"رافـائِل
هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
"رافـائِل
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند.
"رافـائِل
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند.
نه که قصّاب به خنجر چو سر میش بِبُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند.
"رافـائِل
نه که قصّاب به خنجر چو سر میش بِبُرّد نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند.
چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
"رافـائِل
چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند.
"رافـائِل
به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند.
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
"رافـائِل
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
"رافـائِل
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند.
گذر زمان اینجوری شده که یهو غرق کاراتی سرتو میاری بالا برای استراحت و مواجه میشی با تایمی که برات عجیبه.!
_همین الان که نشستم فلان ساعت بودااا چجوری اینقدر زود گذشت؟