_ عدم .
قد یه روضه درست و حسابی برات گریه کردم ، داداش ندیده ام: «شهید محمد حسین عزیزی» .
البته که برای شما گریه کردن قباحت دارد ؛
او که حالش گریه را بر میانگیزد ماییم ، نه شما .
موضوع اولویتهِ
عشق و علاقه و محبت و رفاقت همه عناصری بدیهین که وجودشون دلیل بر ارجعیت ما نیست
این چند وقت به وضوح مقدار برتری ارجعیتم توی زندگی رفیق و دوست و آشنا رو درک کردم .
_ عدم .
موضوع اولویتهِ عشق و علاقه و محبت و رفاقت همه عناصری بدیهین که وجودشون دلیل بر ارجعیت ما نیست این چن
یکی وقتش براش بیشتر از تو ارجعیت داره و بعد از گذر زمان زودتر رسیدن و به تو ترجیح میده
یکی دیگه به مقصودش رسیده و حواسش دیگه نیست و فعلا براش انقدر ارجعیت نداری که دقت کنه تو چی گفتی یا نگفتی ؛
در کل آدم هر چی بزرگتر میشه میفهمه رو خیلی چیزا ینی تقریبا رو همه چی اصلا نباید حساب باز کنه .