«واقعیت این است که تو تا ابد سوگوار خواهی بود. قرار نیست از دست دادن کسی را که دوستش داری پشت سر بگذاری و فراموش بکنی؛ تو تنها یاد میگیری که با نبودن او زندگی بکنی. زخمت التیام خواهد یافت. [پس از این شکستن نیز] دوباره خودت را خواهی ساخت. دوباره خودت میشوی؛ اما تو مثل قبل نخواهی بود. هیچوقت نخواهی بود. نباید هم باشی؛ نمیخواهی هم باشی.»
الیزابت کوبلر راس
امروز به این پی بردم که زنان توی جامعه نقش خیلی خیلی مهمی دارن
برای فهمیدن ارزش واقعی زن فقط کافیه یه نگاه به خانواده ها بندازید
کافیه یه زن بلد نباشه خانواده رو مدیریت کنه، اون وقت زندگی زناشویی، تربیت بچهها، و حتی سلامت روان کل خونه به هم میریزه.
کافیه یه زن نتونه همسرش رو درست بشناسه و باهاش تعامل کنه، اون وقت مردی که میتونست یه پدر خوب باشه، تبدیل میشه به یه آدم سرد، بیمسئولیت یا حتی آزاردهنده.
کافیه یه زن بلد نباشه بچههاشو درست تربیت کنه، اون وقت جامعه پر میشه از آدمهایی که بلد نیستن احترام بذارن، مسئولیت قبول کنن یا حتی خودشون رو کنترل کنن.
امروزه خیلی از زنها اعتراض دارن که چرا بعضی مردها نگاه جنسی یا خودخواهانه دارن.
ولی اینم یه حلقهست: اون مرد یه روزی بچه بوده، و اون تربیت اشتباه رو از یه زن دیگه گرفته، از مادری که خودش شاید هیچ وقت یاد نگرفته چطور باید تربیت کنه.
پس نقش زن فقط توی لحظه نیست، زن آیندهی جامعه رو میسازه.
اگه فقط یه روز مادرتون نباشه میبینید چقدر همه چی به هم میریزه.
زنها مثل ستون وسط خونهان، اگه اون ستون بلرزه، کل خونه میریزه.
اما نقش زن فقط توی خونه نیست.
زنها توی مدرسه، محل کار، رسانه، سیاست، هنر، و حتی توی خیابون هم دارن جامعه رو شکل میدن
مرد ها بخاطر شاغل بودنشون زیاد خونه نیستن و تربیت اصلی به عهده زن خانوادست و اینطوری میشه که زن ها بزرگترین نقش رو در تربیت نسل یک جامعه میگیرن.
هر فردی که با شما مهربان باشد
عاشق شما نیست؛
برخی از مادران فرزندانشان را درست تربیت کرده اند.
تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشکِ من تو را بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسردهست.
دلت را خار خار ناامیدی سخت آزردهست.
غم این نابسامانی همه توش و توانت را زتن بُردهست!
تو با خون و عرق،
این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه طوفانِ بنیانکن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک، دل بر کندن از جان است!
-فریدون مشیری