eitaa logo
مدرسه معارفی ذکریٰ
958 دنبال‌کننده
19 عکس
2 ویدیو
5 فایل
اگر از محتوای درس استاد سؤالی دارید، به شناسه زیر ارسال نمایید: @abiri14
مشاهده در ایتا
دانلود
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا»: راز آرامش مؤمن و سیر بی‌پایان او تا حالا شده از خودت بپرسی چرا بعضی‌ها در بدترین شرایط هم آرام‌اند، اما خیلی‌ها با وجود همهٔ امکانات، مضطرب و سرگردان؟ راز این آرامش در یک کلمه است: «ولایت» تصور کن کودکی در خیابانی شلوغ و پرمخاطره دست در دست مادرش قدم می‌زند. او با وجود همهٔ خطرها، کاملاً احساس امنیت می‌کند. اما اگر مادر چند قدم از او فاصله بگیرد و کودک دستش را رها ببیند، ناگهان وحشت تمام وجودش را می‌گیرد. این امنیت و این وحشت، هر دو از یک جا سرچشمه می‌گیرند: رابطه با «ولیّ». ✨ آیهٔ شریفه می‌فرماید: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» خدا «ولیّ» مؤمنان است. ولیّ یعنی کسی که همه‌کارهٔ توست و تو همهٔ امور خود را به او سپرده‌ای. این ولایت، مخصوص مؤمنان است؛ نه هر مسلمانی. مؤمن کسی است که گم‌شدهٔ خود را یافته است. تودهٔ مردم هر روز به دنبال معشوقی تازه می‌دوند، چند روزی دل می‌بندند، از نقصش مأیوس می‌شوند و سراغ سرابی دیگر می‌روند. اما مؤمن، ربّ خود را شناخته و دلش را فقط به او سپرده است. 🔄 با این ولایت، چه اتفاقی در درون مؤمن می‌افتد؟ وقتی مؤمن دل به ولایت خدا می‌سپارد، سه ساحت وجودش یکپارچه متحول می‌شود: ۱. شناختش: نگاهش به عالم توحیدی می‌شود. ۲. عواطفش: همهٔ دل‌بستگی‌هایش در خدا متمرکز می‌شود. ۳. عملش: رفتارش با رضایت حق تنظیم می‌شود. وقتی هر سه ساحت را تسلیم خدا کرد، خدا هم ولیّ و متولی همهٔ امور او می‌شود. آن وقت است که ملائکه بر او نازل می‌شوند و بشارتش می‌دهند: «أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا». 🌟 سیر بی‌پایان از ظلمت به نور اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. خدا دائماً مؤمن را از ظلمت به نور بیرون می‌آورد. یعنی چه؟ یعنی هر بار که نوری از علم و ایمان به تو می‌رسد، ایمان قبلی‌ات در مقایسه با این نور جدید، تاریکی به حساب می‌آید! درست مثل چراغی که شب‌ها اتاق را روشن می‌کند، اما در برابر نور خورشید، انگار خاموش است. این سیر صعودی، پایانی ندارد. خدا در هر مرحله، حجابی تازه از جلوی چشمت برمی‌دارد و خودش را بیشتر و واضح‌تر به تو نشان می‌دهد. 🗝️ اما شرطش چیست؟ شکر و حراست «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ». اگر قدر این معرفت را بدانی و آن را با عملت پاس بدار، خودِ وجودت را زیاد می‌کنیم. اما اگر بی‌تفاوت باشی، در همین مرتبه متوقف می‌مانی. از این‌رو هرچه بالاتر روی، مراقبت از احوالت ظریف‌تر و دقیق‌تر می‌شود. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۶ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱۷ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
مرده یا زنده؟ مراتب حیات از جماد تا «همج رعاع» شاید فکر کنید «مرگ» یعنی نبودِ حیات. اما در نگاه عمیق قرآنی و فلسفی، مرگِ مطلق وجود ندارد. هر موجودی به تناسب خودش زنده است؛ اما نکته اینجاست: همه چیز نسبت به مرتبهٔ بالاتر از خودش، مرده محسوب می‌شود! 🪨 مرتبهٔ اول: جماد حتی سنگ و خاک هم بی‌شعورِ محض نیستند. جماد نسبت به محیط اطرافش واکنش نشان می‌دهد: انقباض و انبساط، فعل و انفعالات شیمیایی و... این یعنی مرتبه‌ای ضعیف از «ادراک» و «حیات». اما وقتی جماد را با گیاه مقایسه می‌کنیم، می‌گوییم جماد مرده است. 🌱 مرتبهٔ دوم: نبات گیاه کجا و سنگ کجا! گیاه تغذیه می‌کند، رشد می‌کند، تولید مثل می‌کند، در زمستان می‌خوابد و بهار شکوفا می‌شود. این حیات نباتی، همان حیاتی است که جنین انسان هم در ابتدا فقط همین را دارد. اما گیاه با تمام شگفتی‌هایش، نسبت به حیوان مرده است. 🐄 مرتبهٔ سوم: حیوان حیوان «حس» و «حرکت ارادی» دارد. می‌بیند، می‌شنود، می‌ترسد، فرار می‌کند، شکار می‌کند. حتی برخی حیوانات از هوش بالایی برخوردارند و داده‌های محیط را پردازش می‌کنند. جنین انسان هم در چهار ماهگی، روح حیوانی در او دمیده می‌شود (ولوج روح) و از مرتبهٔ نباتی به حیوانی ارتقا می‌یابد. ✳️ اما مرتبهٔ چهارم: انسان انسانِ گرفتار در زندگی روزمره — خوردن، خوابیدن، کار کردن، ازدواج، سرگرمی و حتی هوش بالا — در حقیقت در همان مرتبهٔ حیوانی باقی مانده است. او حیوانی است باهوش‌تر از بقیه. قرآن کریم چنین انسانی را «میت» (مرده) می‌نامد: «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً» آیا کسی که مرده بود و ما زنده‌اش کردیم و به او نوری دادیم... با کسی که در تاریکی‌ها فرو رفته یکی است؟ ✨ حیات انسانی کِی آغاز می‌شود؟ وقتی روح ایمانی در انسان دمیده می‌شود: «أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ». درست مانند ولوج روح حیوانی در چهارماهگی جنین، اینجا هم یک «روح جدید» از جانب خدا به مؤمن افاضه می‌شود که حیاتی کاملاً متفاوت به او می‌بخشد. این روح، علم توحید را می‌فهمد. چیزی که هیچ حیوانی — حتی باهوش‌ترینشان — توان درکش را ندارد. 🦟 «همج رعاع»: پشه‌های سرگردان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تودهٔ مردمِ بدون این نور را «همج رعاع» می‌نامند؛ یعنی پشه‌های ریز و سرگردانی که هر لحظه به سمتی می‌جهند. امروز دنبال پول، فردا دنبال شهرت، پس‌فردا دنبال لذت... اما هیچ‌وقت به مقصد نمی‌رسند: «كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها» اما مؤمنِ دارای نور، صراط مستقیم را می‌بیند و هدفمند در میان همین توده‌ها گام برمی‌دارد: «يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ». ❓حالا از خود بپرسیم: من واقعاً در کدام مرتبه‌ام؟ 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ آیا تا به حال با خود اندیشیده‌اید که اگر علم، ثمرهٔ مستقیم زحمات ما نیست، پس حقیقت آن چیست و چگونه باید آن را طلب کرد؟ حقیقت علم، نوری است که از جانب خداوند در قلب افاضه می‌شود، نه محصول انحصاری رنج تحصیل. پنداری که علم را مِلک طِلق تلاش خود می‌داند، نگرشی «قارونی» و آفتِ عُجب علمی است. در مقابل، «نگرش موسوی» همهٔ مواهب را عاریتی و از آنِ خدا می‌بیند. موجودات عالم که ذاتاً فقیر و نیازمندند، نمی‌توانند موجد کمال باشند؛ پس «تعلم» علت علم نیست، بلکه «کاسهٔ گدایی» و آماده‌سازی قابلیت نفس برای دریافت فیض است. نور معرفت، حقیقتی ذومراتب است و در سایهٔ «تلاوت حقیقی» آیات (یافتن پیوند نظام‌مند میان آن‌ها) فزونی می‌یابد. ثمرهٔ این فزونی، توسعهٔ وجودی و رسیدن به «شرح صدر» است؛ مقامی که در آن، نفس با انقیاد باطنی، پذیرای حق می‌شود. با شرح صدر، مؤمن از تصدیق اجمالی انبیا به شهود تفصیلی صدق آنان در همهٔ امور ارتقا می‌یابد. 📌 آغاز از عبارت: جلد ۱، صفحهٔ ۱۰: «ليس العلم بكثرة التعلّم، إنّما هو نور يقذفه اللّه في قلب من يريد اللّه أن يهديه» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ آیا تا به ح
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم 🔹 نفی ملازمهٔ تعلم و علم حقیقت علم با کثرت تعلم رابطهٔ علّی مستقیم ندارد:
لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعَلُّمِ
. نگرش قارونی (
إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي
) علم را ملک طِلقِ زحمات خود می‌داند و دچار عُجب می‌شود. در مقابل، نگرش موسوی، مواهب را عاریتی از جانب خدا می‌بیند (
مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ
). 🔹 فقر ذاتی و حقیقت تلاش تمام موجودات عالم، فاقد کمال‌اند و فاقد شیء نمی‌تواند معطی آن باشد. بنابراین، تلاش‌های علمی علت موجدهٔ علم نیستند، بلکه همچون «**کاسهٔ گدایی**»، تنها قابلیت نفس را برای دریافت نور الهی آماده می‌سازند. علم حقیقی، همواره افاضه‌ای الهی است:
إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ
. تذکر: گزاره‌های تجربی (مانند اثر دارو) تنها در طول توحید افعالی «علم» محسوب می‌شوند، وگرنه «جهل»اند. 🔹 تشکیک در نور معرفت علم و ایمان، حقیقتی واحد و ذومراتب‌اند. «تلاوت حقیقی» قرآن به معنای قرائت ظاهری نیست، بلکه کشف پیوند نظام‌مند آیات و قرار دادن هر آیه در تلوّ دیگری است که مبنای اصیل تفسیر قرآن به قرآن می‌باشد. این تلاوت، ایمان و علم را می‌افزاید:
زَادَتْهُمْ إِيمَانًا
. 🔹 توسعهٔ وجودی و شرح صدر ازدیاد علم، توسعهٔ وجودی و حیات قلب است (
رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا
). با تکامل نور معرفت و انبساط آن در تمام قوا، مقام شرح صدر (تسلیم و انقیاد در برابر حق) محقق می‌شود. در مقابل، ضیق صدر ناشی از حاکمیت قوهٔ وهم (عقل مأنوس با محسوسات) است. به قول آخوند خراسانی (رحمه الله): وجودهای محدود، ناسازگارترند و سایر موجودات را «شر» می‌بینند، اما وجودهای وسیع، دیگران را «خیر» و موجب تکامل می‌یابند. 🔹 آثار شرح صدر عالم حقیقی با حفظ مرز روش‌شناختی علوم (مثلا عدم خلط اعتباریات با حقایق) پیوند نظام‌مند آن‌ها را درک می‌کند (
وَيَعْرِفُ كُلَّ شَيْءٍ فِي مَوْضِعِهِ
). ثمرهٔ نهایی این شرح صدر، ارتقا از ایمان اجمالی به شهود تفصیلی صدق گفتار انبیاء (ع) است. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
تو هم مثل قارون فکر می‌کنی؟ حتماً داستان قارون را شنیده‌ای؛ همان که خداوند او را با گنج‌هایش به کام زمین فرستاد. اما آیا تا به حال فکر کرده‌ای که ممکن است ما هم بی‌آنکه بدانیم، در وادی علم، دچار همان نگرش قارونی باشیم؟ قارون ثروت عظیمش را حاصل مستقیم تدبیر و دانش اقتصادی خود می‌دانست و با غرور می‌گفت:
إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي
(قصص/۷۸)؛ «من خودم با تخصص و زحمت خودم به این‌جا رسیده‌ام!» در مقابل، «نگرش موسوی» همهٔ مواهب را عاریتی و از آنِ خدا می‌داند:
مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ
(نور/۳۳). فرق است میان این دو نگاه... پژوهشگری که سال‌ها با رنج و تلاش، به مرتبه‌ای علمی رسیده، اگر توحیدش را اصلاح نکرده باشد، ممکن است ناخودآگاه معلوماتش را ثمرهٔ قهری زحمات خود بپندارد. این همان عُجب علمی و نگرش قارونی است که نتیجه‌اش تفاخر، خودنمایی و انحصارگرایی علمی می‌شود. اما وقتی انسان باور کند که علم، موهبتی الهی است و ملک شخصی او نیست، دیگر از تظاهر و تفاخر علمی خبری نخواهد بود. سیرهٔ بزرگانی چون علامه طباطبایی (رحمه الله) گواه این حقیقت است؛ ایشان چنان عاری از تظاهر علمی بودند که اگر کسی سال‌ها با ایشان مأنوس می‌شد، به جهت نداشتن هیچ‌گونه فخرفروشی و خودنمایی، به عمق علم ایشان پی نمی‌برد. بیایید از خود بپرسیم: ما در مسیر دانستن، شاگرد مکتب موساییم یا قارون؟ 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
چرا زحمت کشیدن همیشه علم نمی‌آورد؟ (کاسهٔ گدایی علم) همهٔ ما این تجربه را داشته‌ایم: افراد زیادی را می‌شناسیم که با وجود تلاش فراوان، استاد خوب و هم‌بحث قوی، باز هم به فهم برخی حقایق نائل نشده‌اند. آن‌سوی ماجرا هم کسانی هستند که بی‌هیچ تلاش طاقت‌فرسایی، دریچه‌هایی از معرفت به رویشان گشوده شده است. راز این تفاوت چیست؟ پاسخ را باید در یک قاعدهٔ عقلی ساده اما عمیق جستجو کرد. قاعده‌ای که یک کودک هم آن را می‌فهمد اما گاهی از آن غافل می‌شویم: «فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد». همان‌طور که یک آدم بی‌پول نمی‌تواند به شما پول بدهد، یک انسانِ ذاتاً فاقد علم هم نمی‌تواند خودش برای خودش علم بسازد. یا یک کتاب نمی‌تواند به خواننده علم بدهد و یا یک هم بحث و ... پس این همه تلاش برای چیست؟ «تعلم» و درس خواندن، علت موجدهٔ علم نیست؛ بلکه نقش آن آماده‌سازی قابلیت نفس و ابراز نیاز به درگاه الهی است. به بیان ساده، تعلم همان «کاسهٔ گدایی علم» است. تا دست نیاز بلند نکنی و کاسهٔ گدایی را پیش نبری، فیضی دریافت نمی‌شود؛ اما نباید کاسه را با خودِ گوهر اشتباه بگیری. حقیقت علم، نوری است که خداوند در قلب بنده می‌افکند:
إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ
. تلاش ما فقط مقتضی است، نه موجد؛ و چه آرامشی دارد این باور که گوهر علم را نه از بازوان خود، که از خزانهٔ غیب باید طلب کرد... 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
راز افزایش ایمان با تلاوت قرآن چیست؟ قرآن می‌فرماید:
وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا
(انفال/۲). اما آیا «تلاوت» فقط به معنای خواندن ظاهری و لفظی آیات است؟ اگر چنین بود، چرا بسیاری با وجود قرائت مکرر قرآن، افزایش چشمگیری در ایمان خود احساس نمی‌کنند؟ «تلاوت» از ریشهٔ «تلو» به معنای در پی هم آمدن و پیوستگی منظم است. تلاوت حقیقی قرآن، تنها خواندن الفاظ نیست؛ بلکه کشف ارتباط منطقی و نظام‌مند میان آیات و قرار دادن هر آیه در تلوّ آیهٔ دیگر است. این همان مبنای اصیل روش «تفسیر قرآن به قرآن» است. برخی این روش را بدعتی نوظهور پنداشته‌اند، در حالی که ریشه در خود قرآن دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آیات را به گونه‌ای تلاوت می‌فرمودند که پیوندهای پنهان میان آن‌ها آشکار می‌گشت و حقایق جدیدی منکشف می‌شد. شأن «تلاوت» پیامبر، یک شأن پویا و معرفت‌بخش بود، نه صرفاً روخوانی. در مقابل، کسانی که آیات را گسسته و بریده از هم می‌بینند، نه تنها به فهم نائل نمی‌شوند، بلکه دچار تحیر شده و می‌گویند:
مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا
(بقره/۲۶). شاید ما هم اگر صادقانه با خود خلوت کنیم می‌ببینیم در بسیاری از موارد، واقعاً پیوند آیات را درک نمی‌کنیم و فقط با تسلیم اجمالی (که آن هم ارزشمند است) از کنارشان می‌گذریم؟ غایت تلاوت منسجم آیات، ارتقای مرتبهٔ توحید در نفس مؤمن است. وقتی قرآن با این نگاه تلاوت شود، ایمان، علم و حیات قلب رو به فزونی می‌گذارد. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
چرا بعضی آدم‌ها با همه چیز ناسازگارند؟ تا به حال دقت کرده‌ای که برخی افراد یا خودمان، تقریباً با همه چیز و همه کس در ستیز و ناسازگاری‌اند؟ گویی هر پدیده و هر انسانی برایشان یک «تهدید» است. در مقابل، کسانی هم هستند که گویی با تمام عالم در صلح و سازگاری‌اند و از هر رخدادی، خیر و رشد بیرون می‌کشند. راز این تفاوت کجاست؟ مرحوم آخوند خراسانی رحمه الله (صاحب کفایه) در کتاب *فوائد الأصول*، قاعده‌ای تکوینی و بسیار عمیق را تبیین کرده‌اند: «هرچه مرتبهٔ وجودی موجودی محدودتر و ضعیف‌تر باشد، ناسازگاری‌اش با سایر موجودات بیشتر است؛ و هرچه وجود وسعت یابد، سازگارتر می‌شود». یک نور ضعیفِ شمع را تصور کن؛ با کوچک‌ترین جریان باد خاموش می‌شود و برای بقا، نیازمند مراقبت شدید است. اما یک آتش عظیم و شعله‌ور، نه تنها با باد خاموش نمی‌شود، بلکه همان طوفانی که شمع را نابود می‌کرد، آن را شعله‌ورتر می‌کند. این قاعده دربارهٔ روح انسان هم صادق است. وجودهای محدود و ضعیف که اسیر تعلقات مادی‌اند، سایر موجودات را «شر» و تهدید می‌بینند. اما وجودهای وسیع و قوی که از بند تعلقات رسته‌اند، همه چیز را «خیر» و مایهٔ تکامل خود می‌یابند. دقیقاً همین‌جاست که معنای شرح صدر روشن می‌شود: قلبی که از تعلقات آزاد شده، پذیرای حق می‌گردد و با همهٔ هستی سر سازگاری دارد. در مقابل، ضیق صدر یعنی همان تنگی سینه‌ای که نمی‌تواند حقیقت را بپذیرد و همواره در حال ناسازگاری و طرد کردن است. حالا می‌توانیم نگاه جدیدی به خودمون و ناسازگاریامون با اطرافمون بندازیم. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۷ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۲۴ آبان ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن
قلبمان تنگ است یا گشاده؟ (راز شرح صدر) در قرآن می‌خوانیم:
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا
(انعام/۱۲۵). این آیه از دو نوع قلب سخن می‌گوید: قلبی گشاده و پذیرا، و قلبی تنگ و عبوس. اما شرح صدر دقیقاً چیست و چطور به دست می‌آید؟ شرح صدر، تنها یک احساس خوبِ معنوی نیست؛ بلکه یک حقیقت وجودی است. یعنی نور معرفت چنان در جان انسان بسط پیدا کند که تمام قوای او (ذهن، قلب، شهوت، غضب و حتی چشم و گوشش) را تسخیر نماید. در این حالت، هیچ گوشه‌ای از وجود انسان در برابر حق مقاومت نمی‌کند و به تعبیر قرآن، تسلیم محض می‌شود. در مقابل، ضیق صدر یعنی همین که انسان با اینکه در ذهنش چیزی را قبول دارد، اما دلش همراه نمی‌شود و اعضا و جوارحش تمرد می‌کنند. ریشهٔ این تنگی، حاکمیت «**قوهٔ وهم**» است؛ همان عقلِ ضعیفی که فقط محسوسات و تعلقات مادی را می‌شناسد و از درک حقایق برتر عاجز است. رابطهٔ علم و شرح صدر، رابطه‌ای دوطرفه است: از یک سو، علم حقیقی حجاب‌ها را برمی‌دارد و نور را در دل می‌گستراند تا شرح صدر محقق شود. از سوی دیگر، با انقیاد و تسلیم باطنی (که همان شرح صدر است)، قابلیت دریافت علوم برتر و عمیق‌تر فراهم می‌شود. این چرخهٔ نورانی، مؤمن را گام به گام بالا می‌برد. ثمرهٔ نهایی این شرح صدر، ارتقا از یک ایمان اجمالی به یک شهود تفصیلی است؛ آنجا که صدق گفتار انبیاء (ع) در تمام آنچه خبر داده‌اند، نه از روی تعبد، که با بصیرت قلب برای انسان آشکار می‌گردد. این است مقصد نهایی سلوک علمی... 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool
هدایت شده از علم الیقین
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا گاهی با وجود دانستن یک حقیقت، به آن عمل نمی‌کنیم؟ آیا «دانستن» صرف، همان «ایمان» است؟ در این جلسه، استاد با تکیه بر رابطهٔ تکوینی علم و عمل، پرده از رازی برمی‌دارد که مسیر سلوک را دگرگون می‌کند: علم حقیقی هرگز خنثی نیست؛ بلکه از درون جان، شوق به عبادت را می‌جوشانَد. هر عمل صالح، نه صرفاً یک تکلیف، بلکه افزایش ظرفیت وجودی برای دریافت نور تازه‌ای از حق تعالی است. در این میان، عباداتْ رنگ و بوی خاص خود را دارند و نماز، به‌مثابهٔ معجونی از تمام آن‌ها، سالک را به اسم جامع «الله» پیوند می‌زند. اما چرا برخی دانسته‌های ما هرگز به عمل نمی‌انجامد؟ استاد با تکیه بر کلام مرحوم شیخ انصاری رحمه الله، مرز میان «تصور ذهنی» و «تصدیق قلبی» را شکافته و از تلازم تکوینی تصدیق و عمل سخن می‌گوید؛ آن‌گونه که اگر عمل نباشد، تصدیق قلبی نیز زائل می‌شود. 📌 آغاز از عبارت: جلد ۱، صفحهٔ ۱۱: «و ينبعث من قلبه داعية العمل بكلّ مأمور، و الاجتناب عن كلّ مخطور...» 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به سایر جلسات، به کانال صوت‌ها بپیوندید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (معرفی‌نامه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ آیا تا به حال
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ حقیقت علم و تلازم تکوینی آن با عمل حقیقت علم، نور، حیات و ایمان، اسامی یک حقیقت واحد با مراتب تشکیکی است. با رفع حجاب‌های نفسانی، نور حق بر قلب می‌تابد. این نور، خنثی نیست؛ بلکه تکویناً مقتضی عمل است. با ورود نور ایمان، حب و بغض‌های جدیدی در سالک پدید می‌آید و از درون جانش، انگیزهٔ عمل به همهٔ اوامر الهی می‌جوشد: ینبعث من قلبه داعیة. این عبادت، نه از سرِ خوف و طمع (مرتبهٔ اسلام)، که از سرِ عشق و شهود کمالات حق (مرتبهٔ ایمان) است. 🔄 چرخهٔ تکاملی علم و عمل انسان فاعل حقیقی علم نیست، بلکه «قابل» است و فیاض علی‌الاطلاق به میزان ظرفیتش به او افاضه می‌کند. عمل عبادی با رفع موانع نفسانی (شهوت، غضب، کبر)، ظرفیت وجودی را افزایش می‌دهد. با افزایش قابلیت، نور و معرفت برتری افاضه می‌شود که آن نیز عمل جدیدی می‌طلبد. این چرخه تا ما شاء الله ادامه دارد: نور، عمل، نوری برتر و .... این است معنای نورٌ علی نور و روایت شریف من علم و عمل بما علم ورّثه الله علم ما لم یعلم. 🕌 عبادات، جلوه‌های اسمای الهی و توصیهٔ علامه طباطبایی رحمه الله هر عبادتی که با اخلاص انجام شود، صفای مخصوص به خود را در قلب ایجاد می‌کند؛ زیرا هر عمل، نازلهٔ اسمی از اسمای الهی است. نماز ام‌العبادات و معجون تمام عبادات و مظهر اسم جامع «الله» است. مرحوم علامه طباطبایی توصیه می‌فرمودند: هر عمل مستحبی را حداقل یک‌بار در عمر انجام دهید تا پیوند ملکوتی آن اسم برای همیشه در باطن شما برقرار بماند. در مقابل، مکروهات و محرمات، این پیوندهای نورانی را قطع می‌کنند و موجب محرومیت می‌شوند، نه ایجاد ارتباط با ظلمت. 🕌 تأسّی به سیرهٔ نبوی؛ الگویی مطلق در همه شئون آیهٔ لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ اطلاق دارد و تمام افعال پیامبر (صلی الله علیه و آله) را الگو می‌سازد. حتی در دایرهٔ «مباحات» که برای عموم تسهیل است، فعل پیامبر (ص) به‌عنوان مظهر اسم «مصطفی»، احسنِ افعال و معیار مطلق است. وقایع زندگی ایشان تصادفی نیست، بلکه مجرای سنت ابتلای الهی (پرورش ربوبی) است. ازاین‌رو، بزرگان با دقت در سنن نبوی، به آن تأسّی می‌جستند. 🧠 تصدیق قلبی در برابر تصور ذهنی؛ چرا عمل نمی‌کنیم؟ علم به «تصور» (صورت ذهنی) و «تصدیق» (اذعان قلبی) تقسیم می‌شود. تصورْ خنثی است، اما تصدیق تکویناً عمل را به دنبال دارد. به‌قول شیخ انصاری، انسان با «معلوم‌المائیه» معاملهٔ آب می‌کند. بی‌عملی، کاشف از عدم تصدیق قلبی است. منشأ این بی‌عملی، طغیان قوای نفسانی و حب دنیاست که تصدیق را با توجیهات، تقیید و تخصیص زده و در نهایت زائل می‌کند. عملی که برخاسته از تصدیق نباشد، علم را از بین می‌برد. 👁️ دو چشم باطنی قلب و شهود غیب حدیث نبوی ما من عبدٍ إلّا و لقلبه عینان بشارت می‌دهد که در نهاد هر انسانی چشمانی باطنی برای درک «غیب» نهاده شده است. «غیب»، جهت اتصال اشیاء به حق‌تعالی است، نه امور پنهان مادی. هرگاه خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد، حجاب را از این چشمان برمی‌دارد. با گشایش چشم قلب، شهود حقایق ملکوتی آغاز می‌شود و این شهود، منشأ تحول گرایشی و رفتاری سالک می‌گردد. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای دسترسی به صوت‌های درس علم الیقین، به کانال زیر مراجعه کنید: @Elmolyaghin
مدرسه معارفی ذکریٰ
📖 علم الیقین | جلسهٔ ۸ (خلاصه جلسه) 🎙 استاد کرمانشاهانی (حفظه الله) 📅 ۱ آذر ۱۴۰۲ بسم الله الرحمن ال
چرا به دانسته‌هایمان عمل نمی‌کنیم؟ از تلازم تکوینی علم و عمل تا ریشهٔ بی‌عملی اگر واقعاً می‌دانیم که فلان عملْ طریق سعادت ماست، چرا گاهی از انجام آن سر باز می‌زنیم؟ پاسخ این پرسش را باید در تفاوت ظریف میان «تصور» و «تصدیق» جست‌وجو کرد. 🧠 تصور ذهنی یا تصدیق قلبی؟ علم دو مرتبه دارد: یکی تصور (صورت ذهنی یک مطلب) و دیگری تصدیق (اذعان قلبی به واقعیت داشتن آن). انسان می‌تواند ادلهٔ یک مطلب را کاملاً بفهمد و حتی برای دیگران تقریر کند، اما در دل بدان اذعان نداشته باشد. علمِ در حدِ تصور، خنثی است و اثر عملی ندارد. اما تصدیق، تکویناً عمل را به دنبال می‌آورد. 💧 امتناع تفکیک علم از عمل در بیان شیخ انصاری رحمه الله مرحوم شیخ انصاری در *فرائد الاصول* با ذکر مثالی روشن، این تلازم تکوینی را تبیین می‌کند: انسان با مایعی که یقین دارد آب است («معلوم‌المائیه»)، معاملهٔ آب می‌کند. محال است کسی تشنه باشد، یقین داشته باشد این مایع آب است، اما از نوشیدن آن امتناع کند. تصدیق و عمل، تلازم تکوینی دارند. اگر عمل نیست، پس تصدیق قلبی هم شکل نگرفته است. ❓ پس چرا تصدیق قلبی شکل نمی‌گیرد؟ مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله می‌فرمایند: در هر موردی که انسان به علمش عمل نمی‌کند، در واقع آن علم را تقیید و تخصیص زده است؛ یعنی با خود می‌گوید: «این موردِ خاص، استثناست و به سعادت من لطمه نمی‌زند». اما چه چیزی این توجیهات را تولید می‌کند؟ مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله ریشه را در حب دنیا می‌دانند. وقتی قوای نفسانی (شهوت و غضب) تربیت نشوند، طغیان می‌کنند. قوهٔ شهوت با جلوه‌گری و ایجاد لذت‌های کاذب، نفس را به سوی خود می‌کشد و در دل سالک شک می‌افکند: «شاید این لذت هم نوعی سعادت باشد!» این شک، تصدیق قلبی را متزلزل و نابود می‌کند. 📉 زوال تدریجی علم اگر این روند ادامه یابد، هر بار که انسان تمایلات نفسانی را بر مقتضای علم ترجیح می‌دهد، آن حقیقت علمی در وجودش کمرنگ‌تر می‌شود. در نهایت، ممکن است شخص سال‌ها یک مطلب را تدریس کند، اما هیچ اثر و تحولی در نفس او پدید نیاید. چنین کسی دیگر عالم نیست، بلکه صرفاً «ناقل اقوال» است. ✨ اما راه حل چیست؟ عمل. عمل صالح، تصدیق قلبی را در نفس تثبیت می‌کند. وقتی انسان به گوشه‌ای از علمش عمل کند، خداوند نوری تازه بر قلبش می‌تاباند: من علم و عمل بما علم ورّثه الله علم ما لم یعلم. چرخهٔ علم و عمل، تنها مسیر رهایی از رکود و زوال معرفت است. 🎧 برای شنیدن کامل این جلسه، از این طریق اقدام فرمایید. 🔖 📢 برای بهره‌مندی از نکات معارفی، به مدرسهٔ معارفی ذکریٰ بپیوندید: @ZikraSchool