#خودمونی :)
آیت الله کوهستانی یه هم حجره ای داشت به اسم شیخ اسماعیل!
یه روز که همینطوری داشتن باهم حرف میزدن...
شیح اسماعیل میگه اومدم درس بخونم ملا بشم..
توی ده خودمون یه نفر هست پشت میز نشسته داره رئیسی میکنه میخوام برم جای اون...
آیت الله کوهستانی نصیحتش میکنه میگه برای خدا درس بخون نه برای پشت میز نشستن..
اما خب هدف شیخ اسماعیل چیزه دیگه ای بود...
سال ها میگذره آیت الله کوهستانی خودشون تعریف میکردند...
داشتندمیرفتند مشهد توی راه نیشابور جایی پیاده میشن تا نماز بخونن...
یه پیر مرد حمال میبینند که یه میز پشتشه نشسته تا استراحت کنه!
میگن خوب دقت کردم دیدم این همون شیخ اسماعیل..گفتم شیخ اسماعیل تویی؟؟
نگام کرد گفت شیخ محمد خودتی؟؟
تا منو شناخت زد زیر گریه...
گفت یادته بهم میگفتی برای خدا درس بخون..نه برای اینکه پشت میز بشینی؟؟
من برای پشت میز نشستن درس خوندم ولی میبینی الان میز پشت منه..
وقتی که نییت برای غیر خدا باشه نتیجه وارونه میشه:
#میبینیدزندگیهامونهیچخوشینداره..
#میبینیددرآمدمونبرکتینداره؟؟
#چوننیتمونکجه...
چرا تحمل سختی نداریم؟؟
#چونهدفمونازتحملسختیاشتباهه...
گفت:
دیروز یکی بودیم باهم ولی امروز
تو سرخ تر از سرخی و من زرد تر از زرد... :)