترینشان نیست، اما منظمترین و بیدردسرترین است. شلوغ نمیشود. بیهدف جلو نمیرود. صدای تو در انتخاب کتاب شنیده میشود. یک کتاب را میخوانی، حرفش را میزنی، بعد روبهروی نویسندهاش مینشینی و میروی سراغ کتاب بعدی. همین سادگیاش برایم دلنشین است.
واقعا یادم نمیآید چطور با نقطه آشنا شدم. بعد از همخوانی «دیلماج» در یک گروه دیگر، یک حس کشش داشتم. دلم میخواست دوباره بخوانمش. تبلیغ نقطه را یکجایی دیدم و عضو شدم.
بعد از دیلماج نتوانستم به دو کتاب بعدی برسم. مسئول گروه دوره مرورنویسی داشت و من بین کارها جا کم میآوردم. دوره که تمام شد، آقای پیرهادی یکجورهایی ما را پرت کرد وسط دل کار. اصلا نفهمیدم چه شد که شدیم هیات تحریریه سایت. یک حس خفیف ذوق و استرس همراهش بود. انگار یک قدم بزرگ برداشته باشم بدون اینکه بفهمم چطور. همانجا بود که برای اولین بار فهمیدم شاید ظرفیتهایی دارم که خودم جدیشان نگرفتهام.
وقتی گفتند همه قندیل را بخوانیم و برایش مرور بنویسیم، فکر میکردم این یکی هم مثل بقیه مرورها باشد. از نویسندهاش هیچ نخوانده بودم. حتی «عصرهای کریسکان» را هم که تقریظ رهبری داشت، رد شده بودم. یادداشت خوبی دربارهاش ندیده بودم. فقط نشستم و کتاب را باز کردم تا کارم را انجام بدهم. ساده و بیهیجان. همین.
اما سه هفته با بهار زندگی کردم. هر بار قندیل را باز میکردم، دنیا پشت سرم میماند. صدای خانه کم میشد. زمان کش میآمد. برای اولین بار همراه گروه پیش رفتم. مثل این بود که سریالی باشد و باید منتظر قسمت بعد بمانی. کتاب دستم بود، ولی خودم را مجبور میکردم همزمانی را حفظ کنم. همین انتظار، همین مکثهای ناگزیر، برایم جذاب شده بود. وسط هفته خیال ادامه ماجرا دست از سرم برنمیداشت.
قندیل از آن کتابهایی شد که آخرش یکجور سرمستی میآورد. از بس خوب نوشته شده بود. از بس همه چیزش اندازه داشت. نه اضافهگویی داشت و نه پریدن بیدلیل از شاخهای به شاخه دیگر. وقتی تمامش کردم، هم خالی شده بودم و هم پر. یک حس ریز اعتمادبهنفس هم تهدل من نشست؛ حس اینکه میتوانم متن خوب را تشخیص بدهم، میتوانم تحلیل کنم، میتوانم درست بنویسم.
مرورش را با ذوق نوشتم. کلمهها را مدام زیرورو میکردم. بعضی جملهها را دهها بار میخواندم. سر چند واژه آنقدر گیر میکردم که دو ساعت با AI دنبال جایگزین میگشتم. حس میکردم باید دقیق باشد. باید حقش ادا شود. و اینبار برعکس همیشه، این وسواس اذیتم نمیکرد. حس رشد داشتم. حس اینکه برخلاف قبل، میتوانم روی یک متن بایستم و بهترش کنم.
اما فکر نمیکردم پرونده اینقدر خوب از آب دربیاید. من که آدم حرفهای نیستم. اما همان تعهد کوچک، همان ایستادن پای کار، یک نور ریز در دل خودم ساخت. بعد دیدم این نور برای نویسنده هم روشن شده. حس خوبی داشت. انگار کاری کرده باشم که واقعا به جایی رسیده باشد.
این روزها هر بار به نقطه فکر میکنم، یک حس آرام پیشرفت کنارش میآید. همان حس که اولش خفیف بود و حالا واضحتر شده. انگار دارم یاد میگیرم جدیتر بخوانم. جدیتر بنویسم.
حالا قرار است «روحالله» را بخوانیم. همین اسم، همین سنگینی موضوع، یک هیجان ریز در دلم میسازد. حس میکنم این یکی آزمون تازهای برایم است. یک فرصت دیگر برای اینکه بفهمم چقدر توان دارم، چقدر میتوانم بهتر شوم.
گاهی فکر میکنم اگر آن تبلیغ را نمیدیدم، اگر همان لحظه عضو نمیشدم، شاید این مسیر اصلا شکل نمیگرفت. اما حالا که اینجایم، از فکر ادامهاش خوشحال میشوم. نمیدانم مرور «روحالله» چطور پیش میرود. فقط میدانم مشتاقم. همین برایم کافی است.
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
@z_book