eitaa logo
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
938 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
6 فایل
🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃 🤞🏻 بانو زعفرانی هستم 😊 یه معلم مربی 👩🏻‍🏫 که از کتاب خوندن خسته نمیشه📚 💫معرفی کتاب💫 💫مشاوره کتاب💫 شاید اندکی ✍🏻 برای مشاوره کتاب و هر امری ⬇️ @Adm_zafaran
مشاهده در ایتا
دانلود
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
کتاب بعدی که شروع کردم دلم می خواست یه کتاب غیر داستانی غیر تربیتی غیر روانشناسی با زبون روون بخون
دوما: از کتاب های خوش خوان برای ماه مبارک، همین مجموعه ست ... از سن ۱۱-۱۲ سال هم می تونن باهاش ارتباط بر قرار کنن تا ........ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
❤️کاش یک کتاب داشتم به نامِ «تو» آن‌وقت هزار بار تابه‌حال به وقتِ دلتنگی‌ام خوانده‌بودمت❤️ https://eitaa.com/saakenesher ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
دلم می خواست بخوابم 😴 ولی ذوق جلد ۳ آتش بدون دود👀 + قول رسوندن پروژه به امروز👌🏻 + ذوق فراوان آماده سازی دفتر برنامه ریزی برای سال جدید 😊🤞🏻 این صحنه رو رقم زده 😇 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
دلم می خواست بخوابم 😴 ولی ذوق جلد ۳ آتش بدون دود👀 + قول رسوندن پروژه به امروز👌🏻 + ذوق فراوان آماده
‌ کارامو بکنم میام معرفی کتاب جدید ✅ که می دونم نور میشه تو زندگی خیلی ها ان شاءالله 💫 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
همیشه سعی می کنم کتابی که می خرم به بسم الله داشتنش توجه کنم 🍃✅ شروع خود داستان یا حق داره که کار خود نویسنده ست✍🏻 اینه که اهل منزل رو دست به قلم کردیم 😅 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
💛 عطر زعفرون :) | 🇮🇷
همیشه سعی می کنم کتابی که می خرم به بسم الله داشتنش توجه کنم 🍃✅ شروع خود داستان یا حق داره که کار خ
‌ در همین راستا 👇🏻👇🏻 من همیشه به نوبت چاپ نگاه می کنم که کتاب با قیمت قدیم بخرم 😅😌 این سری یه کتاب دادم دست مامانم که بخونه، جالب بود نوبت چاپ رو چک کرد و طبق تیراژ بالاش گفت پس کتاب قشنگیه که تو این فاصله زمانی کم فلان تعداد بار چاپ شده 📚😏 خلاصه که وسواس جدیدی اضافه شد هنگام خرید کتاب 😉 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
پارسال این موقع دلم می خواست بیشتر وقت داشته باشم و سال دیرتر تموم شه .. اما امسال دلم می خواد زودتر این سال تموم شه ... نمیدونم بخاطر سختی های امساله، یا بخاطر ذوق شروع پلنر ... یا ... بسم الله بگیم فعلا و بریم سراغ برنامه امروز ☺️ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
توی یه قسمتی از دعای افتتاح اومده؛ (فَلَمْ اَرَ مَوْلیً كَريماً اَصْبَرَ عَلي عَبْد لَئيم مِنْكَ عَلَيَّ ...) انگار یه بنده ای از خودش ناامید! مونده از هر دری اومده پیش همون که همیشه خوب بلده چجوری کاسه ی گداییش و پر کنه... پیش همون که همیشه آغوشش وا بوده و با اینحال بنده رفته پیش غیر اون... همون که صبورترینِ عالمه! جلوی همه ی خطاهایی که این بنده کرده... میگه من هیچ مولای کریمی رو صبور تر از تو با بنده ای مثل خودم ندیدم! مولایی که منو دعوت میکنی و من روی برمیگردونم... محبت میکنی و من باهات با خشم حرف میزنم... سر دوستی با من داری و من از نادونی نمیپذیرم... جوری که انگار من به گردنت حقی دارم ،نه تو به من! با اینحال هیچوقت از فضل و کرمت بهم دریغ نکردی... ای درمون دردِ این بنده ای که غیر تو کسی و نداره... که باز هم جز تو کسی نیست هوای این بنده رو داشته باشه! ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
اولا که سلام 😁 دوما که من طاقت نیوردم و از اول ماه مبارک شروع کردم دفترمو 😇😌 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
سوما که ایشون هم شروع کردم ✅ و‌ بسی جذذذذابه 😍 ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book
این صفحه رو میخوام ارزیابی سال 1402 رو بنویسم 📊 25 تا سوال می نویسم (براتون میذارم) و با پاسخ دادن بهش می تونید یه دید کلی از سال گذشته پیدا کنید ✅ ┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄ @z_book