eitaa logo
مدرسه معارفی ذکریٰ
958 دنبال‌کننده
19 عکس
2 ویدیو
5 فایل
اگر از محتوای درس استاد سؤالی دارید، به شناسه زیر ارسال نمایید: @abiri14
مشاهده در ایتا
دانلود
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
چرا زحمت کشیدن همیشه علم نمی‌آورد؟ (کاسهٔ گدایی علم) همهٔ ما این تجربه را داشته‌ایم: افراد زیادی را می‌شناسیم که با وجود تلاش فراوان، استاد خوب و هم‌بحث قوی، باز هم به فهم برخی حقایق نائل نشده‌اند. آن‌سوی ماجرا هم کسانی هستند که بی‌هیچ تلاش طاقت‌فرسایی، دریچه‌هایی از معرفت به رویشان گشوده شده است. راز این تفاوت چیست؟ پاسخ را باید در یک قاعدهٔ عقلی ساده اما عمیق جستجو کرد. قاعده‌ای که یک کودک هم آن را می‌فهمد اما گاهی از آن غافل می‌شویم: «فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد». همان‌طور که یک آدم بی‌پول نمی‌تواند به شما پول بدهد، یک انسانِ ذاتاً فاقد علم هم نمی‌تواند خودش برای خودش علم بسازد. یا یک کتاب نمی‌تواند به خواننده علم بدهد و یا یک هم بحث و ... پس این همه تلاش برای چیست؟ «تعلم» و درس خواندن، علت موجدهٔ علم نیست؛ بلکه نقش آن آماده‌سازی قابلیت نفس و ابراز نیاز به درگاه الهی است. به بیان ساده، تعلم همان «کاسهٔ گدایی علم» است. تا دست نیاز بلند نکنی و کاسهٔ گدایی را پیش نبری، فیضی دریافت نمی‌شود؛ اما نباید کاسه را با خودِ گوهر اشتباه بگیری. حقیقت علم، نوری است که خداوند در قلب بنده می‌افکند:
إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ
. تلاش ما فقط مقتضی است، نه موجد؛ و چه آرامشی دارد این باور که گوهر علم را نه از بازوان خود، که از خزانهٔ غیب باید طلب کرد... 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
راز افزایش ایمان با تلاوت قرآن چیست؟ قرآن می‌فرماید:
وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا
(انفال/۲). اما آیا «تلاوت» فقط به معنای خواندن ظاهری و لفظی آیات است؟ اگر چنین بود، چرا بسیاری با وجود قرائت مکرر قرآن، افزایش چشمگیری در ایمان خود احساس نمی‌کنند؟ «تلاوت» از ریشهٔ «تلو» به معنای در پی هم آمدن و پیوستگی منظم است. تلاوت حقیقی قرآن، تنها خواندن الفاظ نیست؛ بلکه کشف ارتباط منطقی و نظام‌مند میان آیات و قرار دادن هر آیه در تلوّ آیهٔ دیگر است. این همان مبنای اصیل روش «تفسیر قرآن به قرآن» است. برخی این روش را بدعتی نوظهور پنداشته‌اند، در حالی که ریشه در خود قرآن دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آیات را به گونه‌ای تلاوت می‌فرمودند که پیوندهای پنهان میان آن‌ها آشکار می‌گشت و حقایق جدیدی منکشف می‌شد. شأن «تلاوت» پیامبر، یک شأن پویا و معرفت‌بخش بود، نه صرفاً روخوانی. در مقابل، کسانی که آیات را گسسته و بریده از هم می‌بینند، نه تنها به فهم نائل نمی‌شوند، بلکه دچار تحیر شده و می‌گویند:
مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا
(بقره/۲۶). شاید ما هم اگر صادقانه با خود خلوت کنیم می‌ببینیم در بسیاری از موارد، واقعاً پیوند آیات را درک نمی‌کنیم و فقط با تسلیم اجمالی (که آن هم ارزشمند است) از کنارشان می‌گذریم؟ غایت تلاوت منسجم آیات، ارتقای مرتبهٔ توحید در نفس مؤمن است. وقتی قرآن با این نگاه تلاوت شود، ایمان، علم و حیات قلب رو به فزونی می‌گذارد. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
چرا بعضی آدم‌ها با همه چیز ناسازگارند؟ تا به حال دقت کرده‌ای که برخی افراد یا خودمان، تقریباً با همه چیز و همه کس در ستیز و ناسازگاری‌اند؟ گویی هر پدیده و هر انسانی برایشان یک «تهدید» است. در مقابل، کسانی هم هستند که گویی با تمام عالم در صلح و سازگاری‌اند و از هر رخدادی، خیر و رشد بیرون می‌کشند. راز این تفاوت کجاست؟ مرحوم آخوند خراسانی رحمه الله (صاحب کفایه) در کتاب *فوائد الأصول*، قاعده‌ای تکوینی و بسیار عمیق را تبیین کرده‌اند: «هرچه مرتبهٔ وجودی موجودی محدودتر و ضعیف‌تر باشد، ناسازگاری‌اش با سایر موجودات بیشتر است؛ و هرچه وجود وسعت یابد، سازگارتر می‌شود». یک نور ضعیفِ شمع را تصور کن؛ با کوچک‌ترین جریان باد خاموش می‌شود و برای بقا، نیازمند مراقبت شدید است. اما یک آتش عظیم و شعله‌ور، نه تنها با باد خاموش نمی‌شود، بلکه همان طوفانی که شمع را نابود می‌کرد، آن را شعله‌ورتر می‌کند. این قاعده دربارهٔ روح انسان هم صادق است. وجودهای محدود و ضعیف که اسیر تعلقات مادی‌اند، سایر موجودات را «شر» و تهدید می‌بینند. اما وجودهای وسیع و قوی که از بند تعلقات رسته‌اند، همه چیز را «خیر» و مایهٔ تکامل خود می‌یابند. دقیقاً همین‌جاست که معنای شرح صدر روشن می‌شود: قلبی که از تعلقات آزاد شده، پذیرای حق می‌گردد و با همهٔ هستی سر سازگاری دارد. در مقابل، ضیق صدر یعنی همان تنگی سینه‌ای که نمی‌تواند حقیقت را بپذیرد و همواره در حال ناسازگاری و طرد کردن است. حالا می‌توانیم نگاه جدیدی به خودمون و ناسازگاریامون با اطرافمون بندازیم. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
قلبمان تنگ است یا گشاده؟ (راز شرح صدر) در قرآن می‌خوانیم:
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا
(انعام/۱۲۵). این آیه از دو نوع قلب سخن می‌گوید: قلبی گشاده و پذیرا، و قلبی تنگ و عبوس. اما شرح صدر دقیقاً چیست و چطور به دست می‌آید؟ شرح صدر، تنها یک احساس خوبِ معنوی نیست؛ بلکه یک حقیقت وجودی است. یعنی نور معرفت چنان در جان انسان بسط پیدا کند که تمام قوای او (ذهن، قلب، شهوت، غضب و حتی چشم و گوشش) را تسخیر نماید. در این حالت، هیچ گوشه‌ای از وجود انسان در برابر حق مقاومت نمی‌کند و به تعبیر قرآن، تسلیم محض می‌شود. در مقابل، ضیق صدر یعنی همین که انسان با اینکه در ذهنش چیزی را قبول دارد، اما دلش همراه نمی‌شود و اعضا و جوارحش تمرد می‌کنند. ریشهٔ این تنگی، حاکمیت «**قوهٔ وهم**» است؛ همان عقلِ ضعیفی که فقط محسوسات و تعلقات مادی را می‌شناسد و از درک حقایق برتر عاجز است. رابطهٔ علم و شرح صدر، رابطه‌ای دوطرفه است: از یک سو، علم حقیقی حجاب‌ها را برمی‌دارد و نور را در دل می‌گستراند تا شرح صدر محقق شود. از سوی دیگر، با انقیاد و تسلیم باطنی (که همان شرح صدر است)، قابلیت دریافت علوم برتر و عمیق‌تر فراهم می‌شود. این چرخهٔ نورانی، مؤمن را گام به گام بالا می‌برد. ثمرهٔ نهایی این شرح صدر، ارتقا از یک ایمان اجمالی به یک شهود تفصیلی است؛ آنجا که صدق گفتار انبیاء (ع) در تمام آنچه خبر داده‌اند، نه از روی تعبد، که با بصیرت قلب برای انسان آشکار می‌گردد. این است مقصد نهایی سلوک علمی... 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا گاهی با وجود دانستن یک حقیقت، به آن عمل نمی‌کنیم؟ آیا «دانستن» صرف، همان «ایمان» است؟ در این جلسه، استاد با تکیه بر رابطهٔ تکوینی علم و عمل، پرده از رازی برمی‌دارد که مسیر سلوک را دگرگون می‌کند: علم حقیقی هرگز خنثی نیست؛ بلکه از درون جان، شوق به عبادت را می‌جوشانَد. هر عمل صالح، نه صرفاً یک تکلیف، بلکه افزایش ظرفیت وجودی برای دریافت نور تازه‌ای از حق تعالی است. در این میان، عباداتْ رنگ و بوی خاص خود را دارند و نماز، به‌مثابهٔ معجونی از تمام آن‌ها، سالک را به اسم جامع «الله» پیوند می‌زند. اما چرا برخی دانسته‌های ما هرگز به عمل نمی‌انجامد؟ استاد با تکیه بر کلام مرحوم شیخ انصاری رحمه الله، مرز میان «تصور ذهنی» و «تصدیق قلبی» را شکافته و از تلازم تکوینی تصدیق و عمل سخن می‌گوید؛ آن‌گونه که اگر عمل نباشد، تصدیق قلبی نیز زائل می‌شود. 📌 آغاز از عبارت: جلد ۱، صفحهٔ ۱۱: «و ينبعث من قلبه داعية العمل بكلّ مأمور، و الاجتناب عن كلّ مخطور...» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ آیا تا به حال
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ حقیقت علم و تلازم تکوینی آن با عمل حقیقت علم، نور، حیات و ایمان، اسامی یک حقیقت واحد با مراتب تشکیکی است. با رفع حجاب‌های نفسانی، نور حق بر قلب می‌تابد. این نور، خنثی نیست؛ بلکه تکویناً مقتضی عمل است. با ورود نور ایمان، حب و بغض‌های جدیدی در سالک پدید می‌آید و از درون جانش، انگیزهٔ عمل به همهٔ اوامر الهی می‌جوشد: ینبعث من قلبه داعیة. این عبادت، نه از سرِ خوف و طمع (مرتبهٔ اسلام)، که از سرِ عشق و شهود کمالات حق (مرتبهٔ ایمان) است. 🔄 چرخهٔ تکاملی علم و عمل انسان فاعل حقیقی علم نیست، بلکه «قابل» است و فیاض علی‌الاطلاق به میزان ظرفیتش به او افاضه می‌کند. عمل عبادی با رفع موانع نفسانی (شهوت، غضب، کبر)، ظرفیت وجودی را افزایش می‌دهد. با افزایش قابلیت، نور و معرفت برتری افاضه می‌شود که آن نیز عمل جدیدی می‌طلبد. این چرخه تا ما شاء الله ادامه دارد: نور، عمل، نوری برتر و .... این است معنای نورٌ علی نور و روایت شریف من علم و عمل بما علم ورّثه الله علم ما لم یعلم. 🕌 عبادات، جلوه‌های اسمای الهی و توصیهٔ علامه طباطبایی رحمه الله هر عبادتی که با اخلاص انجام شود، صفای مخصوص به خود را در قلب ایجاد می‌کند؛ زیرا هر عمل، نازلهٔ اسمی از اسمای الهی است. نماز ام‌العبادات و معجون تمام عبادات و مظهر اسم جامع «الله» است. مرحوم علامه طباطبایی توصیه می‌فرمودند: هر عمل مستحبی را حداقل یک‌بار در عمر انجام دهید تا پیوند ملکوتی آن اسم برای همیشه در باطن شما برقرار بماند. در مقابل، مکروهات و محرمات، این پیوندهای نورانی را قطع می‌کنند و موجب محرومیت می‌شوند، نه ایجاد ارتباط با ظلمت. 🕌 تأسّی به سیرهٔ نبوی؛ الگویی مطلق در همه شئون آیهٔ لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ اطلاق دارد و تمام افعال پیامبر (صلی الله علیه و آله) را الگو می‌سازد. حتی در دایرهٔ «مباحات» که برای عموم تسهیل است، فعل پیامبر (ص) به‌عنوان مظهر اسم «مصطفی»، احسنِ افعال و معیار مطلق است. وقایع زندگی ایشان تصادفی نیست، بلکه مجرای سنت ابتلای الهی (پرورش ربوبی) است. ازاین‌رو، بزرگان با دقت در سنن نبوی، به آن تأسّی می‌جستند. 🧠 تصدیق قلبی در برابر تصور ذهنی؛ چرا عمل نمی‌کنیم؟ علم به «تصور» (صورت ذهنی) و «تصدیق» (اذعان قلبی) تقسیم می‌شود. تصورْ خنثی است، اما تصدیق تکویناً عمل را به دنبال دارد. به‌قول شیخ انصاری، انسان با «معلوم‌المائیه» معاملهٔ آب می‌کند. بی‌عملی، کاشف از عدم تصدیق قلبی است. منشأ این بی‌عملی، طغیان قوای نفسانی و حب دنیاست که تصدیق را با توجیهات، تقیید و تخصیص زده و در نهایت زائل می‌کند. عملی که برخاسته از تصدیق نباشد، علم را از بین می‌برد. 👁️ دو چشم باطنی قلب و شهود غیب حدیث نبوی ما من عبدٍ إلّا و لقلبه عینان بشارت می‌دهد که در نهاد هر انسانی چشمانی باطنی برای درک «غیب» نهاده شده است. «غیب»، جهت اتصال اشیاء به حق‌تعالی است، نه امور پنهان مادی. هرگاه خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد، حجاب را از این چشمان برمی‌دارد. با گشایش چشم قلب، شهود حقایق ملکوتی آغاز می‌شود و این شهود، منشأ تحول گرایشی و رفتاری سالک می‌گردد. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
چرا به دانسته‌هایمان عمل نمی‌کنیم؟ از تلازم تکوینی علم و عمل تا ریشهٔ بی‌عملی اگر واقعاً می‌دانیم که فلان عملْ طریق سعادت ماست، چرا گاهی از انجام آن سر باز می‌زنیم؟ پاسخ این پرسش را باید در تفاوت ظریف میان «تصور» و «تصدیق» جست‌وجو کرد. 🧠 تصور ذهنی یا تصدیق قلبی؟ علم دو مرتبه دارد: یکی تصور (صورت ذهنی یک مطلب) و دیگری تصدیق (اذعان قلبی به واقعیت داشتن آن). انسان می‌تواند ادلهٔ یک مطلب را کاملاً بفهمد و حتی برای دیگران تقریر کند، اما در دل بدان اذعان نداشته باشد. علمِ در حدِ تصور، خنثی است و اثر عملی ندارد. اما تصدیق، تکویناً عمل را به دنبال می‌آورد. 💧 امتناع تفکیک علم از عمل در بیان شیخ انصاری رحمه الله مرحوم شیخ انصاری در *فرائد الاصول* با ذکر مثالی روشن، این تلازم تکوینی را تبیین می‌کند: انسان با مایعی که یقین دارد آب است («معلوم‌المائیه»)، معاملهٔ آب می‌کند. محال است کسی تشنه باشد، یقین داشته باشد این مایع آب است، اما از نوشیدن آن امتناع کند. تصدیق و عمل، تلازم تکوینی دارند. اگر عمل نیست، پس تصدیق قلبی هم شکل نگرفته است. ❓ پس چرا تصدیق قلبی شکل نمی‌گیرد؟ مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله می‌فرمایند: در هر موردی که انسان به علمش عمل نمی‌کند، در واقع آن علم را تقیید و تخصیص زده است؛ یعنی با خود می‌گوید: «این موردِ خاص، استثناست و به سعادت من لطمه نمی‌زند». اما چه چیزی این توجیهات را تولید می‌کند؟ مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله ریشه را در حب دنیا می‌دانند. وقتی قوای نفسانی (شهوت و غضب) تربیت نشوند، طغیان می‌کنند. قوهٔ شهوت با جلوه‌گری و ایجاد لذت‌های کاذب، نفس را به سوی خود می‌کشد و در دل سالک شک می‌افکند: «شاید این لذت هم نوعی سعادت باشد!» این شک، تصدیق قلبی را متزلزل و نابود می‌کند. 📉 زوال تدریجی علم اگر این روند ادامه یابد، هر بار که انسان تمایلات نفسانی را بر مقتضای علم ترجیح می‌دهد، آن حقیقت علمی در وجودش کمرنگ‌تر می‌شود. در نهایت، ممکن است شخص سال‌ها یک مطلب را تدریس کند، اما هیچ اثر و تحولی در نفس او پدید نیاید. چنین کسی دیگر عالم نیست، بلکه صرفاً «ناقل اقوال» است. ✨ اما راه حل چیست؟ عمل. عمل صالح، تصدیق قلبی را در نفس تثبیت می‌کند. وقتی انسان به گوشه‌ای از علمش عمل کند، خداوند نوری تازه بر قلبش می‌تاباند: من علم و عمل بما علم ورّثه الله علم ما لم یعلم. چرخهٔ علم و عمل، تنها مسیر رهایی از رکود و زوال معرفت است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
چرا به دانسته‌هایمان عمل نمی‌کنیم؟ از تلازم تکوینی علم و عمل تا ریشهٔ بی‌عملی اگر واقعاً می‌دانیم ک
عبادت عاشقانه و نماز، معجونی از تمام اسمای الهی وقتی نور ایمان بر قلب سالک می‌تابد، تحولی بنیادین در گرایش‌های او رخ می‌دهد. دیگر عبادت، تکلیفی سنگین و از سرِ خوف و طمع نیست؛ بلکه از درون جانش می‌جوشد: ینبعث من قلبه داعیة العمل. ✨ عبادت عاشقانه؛ گذر از اسلام به ایمان عبادتی که از سرِ ترس از جهنم یا طمع به بهشت باشد، شایستهٔ مرتبهٔ «اسلام» است. اما مؤمن با شهود اینکه تمام کمالات، زیبایی‌ها و قدرت‌ها نزد خداست، به همهٔ اوامر الهی عشق می‌ورزد. در این مقام، طاعت برای او سراسر لذت و بهجت است، نه رنج و سختی. این است تفاوت زاهد و مؤمن در نگاه حافظ. 🕌 هر عبادتی، جلوه‌ای از یک اسم الهی هر عبادتی که با اخلاص انجام شود، صفای مخصوص به خود را در قلب ایجاد می‌کند. چرا؟ چون هر عمل عبادی، نازلهٔ اسمی از اسمای الهی است: - روزه، سالک را به اسمی خاص از اسمای الهی نزدیک می‌کند. - حج، جلوهای دیگر از ربوبیت حق را می‌نمایاند. - خمس و جهاد نیز هر یک عطر و بوی ویژهٔ خود را دارند. ✨ نماز؛ معجون تمام عبادات در این میان، نماز جایگاهی بی‌بدیل دارد. نماز اُمّ‌العبادات و معجون تمام عبادات است. علت این برتری چیست؟ پروردگار، سایر موجودات را از مجرای صفتی خاص پرورش داد، اما ربّ انسان، اسم جامع «الله» است که مستجمع جمیع اسما و صفات الهی است. نماز نیز به‌تنهایی تمام مراتب عبادی را در خود جمع دارد و سالک را مستقیماً به اسم جامع «الله» واصل می‌سازد. اگر عبادات دیگر را به آب‌میوه‌های تک‌طعم تشبیه کنیم، نماز معجونی از تمام آن طعم‌هاست. 🔄 چرخهٔ عشق و عمل این عبادت عاشقانه، نور جدیدی به قلب می‌تاباند که آن نیز به نوبهٔ خود، شوق طاعتی برتر را می‌آفریند. این است معنای نورٌ علی نور: هر عمل، نوری و هر نور، عملی نو. چرخه‌ای بی‌پایان از عشق و بندگی. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
چرا به دانسته‌هایمان عمل نمی‌کنیم؟ از تلازم تکوینی علم و عمل تا ریشهٔ بی‌عملی اگر واقعاً می‌دانیم ک
راز توصیهٔ علامه طباطبایی رحمه الله: هر مستحبی را یک‌بار انجام دهید مرحوم علامه طباطبایی (قدس سره) توصیه‌ای سلوکی داشتند که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما دریایی از معرفت در آن نهفته است: هر عمل مستحبی را حداقل یک‌بار در طول عمرت انجام بده. راز این توصیه چیست؟ 🔗 ایجاد پیوند ملکوتی با اسمای الهی پیش‌تر دانستیم که هر عبادتی، نازلهٔ اسمی از اسمای الهی است و صفای مخصوص به خود را در قلب ایجاد می‌کند. وقتی سالک یک عمل مستحب را انجام می‌دهد، میان نفس او و آن اسم الهی که مبدأ تکوینی آن عمل است، پیوند و ارتباط وجودی برقرار می‌شود. ⏳ پیوندی که در ملکوت ماندگار است ساحت ملکوت، منزه از زمان و فرسودگی است. اگرچه سالک گمان می‌کند عمل او سپری شده و از بین رفته، اما حقیقت آن اسم الهی باقی و برقرار است و پیوند وجودی‌ای که میان نفس و آن اسم ایجاد شده، برای همیشه محفوظ می‌ماند. در عالم باطن که موطن جمع‌الجمع و فراتر از زمان و مکان است، تمام این پیوندها یک‌جا مجتمع خواهند بود. 🤝 تشبیهی برای تقریب ذهن این پیوند را می‌توان به ملاقات با شخصیتی بزرگوار تشبیه کرد. اگر حتی یک‌بار با انسانی کریم و شریف دیدار کنی و عرض ارادت نمایی، آن پیوند عاطفی و معنوی برقرار می‌شود. نفوس بزرگوار، حتی با یک‌بار ملاقات، انسان را فراموش نمی‌کنند؛ چه رسد به اسمای الهی که منبع فیض و کرامت‌اند. 📌 توصیه‌ای برای همهٔ ما علامه طباطبایی رحمه الله با این توصیه، راهی عملی برای سالکانی می‌گشایند که به جهت محدودیت عمر، اشتغالات مادی و موانع گوناگون، قادر به مداومت بر تمام مستحبات نیستند. با یک‌بار انجام هر عمل مستحب، پیوندی پایدار با حقیقت ملکوتی آن عمل برقرار می‌شود و سالک از فیوضات آن بهره‌مند می‌گردد، هرچند در آینده توفیق تکرار آن را نیابد. البته استمرار بر عمل، فضیلت برتری دارد، اما با این توصیه، سالک به‌کلی محروم نخواهد ماند. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
چرا به دانسته‌هایمان عمل نمی‌کنیم؟ از تلازم تکوینی علم و عمل تا ریشهٔ بی‌عملی اگر واقعاً می‌دانیم ک
گناه، پیوندهای نورانی را قطع می‌کند، نه اینکه به ظلمت متصل سازد وقتی سخن از اثر گناه به میان می‌آید، شاید این تصور پیش آید که ارتکاب محرمات و مکروهات، انسان را به یک حقیقت ظلمانی و پلید متصل می‌کند. اما تحلیل معرفتی، تصویری متفاوت و دقیق‌تر از این مسئله ارائه می‌دهد. 🚫 گناه، «قطع اتصال از نور» است، نه «ایجاد اتصال به ظلمت» حقیقت این است که ظلمت، امری وجودی و مستقل نیست؛ ظلمت یعنی «نفی نور» و یک امر عدمی است. بنابراین، ارتکاب گناه موجب ایجاد ارتباط با یک حقیقت زشت و ظلمانیِ خارجی نمی‌شود. اثر گناه، محرومیت و قطع کردن پیوندها و اتصالات نورانی‌ای است که سالک پیش از این با انوار الهی برقرار کرده بود. 🌳 تشبیهی از روایات در روایات آمده است که با هر ذکر شریف
لا اله الا الله
، درختی در بهشت برای انسان غرس می‌شود. اما بلافاصله هشدار داده شده: مواظب باشید آتشی نفرستید که آن درختان را بسوزاند. مکروهات و محرمات، در حکم همان آتش سوزان‌اند. آن‌ها پیوندهای معنوی و درختان بهشتی را نابود می‌کنند، نه اینکه خودْ درخت زشتی بکارند. 🔄 اما راه بازگشت باز است نکتهٔ امیدبخش این است که تا زمانی که انسان در نشئهٔ دنیا به سر می‌برد، امکان بازسازی این پیوندهای گسسته وجود دارد. حقیقت «توبه» دقیقاً همین است: رفع موانع و بازگرداندن اتصالات معنوی قطع‌شده. توبه، آبی است بر آتش گناه و مرهمی بر زخمِ انقطاع از نور. 💡 نتیجهٔ سلوکی سالک باید بداند که هر گناه، رشته‌ای از رشته‌های اتصال او به حق را می‌گسلد. این انقطاع، او را در وادی حیرت و ظلمت سرگردان می‌کند. اما تا وقتی که «دم» با اوست، بازگشت ممکن است؛ به شرط آنکه توبه‌ای حقیقی کند و آن پیوندهای ازدست‌رفته را دوباره برقرار سازد. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
چرا به دانسته‌هایمان عمل نمی‌کنیم؟ از تلازم تکوینی علم و عمل تا ریشهٔ بی‌عملی اگر واقعاً می‌دانیم ک
پیامبر صلی الله علیه و آله در مباحات نیز «احسن» عمل می‌کرد؛ چرا؟ آیهٔ شریفه می‌فرماید:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
. این آیه اطلاق دارد و تمام افعال و سکنات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را الگو معرفی می‌کند. اما پرسشی که شاید کمتر به آن توجه شده این است: آیا این الگوبودن، دایرهٔ «مباحات» را نیز در بر می‌گیرد؟ ⚖️ مباحات؛ دایرهٔ تسهیل برای عموم از آنجا که عامهٔ مردم به جهت ضعف وجودی، در حکم اطفال معنوی هستند، شارع مقدس بر آنان سخت نگرفته و دایره‌ای از افعال را مباح اعلام نموده است؛ یعنی انجام یا ترک آن‌ها فاقد الزام شرعی است. اما آیا این بدان معناست که افعال مباح، واقعاً خنثی و فاقد ارزش تکوینی‌اند؟ ✨ پیامبر صلی الله علیه و آله؛ مظهر اسم «مصطفی» رسول خدا صلی الله علیه و آله مظهر اسم شریف «مصطفی» (برگزیده و تصفیه‌شده) است. غبار بشریت و هوای نفس از ساحت وجودی ایشان زدوده شده و سراسر وجودشان الهی گشته است. کلام و رفتار ایشان از مبدأ هوای نفس سرچشمه نمی‌گیرد:
مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ
. در نتیجه، حتی در دایرهٔ مباحات نیز انتخاب‌های ایشان برترین و کامل‌ترین انتخاب‌هاست. اگر در تاریخ آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله رنگ، غذا یا شیئی خاص را دوست می‌داشتند، این بدان معناست که آن امر در واقع تکوین، زیباترین و کامل‌ترین است. 🌱 وقایع زندگی پیامبر؛ سنت ابتلای الهی نکتهٔ ظریف‌تر این است که وقایع زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله تصادفی نیستند. بر اساس کلام خود ایشان:
أدّبني ربّي فأحسن تأديبي
، تمام رخدادهای زندگی حضرت، مجرای «احسن تأدیب» الهی و تحت سنت ابتلای ربوبی بوده است. بنابراین، حتی جزئیات زندگی ایشان نیز آکنده از حکمت و جهت سلوکی است. ⚠️ خطایی که نباید مرتکب شد جسارت است اگر کسی بگوید: «پیامبر ذوقی داشتند و من نیز ذوقی دارم.» تفاوت ذوق بشری با ذوق نبوی، مانند تفاوت ذوق پروانه (که بر گل‌های زیبا می‌نشیند) با ذوق مگس (که به دنبال فضولات می‌رود) است. انسان هرگز نباید مرتبهٔ وجودی خود را هم‌عرض مرتبهٔ نبوی بپندارد. پیامبر صلی الله علیه و آله معیار مطلق است. 📖 اهتمام بزرگان به سنن نبوی بر همین اساس، عرفای بزرگی چون مرحوم علامه طباطبایی، با دقت در جزئیات رفتاری پیامبر (ص)، کتاب *سنن النبی* را نگاشتند و خود نیز در مقام عمل، التزام به این سنن را جدی می‌گرفتند. تأسّی به سیرهٔ نبوی، سالک را به کمال حقیقی رهنمون می‌سازد. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
چرا به دانسته‌هایمان عمل نمی‌کنیم؟ از تلازم تکوینی علم و عمل تا ریشهٔ بی‌عملی اگر واقعاً می‌دانیم ک
دو چشم باطنی که خدا در نهاد همهٔ ما قرار داده است پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی شریف می‌فرمایند:
ما من عبدٍ إلّا و لقلبه عينان، و هما غيبٌ يدرك بهما الغيب
. هیچ بنده‌ای نیست، مگر آنکه قلبش دو چشم دارد؛ دو چشمی که خود از جنس غیب‌اند و غیب را درک می‌کنند. ✨ همهٔ ما واجد چشمان باطنی هستیم مرحوم آیت‌الله حسن‌زاده آملی (قدس سره) با استناد به این حدیث می‌فرمودند: خداوند هیچ انسان سالمی را نیافریده، مگر آنکه همان‌طور که حواس پنج‌گانهٔ ظاهری را به او عطا نموده، حواس باطنی را نیز در نهاد او به ودیعت گذاشته است. ایشان با لحنی تکان‌دهنده می‌پرسیدند: «چرا با چشم باطن نمی‌بینید و با گوش باطن نمی‌شنوید، در حالی که خداوند این ابزار ادراکی را در وجود شما قرار داده است؟» 🌌 غیب چیست؟ غیب، تنها به معنای امور پنهان مادی (مانند پشت دیوار یا درون شکم) نیست. «غیب» در اصطلاح معرفتی، یعنی جهت اتصال اشیاء به حق‌تعالی. ما در مواجهه با یکدیگر، تنها ظاهر مادی هم را می‌بینیم و از کیفیت ارتباط وجودی خود و دیگران با پروردگار بی‌خبریم. «ظاهر» یعنی جهت استقلال‌پنداری اشیاء، و «باطن» یا «غیب» یعنی جهت ربط و اتصال تکوینی موجودات به حق. چشمان قلب، ابزار ادراک همین جهت ملکوتی و اتصالی هستند. 🔓 گشایش چشم قلب؛ ارادهٔ خیر الهی ذیل حدیث می‌فرماید:
فإذا أراد الله بعبدٍ خيراً فتح عيني قلبه
. هرگاه خداوند خیر و سعادت بنده‌ای را بخواهد، حجاب‌ها را از برابر چشمان باطنی او برمی‌دارد و او حقایقی را شهود می‌کند که از چشمان ظاهری عامهٔ مردم پنهان است:
فيری ما هو غائب عن بصره
. 🔄 آغاز تحول وجودی با شهود غیب با گشایش چشم قلب و شهود حقایق ملکوتی، تحولی بنیادین در سالک رخ می‌دهد: - محبت‌ها و کراهت‌های جدیدی در قلب او پدید می‌آید. - بر اساس این گرایش‌های نو، اعمال عبادی خاصی از او صادر می‌شود. - با تحقق عمل، قابلیت نفس توسعه یافته و بصیرت و نورانیت بیشتری افاضه می‌گردد. این است آغاز راهی که سالک را گام‌به‌گام به سوی حق پیش می‌برد. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool