eitaa logo
مدرسه معارفی ذکریٰ
958 دنبال‌کننده
19 عکس
2 ویدیو
5 فایل
اگر از محتوای درس استاد سؤالی دارید، به شناسه زیر ارسال نمایید: @abiri14
مشاهده در ایتا
دانلود
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۴ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۳ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ا
«ربّ» یعنی چه و چگونه تشتت وجودی ما را به تمرکز تبدیل می‌کند؟ ما هر روز در نماز می‌گوییم «الحمد لله رب العالمین»، اما شاید کمتر به معنای عمیق «رب» فکر کرده باشیم. این کلمه به معنای «خالق» نیست؛ رازی در دل آن نهفته که با فهمش، پراکندگی‌های درونمان سامان می‌گیرد. 📌 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) در این بخش از درس، دو مفهوم کلیدی را گره می‌زنند: 🔹 «رب» کیست؟ «رب» از ریشهٔ «رَبَبَ»، به معنای مالکی است که متکفل ملک خویش است؛ مالکی که برای تمام مایحتاج مملوکش کافی است و آن را سرپا نگه می‌دارد. فطرت انسان به دنبال رفاه، آرامش، آسایش و لذت است. در زندگی مادی، آدرس‌های غلطی به ما داده‌اند: گمان می‌کنیم این مطلوبات در ماشین و خانه و مقام است. اما «رب» آن وجودی است که اگر او را داشته باشی، همه چیز داری و اگر او را نداشته باشی، هیچ نداری. 🔹 از تشتت تا تمرکز انسان پیش از ایمان، دچار پراکندگی عجیبی است. هر قوه‌ای او را به سویی می‌کشد: گوش، چشم، معده، ذهن، خیال و عقل، هر کدام مطلوب جداگانه‌ای دارند. این وضعیت، مصداق «أَرْبَابٌ مُتَشاکِثُونَ» (ارباب‌های پراکنده و ناسازگار) است. اما وقتی علم توحید می‌آید و انسان «رب» واقعی را می‌یابد، تمام فلش‌های وجودش بر یک نقطه متمرکز می‌شود: شناختش، عواطفش و اعمالش، همه جهت‌دار و هماهنگ می‌شوند. این تمرکز، همان حقیقت «ایمان» است. 🔹 جهش حیات این تحول، یک جهش وجودی است. انسانی که کافر است (نه لزوماً در مقابل مسلمان، بلکه در مقابل مؤمن)، در واقع یک «حیوان بالفعل» است؛ زیرا از دنیا همان را می‌بیند که حیوان می‌بیند. اما مؤمن، با این تمرکز وجودی، نگاهش به عالم زیر و رو می‌شود و آرامش و انسش در جایی دیگر تعریف می‌گردد. مؤمن، انسان بالفعل است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۴ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۳ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ا
تکذیب بی‌صدا در برابر استقامت واقعی؛ پایداری بر علم یا فرار از آن؟ شاید فکر کنیم تکذیب یک حقیقت، فقط با زبان اتفاق می‌افتد. اما ماجرا عمیق‌تر از اینهاست. گاهی زندگی روزمرهٔ ما، بی‌آنکه کلمه‌ای بر زبان بیاوریم، فریاد انکار سر می‌دهد. 📌 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) در این بخش، دو قطب مخالفِ «پایداری بر علم» را بررسی می‌کنند: تکذیب خاموش در یک سو، و استقامت واقعی در سوی دیگر. 🔹 تکذیب بی‌صدا یعنی چه؟ تصور کن کسی مدام بگوید «این مایع آب است»، اما وقتی تشنه می‌شود، به جای آن یک لیوان خاک سر بکشد. او با این عملش، آب بودن آن مایع را تکذیب کرده است. تکذیب آیات الهی هم دقیقاً همین‌طور است: اگر حقیقتی را بدانی اما رفتارت، عواطفت یا ساختار فکری‌ات با آن ناهماهنگ باشد، تو در واقع آن حقیقت را تکذیب کرده‌ای. تکذیب، فقط گفتن «این دروغ است» نیست؛ عمل ناهماهنگ، خودش تکذیب است. 🔹 استقامت یعنی چه؟ در آیهٔ شریفهٔ «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا»، استقامت یعنی نگه داشتن آن بینش توحیدی و نگذاشتن که تندبادهای غفلت، آن حقیقت را در وجودت خراب کند. مؤمن کسی است که خدا را همیشه «ربّ» می‌بیند نه اینکه لحظه‌ای او را رب ببیند و لحظه‌ای بعد، پزشک، ثروت یا رسانه را رب خود نمی‌پندارد. او بر این علمِ تحول‌آفرین مواظبت می‌کند و همین مراقبت، به‌طور طبیعی او را در ساحت عمل نیز پابرجا نگه می‌دارد. 🔹 پاداش این پایداری وقتی انسان در ربوبیت خدا استقامت کرد، وجودش با ملائکه اتصال پیدا می‌کند؛ همان‌ها که هرگز از محضر الهی خارج نمی‌شوند. استقامت، انسان را به موجودی ملکی تبدیل می‌کند که همواره در محضر حق قرار دارد. «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ». 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۴ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۳ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ا
آیا واقعاً علم غرور می‌آورد؟ جمله‌ای بر سر زبان‌هاست که می‌گوید: «علم، غرور می‌آورد». اما آیا واقعاً علم که یک کمال است، می‌تواند منشأ نقص باشد؟ یا اینکه پای یک متهم دیگر در میان است؟ 📌 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) این انگاره را از اساس به چالش می‌کشند و ریشهٔ ماجرا را جای دیگری نشان می‌دهند: 🔹 محال است کمال، نقص بیافریند علم، یک «کمال» وجودی است و از کمال، هرگز نقص صادر نمی‌شود. این یک اصل عقلی است. غرور، تکبر و کفر، همگی نقص‌اند و نمی‌توانند محصول علم حقیقی باشند. پس اگر عالمی را دیدی که دچار غرور شده، بدان که مشکل از «علم» او نیست. 🔹 غرور، محصول جهل‌های پیرامونی است آنچه عالم را به غرور می‌کشاند، «جهل‌های» متعددی است که در کنار آن یک علمِ خاص نشسته و او از آن‌ها غافل است. ندانستنِ عظمت هستی و ندانستنِ جایگاه واقعی خود در این جهان پهناور است که فرد را دچار توهم می‌کند. اگر انسان بداند فاصلهٔ وجودی‌اش با اولیای الهی، هزاران برابرِ فاصلهٔ او با یک سوسک یا کرم خاکی است، هرگز دچار غرور نمی‌شود. 🔹 کفر، ریشه در جهل دارد کفر در لغت به معنای «پوشاندن حقیقت» است و بازگشت آن به «جهل» می‌باشد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا يَنْفَعُهُ»؛ چه بسا عالمی که جهلش او را از پای درآورد، در حالی که علمش همراهش است اما سودی به حالش ندارد. آنچه عالم را هلاک می‌کند، «جهل» او به حقایق زیربنایی (مثل ربوبیت حق) است، نه علمش. 🔹 نتیجه: علم حقیقی، نورانیت می‌آورد علم توحیدی که در جان رسوخ کند، انسان را متواضع‌تر می‌کند، نه مغرور. جهالت است که غرور می‌زاید، و درمان جهالت نیز چیزی جز علم نیست. پس به جای فرار از علم به بهانهٔ غرور، باید به دنبال علاج جهل‌های پیرامونی بود. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ آیا ممکن است کسی با وجود یقین قلبی، حقیقت را انکار کند؟ ریشهٔ این انکار کجاست و چرا تمام طلب‌های انسان، حتی طلب علم، اگر به یک نقطه ختم نشود، گم‌راهی است؟ در این جلسه، استاد با تبیین نسبت عمیق میان «علم» و «ایمان»، حقیقت ایمان را یک امر بسیط و جدایی‌ناپذیر معرفی می‌کنند که تمام ارکان آن (ایمان به خدا، ملائکه، کتب، رسولان و معاد) چیزی جز بسط و تفصیل «توحید» نیست. از این منظر، کفر و هر نقص وجودی، ریشه در «جهل» دارد و حتی انکارِ پس از یقین نیز ناشی از دلبستگی به غیر حق و جهل به حقیقت ربوبیت اوست. در ادامه، با طرح راهکار آیت‌الله جوادی آملی حفظه الله، از ضرورت ورود حقیقت هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ به بدنهٔ علوم تجربی و ریاضی سخن به میان می‌آید تا تناقض میان علم و توحید حل شود و تمام علوم، مجرایی برای شهود جمال و جلال الهی گردند؛ چنان‌که سیرهٔ علمی شیخ بهایی و علامه حسن‌زاده آملی رحمهما الله چنین بوده است. بخش پایانی جلسه به تفاوت‌های تکوینی انسان‌ها و لزوم رعایت «ترتیب و تدریج» در تعلیم معارف اختصاص دارد. بر اساس روایات، خداوند هر انسانی را با ظرفیتی منحصربه‌فرد آفریده و تکرار در خلقت ممتنع است. بنابراین، ملامت انسان‌ها نه به دلیل تفاوت در ظرفیت‌ها، که به خاطر کوتاهی در تلاش متناسب با همان ظرفیت است و ارزش حقیقی هر کس، از نسبت «سعی» او بر «سرمایهٔ تکوینی»‌اش به دست می‌آید. 📌 آغاز از عبارت: جلد ۱، صفحهٔ ۸: و إليه الإشارة بقوله صلى اللّه عليه و آله و سلم ٢:«طلب العلم فريضة على كلّ‌ مسلم و مسلمة». 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ آیا ممکن اس
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم 🔹 نسبت علم، ایمان و جهل غایت آفرینش «علم» و «عبادت» است و حقیقت عبادت نیز به علم توحید (ایمان) بازمی‌گردد. ایمان حقیقتی بسیط، پیوسته و تفکیک‌ناپذیر است که ارکان پنج‌گانهٔ آن (ایمان به الله، ملائکه، کتب، رسل و معاد) همگی بسط حقیقت توحیدند؛ انکار هر یک به معنای نفی کل توحید است. در مقابل، کفر و تمام نواقص وجودی ریشه در «جهل» دارند. علم بما هو علم، کمال مطلق است و تنها زمانی حجاب می‌شود که انسان به محدودیت‌های علم رسمی آگاه نباشد. حتی انکارِ پس از یقین (جَحَدُوا بِهَا) نیز ناشی از دلبستگی به غیر حق و جهل به حقیقت ربوبیت اوست. 🔹 وظیفهٔ اسلامی در قبال علم و حل تناقض علم و توحید مقصود از «العلم» در حدیث شریف «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ»، علم توحید است. ملاک علم حقیقی «کاشفیت» از واقعیت خارجی است. برای حل تناقض میان علوم مادی (که آثار را مستقل به اسباب مادی نسبت می‌دهند) و توحید، باید حقیقت «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ» را وارد بدنهٔ علوم ساخت. با این کار، علوم به مرتبهٔ «توحید ابراهیمی» ارتقا می‌یابند؛ جایی که فیزیک‌دان و ریاضی‌دان، جلوه‌های جمال و جلال الهی را در تخصص خود شهود می‌کنند. سیرهٔ علمی شیخ بهایی و علامه حسن‌زاده آملی رحمهما الله گواه این مدعاست؛ ایشان علومی چون ریاضیات و هیئت را مجرایی برای کشف زیبایی‌های صانع می‌دانستند و از همین رو، علامه حسن‌زاده رحمه الله «فارغ‌التحصیلی» را بیماری می‌شمردند. 🔹 تفاوت تکوینی ظرفیت‌های وجودی بر اساس روایات، خداوند انسان‌ها را با استعدادهای متفاوت آفریده و تکرار در خلقت ممتنع است. اندیشهٔ تساوی‌انگاری مطلق، ناسازگار با عقل است. هر انسانی برای تجلی جلوه‌ای خاص و نیل به کمالی منحصربه‌فرد خلق شده و بهشت هر مؤمنی کاملاً اختصاصی است. شهود اولیای الهی در آخرت نیز متناسب با ظرفیت هر فرد است و همین تفاوت ظرفیت‌ها، شبههٔ حسرت در بهشت را دفع می‌کند؛ مؤمن به آنچه متناسب با قامت وجودی‌اش است راضی و خشنود است. در تعلیم و تربیت نیز باید ترتیب و تدریج را رعایت کرد و ارائهٔ معارف سنگین (مانند عرفان نظری) به متعلم غیرمستعد، ظلم به توحید و متعلم است. 🔹 مراتب ایمان و فرمول تقرب بر اساس حدیث امام صادق (علیه السلام)، ایمان دارای حالات، درجات، طبقات و منازل است و به سه مرتبهٔ کلی تقسیم می‌شود: تامّ (مختص معصومین)، ناقص، و راجح (مراتب میانی). روایت امام باقر (علیه السلام) نیز مؤمنان را در منازل یک‌گانه تا هفت‌گانه توصیف می‌کند. ملامت انسان‌ها نه به سبب تفاوت در ظرفیت‌های ذاتی، بلکه به دلیل کوتاهی در تلاش متناسب با آن ظرفیت است. ارزش حقیقی عمل انسان از نسبت «میزان سعی» بر «سرمایهٔ تکوینی» به دست می‌آید و کسانی که به سقف ظرفیت خود برسند، به مقام مخلَصین نائل می‌شوند. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
امام در آغوش امت
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
چرا با وجود یقین، حقیقت را انکار می‌کنیم؟ (بررسی ریشهٔ جهل در کفر و حجاب علم) آیا ممکن است کسی به چیزی یقین داشته باشد، اما آن را انکار کند؟ قرآن کریم از کسانی یاد می‌کند که «با آنکه دل‌هایشان بدان یقین داشت، از روی ظلم و تکبر آن را انکار کردند» (نمل، ۱۴). اما ریشهٔ این انکار کجاست؟ پاسخ در یک نکته نهفته است: دلبستگی به غیر حق. اگر انسان محبوب و مطلوب خود را در چیزی غیر از خدا جستجو کند، برای حفظ آن دلبستگی، مجبور به انکار حقیقت توحید می‌شود. این دلبستگی، خود ناشی از «جهل» است؛ جهل به اینکه هر کمال و زیبایی‌ای که او در غیر حق می‌بیند، در واقع از آنِ خودِ حق است و غیری در کار نیست. اگر انسان حق را با تمام جلواتش بشناسد، دیگر مجالی برای طلب غیر و در نتیجه انکار حقیقت باقی نمی‌ماند. بنابراین، حتی کفرِ پس از یقین نیز ریشه در جهل دارد. این قاعده در مورد «علم» نیز صادق است. گاهی گفته می‌شود «علم حجاب است». کدام علم؟ علم رسمی و کتابی. این علم اگرچه مرتبه‌ای از کمال است، اما اگر انسان به آن بسنده کند و متوجه محدودیت‌اش نباشد (که این غفلت نیز نوعی جهل است)، همین علم برای او حجاب می‌شود و او را از حقایق برتر بازمی‌دارد. در مقابل، اگر انسان از این علم مراقبت کند تا رشد کند و شکوفا شود، همین علمِ محدود، طریق وصول به حقایق عالی‌تر خواهد شد؛ درست مانند اصحاب ائمه (علیهم السلام) که با اخذ علم از ایشان و ثبات قدم بر آن، به مراتب والا رسیدند. پس حجاب بودنِ علم هم، در نهایت به جهل برمی‌گردد، نه به خودِ علم. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
ایمان؛ یک حقیقتِ یک‌پارچه، نه تکه‌تکه آیا می‌شود خدا را قبول داشت، اما پیامبر یا معاد را نه؟ برخی می‌گویند: «ما خدا را قبول داریم، اما کاری به پیامبر و ائمه نداریم.» قرآن کریم این تفکر را به شدت رد می‌کند، اما نکتهٔ جالب اینجاست که این کار را حتی «ایمان به بعض و کفر به بعض» هم نمی‌نامد؛ بلکه آن را نفیِ کامل ایمان می‌داند. راز این مطلب در حقیقت ایمان است. ایمان مانند یک نورِ واحد است که اگر بخشی از آن خاموش شود، دیگر نوری باقی نمی‌ماند. ارکان پنج‌گانهٔ ایمان (الله، ملائکه، کتب، رسل و معاد) حقایقی جدا از هم نیستند، بلکه همه بسط و تفصیل یک حقیقت واحد به نام «توحید» هستند. تصور کنید کسی بگوید: «من خورشید را قبول دارم، اما نور و گرمای آن را قبول ندارم!» این حرف متناقض است؛ چون نور و گرما جزئی از حقیقت خورشید هستند. دقیقاً به همین ترتیب، خدایی که فرستاده، کتاب آسمانی و معاد نداشته باشد، خدای حقیقی نیست و توحیدِ منتسب به او ناقص و لنگ است. بنابراین، آن «ایمان به بعض» در واقع ایمان به همان بعض هم نیست؛ چون با انکار سایر ارکان، حقیقت توحید یکسره از بین رفته است. به همین دلیل قرآن کریم به مؤمنان دستور می‌دهد که از ایمان اجمالی فراتر رفته و به ایمان تفصیلی برسند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا...» (نساء، ۱۳۶)؛ یعنی ای کسانی که ایمان آورده‌اید، حالا این ایمان را با شناخت تفصیلیِ متعلقاتش کامل کنید. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ آیا ممکن اس
وقتی علم و توحید با هم نمی‌خوانند؛ راه‌حل آیت‌الله جوادی آملی حفظه الله و سیرهٔ بزرگان اگر بگوییم «تمام کمالات و آثار از آنِ خداست»، اما در مقام علم‌آموزی، آثار را مستقلاً به ذرات، اعداد و ترکیبات مادی نسبت دهیم، دچار تناقضی آشکار شده‌ایم. این تناقض، مشکل بزرگِ علوم مدرن است؛ جایی که فیزیک و شیمی و ...، همه‌چیز را با علل مادی تبیین می‌کنند و جایی برای خدا باقی نمی‌گذارند. آیت‌الله جوادی آملی حفظه الله راه‌حلی برای این معضل ارائه می‌دهند. ایشان می‌فرمایند: علومی که فاقد جهت توحیدی هستند، در واقع علم حقیقی نیستند. برای تصحیح این علوم، باید حقیقت آیهٔ شریفهٔ «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ» (حدید، ۳) را وارد بدنهٔ آن‌ها کرد. با ورود این حقیقت، تمام گزاره‌های علمی صبغهٔ توحیدی می‌گیرند و به مرتبهٔ «توحید ابراهیمی» ارتقا می‌یابند. در این مرتبه، جریان طبیعی عالم نفی نمی‌شود؛ حضرت ابراهیم (علیه السلام) آب می‌نوشید و سیراب می‌شد، اما حقیقت را فراتر از آب می‌دید و می‌فرمود: «وَالَّذِی هُوَ يُطْعِمُنِی وَيَسْقِينِ» (شعراء، ۷۹). او در آینهٔ آب، جلوه‌ای از کمال و جمال حق را شهود می‌کرد. این نگاه، یک ایدهٔ تزئینی نیست؛ سیرهٔ عملی بزرگان ما نیز همین بوده است. شیخ بهایی رحمه الله، فقیه و عارفی که در ریاضیات، معماری و کیمیا نیز سرآمد بود، در تمام این علوم به دنبال مشاهده محبوب می‌گشت. علامه حسن‌زاده آملی رحمه الله نیز با همین نگاه به سراغ هیئت و نجوم رفتند و می‌فرمودند: «کسی که خود را فارغ‌التحصیل بداند، بیمار است.» زیرا غذای روح، توحید است و در برابر این غذای نامتناهی، انسان باید اشتهای نامتناهی داشته باشد. پس توحید با علم نمی‌جنگد، بلکه آن را فتح می‌کند و به مرتبهٔ علم واقعی می‌رساند و علمی که به توحید نپیوندد، در حقیقت علم نیست. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
حدیث عنوان بصری ۴.mp3
زمان: حجم: 10.7M
جلسه چهارم، حسینیه فخاری ♦️ حجة الاسلام و المسلمين کرمانشاهانی 🔹 علم نور الهی است 🔹 تفاوتهای بنیادین علم و اطلاعات 🔹اطلاعات نقطه اشتراک ذهن با ابزارهای دیجیتال است. 🔹 علم تنها در موجود حیّ یافت می شود. 🔹 رابطه علم و عمل 🔹 عمل شرط بقای علم مدرسه معارفی ذکریٰ: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
هیچ‌کس شبیه تو نیست؛ راز تفاوت‌های حکیمانهٔ ما و نبودِ حسرت در بهشت تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا هیچ دو انسانی کاملاً شبیه هم نیستند؟ چرا استعدادهای ما اینقدر متفاوت است؟ اندیشهٔ «تساوی مطلق انسان‌ها» که از تفکر مدرن غربی وارد شده، نه تنها با واقعیت بیرونی ناسازگار است، بلکه با عقل سلیم نیز جور درنمی‌آید. حکمت الهی اقتضا می‌کند که فعل خدا عاری از لغو و تکرار باشد. فاعلِ نامتناهی که کمالاتش بی‌نهایت است، هرگز فعل خود را تکرار نمی‌کند؛ چون تکرار، نشانهٔ محدودیت و تمام شدن ایده‌های جدید است. نه تنها در ناحیه آفرینش و خلقت بلکه خداوند هر انسانی را برای تجلی جلوه‌ای خاص و نیل به کمالی منحصربه‌فرد آفریده است. کمال و خیری که برای شما مقدر شده، مختص خود شماست و به هیچ موجود دیگری در کل هستی داده نخواهد شد. قرآن کریم از «چشم‌روشنیِ پنهانی» سخن می‌گوید که هیچ کس از آن خبر ندارد: «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ» (سجده، ۱۷). این پاداش اختصاصی، همان کمال بی‌تکراری است که تنها برای شما ذخیره شده است. اما سؤالی که پیش می‌آید این است: «آیا مؤمن با دیدن مراتب بالاتر دیگران در بهشت، حسرت نمی‌خورد؟» پاسخ معصوم (علیه السلام) به این شبهه، تمثیلی زیباست: «آیا تا به حال دیده‌ای کسی لباسی بزرگ‌تر از قامت خود بپوشد و با وجود عدم تناسب، خود را آراسته بپندارد؟» مؤمن در بهشت، خواهان مرتبه‌ای فراتر از ظرفیت خود نیست. او مرتبهٔ خویش را متناسب با قامت وجودی خود می‌داند و از آن لذت کامل می‌برد. بهشت، دارِ رضوان و جایگاه رضایت مطلق است. نام فرشتهٔ تقسیم‌کنندهٔ بهشت هم «رضوان» است؛ یعنی ورود به بهشت، مشروط به پیوند با «مقام رضا»ست. پس در بهشت، حسرت معنا ندارد. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۵ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۰ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
هر لقمه‌ای شایستهٔ هر دهانی نیست؛ چرا در معارف باید مراقب ظرفیت‌ها بود؟ یک نوزاد را تصور کنید که قرار است روزی قهرمان پرورش اندام شود. آیا می‌توان از همان روزهای اول، مکمل‌های غذایی بدنسازها را به او داد؟ مسلماً نه؛ نه تنها قهرمان نمی‌شود، بلکه دستگاه گوارش او برای همیشه نابود خواهد شد. عین این قاعده در عالَم معارف دینی نیز جاری است. طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، اما این طلب به شرط رعایت «ظرفیت و طاقت» متعلم است. طلبه‌ای که هنوز در مراحل مقدماتی حوزه است، اگر به سراغ کتاب‌های عمیق عرفان نظری برود، نه تنها عارف نمی‌شود، بلکه قوهٔ هاضمهٔ فکری خود را برای همیشه از بین می‌برد. ایراد از کتاب نیست؛ کتاب در جای خود ارزشمند و عمیق است. آسیب متوجه کسی است که این غذای سنگین روحی را زودتر از موعد مصرف کرده است. مرحوم آقای فاطمی‌نیا رحمه الله حکایتی را نقل می‌کردند که روزی فرزند آیت‌الله قاضی رحمه الله، که اهل سلوک و معرفت عملی بود اما در عرفان نظری کار نکرده بود، خواست کتاب *فصوص الحکم* را مطالعه کند. امام خمینی (رحمه الله) به ایشان فرمودند: «کتاب را بگذار سر جایش؛ شما اهلش نیستی.» علاوه بر این نظم و رعایت ترتیب در آموزش هم مهم است که باید رعایت شود. بنابراین، در تعلیم معارف توحیدی باید به دو اصل پایبند بود: ۱. نظم و انضباط در تحصیل: آموزش باید مرحله‌به‌مرحله پیش برود. ۲. تناسب محتوا با ظرفیت متعلم: هر مطلبی را نباید در اختیار هر کسی قرار داد. ارائهٔ معارف سنگین به کسی که توان هضم آن را ندارد، دو ظلم بزرگ در پی دارد: ظلم به توحید (ضایع کردن غذای پاک الهی) و ظلم به متعلم (آسیب زدن به روح او و محروم کردنش از این معارف برای همیشه). تکالیف و معارف الهی همواره متناسب با وسع و طاقت نفوس ارائه می‌شوند و رعایت این تناسب، عین حکمت است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool