eitaa logo
آگاهانه...
115 دنبال‌کننده
100 عکس
26 ویدیو
3 فایل
اندر مبنی‌شناسی سیاستگذاری و آگاهی‌بخشی عمومی ارتباط: @alibizaki ویراستی: https://virasty.com/abizaki
مشاهده در ایتا
دانلود
مشکل اقتصاد ما با دو چیز حل می‌شود ان شاء الله: دلارزدایی از اقتصاد و تقویت ریال انحلال تفکر کلان‌مقیاس‌گرایی اما کلان‌مقیاس‌گرایی مهم‌ترین عاملی است که اقتصاد را از دستان طبقهٔ سرمایه‌سالار درمی‌آورد و به «مردم» بها می‌دهد. در انتخابات‌ها همین را مطالبه کنید. https://virasty.com/abizaki/1684461241779690438 ______________ @Aagahaneh
🔽 اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی، و مشکلات امروز ما / بخش چهاردهم: اقتصاد امروز 🔺 علوم انسانی غربی - ازجمله اقتصاد - اغلب با انکار کل یا بخشی از واقعیات جهان هستی تکون‌یافته‌اند. اقتصاد هم از این آفت مستثنی نیست. چرا اقتصداددانانی شریف داریم که همان نسخه‌های سکولار را ترویج می‌کنند؟ زیرا ایشان در لایه‌های درونی ذهن خود اعتقادی به تنظیم‌گری دین در عرضۀ اجتماعی ندارند و به عبارت دیگر، سکولار هستند؛ اگرچه سفر اربعین برخی از ایشان نیز ترک نمی‌شود و چه‌بسا در اردوگاه اصولگرایی و انقلابی‌گری نیز تعریف شوند. همین است که می‌بینید فلان مسئول حزب‌اللهی که برخی فضاهای مجازی را برای فرزند خود محدود می‌کند، اما به مردم که می‌رسد دم از آزادی بیان می‌زند! 🔴 با توجه به همۀ مطالبی که در قسمت‌های قبل ارئه‌شد، می‌توان دانست که عدم توجه به بخش‌های مهمی از واقعیت‌هایی که اتفاقا آثار بسیار زیادی بر نحوۀ برنامه‌ریزی ما در علومی همچون اقتصاد دارند، چه‌بلایی می‌تواند بر سر آن علم و جامعه بیاورد. متاسفانه بخش زیادی از علوم انسانی موجود و ازجمله اقتصاد همینگونه هستند، و بر پایۀ لیبرالیسمی شکل‌گرفته‌اند که تعریف او آزادی تفاوت بسیار فاحشی با آنچه نگاه واقعیت‌گرایانه و تحلیل پیشینی جهان می‌دهد دارد. این آزادی ول‌انگارانه، همان است که اکنون در عرصۀ اقتصاد و فرهنگ و غیر آن دامن کشور ما را گرفته‌است؛ نه‌تنها کشور ما، بلکه سایر کشورهایی که برای رشد و توسعۀ خود سعی‌داشتند به نسخه‌های غربی و علی‌الخصوص بانک جهانی و اسناد بین‌المللی توجه‌کنند نیز دچار همان شده‌اند. مثال‌های بسیاری وجوددارد که کشورهای مختلف با فرهنگ‌های مختلف، همینکه با این مدل فکری وارداتی مواجه شدند، به‌طور خواسته یا ناخواسته ذوب در آن شده‌اند و مردم خود را به بردگان نظام سرمایه‌داری تبدیل‌کرده‌اند. 🌐 مرحوم امام خمینی تاکید فراوانی داشتند بر اینکه مراقب باشید مملکت دست لیبرال‌ها نیفتد؛ یا در جایی دیگر فرمودند از تربیت‌یافتگان شرق و غرب به این زودی‌ها نجات نخواهیم‌یافت. حتی برای این ایده یکی از نزدیک‌ترین اشخاص به خود (مرحوم منتظری) را نیز فدا کردند تا نشان‌دهند که تعارفی با کسی در این زمینه ندارند. چرا؟ زیرا ما انقلاب نکردیم تا بر اساس تفکرات سابق حرکت‌کنیم و صرفا جای تاج و عمامه عوض‌شود! بلکه انقلاب ما انفجار نور بود و نور یعنی همان «حقیقت». آن نوری که امام می‌فرمود، نور اسپهبدی شیخ اشراق است؛ نور وجود ملاصدرا است و نور ابن‌عربی است؛ در یک کلام، نور قرآنی و نور توحیدی است که ناب‌ترین حقیقت جهان هستی است. آیا نور حقیقت می‌تواند ناکارآمدی ایجاد کند؟! آیا نور حقیقت می‌تواند ناامیدی بیافریند؟! آیا نور حقیقت می‌تواند انحطاط فرهنگی را موجب شود؟! البته که خیر. پس اگر مسیرمان به‌سمت چنین مواردی رفت مشکل از کجاست؟ دقیقا مشکل از همانجایی است که برخی می‌خواهند با فوت‌کردن خود، نور خداوند را خاموش‌کنند! برخی آگاهانه و از روی عمد، و برخی از روی ناآگاهی و سهو؛ اما نمی‌دانند که «الله متمّ نوره ولو کره الکافرون»؛ خداوند نور خود را تمام می‌کند اگرچه کافران خوش‌نداشته‌باشند. ❓ حال شما بگویید، اگر دین صحبت از طهارت و نجاست می‌کند، یعنی چه؟ طهارت یعنی آن رفتارهایی که انسان را به واقعیت نزدیک می‌کند؛ چه وضوء و غسل و تیمم باشد، چه شستن محلی باشد که با نجاستی برخوردی داشته، و چه طهارت باطنی که فهم حقایق قرآنی به آن وابسته است. فرقی نمی‌کند؛ دین آمده تا ما را پاک کند؛ یعنی دست ما را در واقعیت نظام هستی بگذارد. اما نجاست درست در مقابل آن است؛ نجاست موجب دوری از حقیقت هستی می‌شود. حال اگر علومی بودند که از اساس با عدم توجه به واقعیت‌های هستی و حتی با رویکردی الحادی در جهت نفی حقایق توحیدی عالَم شکل‌گرفتند، باید چه عنوانی برایشان به‌کار برد؟! آری! این علوم ذاتا «نجس» هستند! یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب، ذاتا مسموم هستند. علم مسموم یعنی چه؟ یعنی علمی که علم نیست و قرار نیست تصویری از واقعیت به ما بدهد؛ بلکه از ابتدا بنیان خود را بر نگاه‌های پسینی نهاده تا به توسعه‌ای مادی برسد، آن هم توسعه‌ای که سود آن به جیب عده‌ای محدود رود و سایر مردم چنین گمان کنند که آن‌ها نیز از این توسعه بهره‌مند هستند!! اما زهی خیال باطل! 👈 در قسمت بعد به حول و قوۀ الهی به خاستگاه مفهوم توسعه و مختصری از تاریخچۀ آن خواهیم‌پرداخت تا مشخص‌شود که چه کلاه گشادی به اسم این عنوان زیبا بر سر بشریت گذاشته‌اند؛ همچنین خواهیم‌گفت که انقلاب اسلامی قرار بود بشر را بیدار کند تا توسعۀ صحیح را بیابیم، اما تربیت‌یافتگان شرق و غرب همواره سعی در انحراف انقلاب از این مسیر داشته‌اند. ______________ @Aagahaneh
آگاهانه...
🔽 اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی، و مشکلات امروز ما / بخش چهاردهم: اقتصاد امروز 🔺 علوم انسانی غربی - از
مناظرۀ غنی‌نژاد و علیزاده در برنامۀ شیوه را در این بستر تحلیل‌کنید. تحلیل خود را بنویسید تا منتشر کنیم ان شاء الله. ______________ @Aagahaneh
بنگرید نگاه واقع‌گرایانۀ خمینی را... ______________ @Aagahaneh
🔽 اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی، و مشکلات امروز ما / بخش پانزدهم: توسعه 1 🔺 در قسمت قبل، از مبانی علوم انسانی گفتیم و به این تعبیر از رهبری معظم اشاره‌کردیم که این علوم ذاتا مسموم هستند. معنای مسمومیت آن را نیز بیان‌کردیم. ⁉️ اما اکنون سوالی پیش می‌آید که اگر این علوم، مسموم هستند، چرا اینقدر پیشرفت و توسعه برای بشریت به ارمغان آورده‌اند؟ صرفا یکی از شهرهای نیویورک، سانفرانسیسکو، پاریس، بارسلونا و مشابه آن، می‌ارزد به تمام حرف‌هایی که شما می‌زنید! اگر این علومی که شما می‌گویید، مسموم هستند، پس چرا این رشد سرسام‌آور در اقتصاد، فناوری، شهرسازی و غیره را در جهان غرب شاهد هستیم؟ ناگفته پیداست که این پرسش، نگاهی پسینی به مسئله دارد و البته ما نیز در تفاوت‌های میام نگاه پسینی و پیشینی به‌قدر کافی در قسمت‌های گذشته سخن‌راندیم. لذا سعی می‌کنیم از نگرشی پیشینی به این سوال پاسخ‌دهیم. البته همانگونه که قبلا هم ذکر شد، می‌توان نگاه‌های کارکردمحور را برای ارزیابی سیر پیشینی به‌کار بست، اما قضاوت بر اساس نگاه پسینی، به‌هیچ‌وجه پسندیده نیست؛ دلایل این مطلب نیز به‌طور وافی در قسمت‌های قبل ذکر شد. ✅ در پاسخ به این پرسش باید ابتدا مفهوم «توسعه» را شناخت؛ اصلا توسعه یعنی چه؟ چرا این کشورها توسعه‌یافته هستند؟ بالاخره چیزی که برای ما وضعیت این کشورها را مطلوب می‌کند و موجب می‌شود خود را با آن‌ها مقایسه کنیم و بر اساس همین مقایسه به خودمان نمره بدهیم و خودمان را ارزیابی کنیم، همین مواردی است که از مجموع آنان به «توسعه‌یافتگی» تعبیر می‌کنیم؛ مواردی همچون ساختمان‌ها، شهرهای بزرگ و زیبا، خودروهای لوکس، لوازم مصرفی باکیفیت، قدرت نظامی، توانایی تاثرگذاری بر مناسبات جهانی، رفاه عمومی، و ... . ♦️ واقعیت این است که بشر از دیرباز به‌دنبال توسعه بوده‌است. توسعه یعنی وسعت‌بخشی؛ یعنی بدست‌آوردن آنچه که نداریمش. همین روحیۀ توسعه‌طلبی بوده که انسان را در حیطۀ مادی به تولید ابزارها، شکل‌گیری حکومت‌ها، کشورگشایی و مواردی از این دست کشانده است. در حیطۀ معنوی نیز توسعه‌طلبی انسان‌ها به شکل‌گیری ادیان الهی و غیر الهی، و معنویت‌های صادق و کاذب منجر شده‌است. انسان چون عاقل است و می‌اندیشد، همواره به‌دنبال بدست‌ آوردن چیزهایی است که ندارد؛ اندیشۀ او وی را به این سمت سوق می‌دهد که دانسته‌ها و داشته‌های فعلی خود را توسعه دهد و قدم در حیطه‌هایی بگذارد که تاکنون آن را نداشته و اکنون می‌تواند آن را دارا شود؛ چه این حیطۀ جدید، حیطه‌ای دانستنی باشد (همچون علوم) و چه حیطه‌ای داشتنی (همچون لوازم و وسایل). حتی ادیان نیز از جانب خداوند برای ارضای توسعه‌طلبی انسان آمده‌اند تا وی را به جایی برسانند که شان واقعی او است. 🔐 اما مشکل از جایی آغاز شد که توسعه را منحصر در موارد مادی دیدند و نه اینکه صرفا به مسائل معنوی بی‌توجه بوده‌باشند، بلکه حتی به توسعه را بر پایۀ «واقعیت» نیز طرح‌ریزی نکردند و در هر دو جنبۀ توسعه (دانشی و داشتنی) واقعیت را محور توسعه قرارندادند. لذا نتیجه این شد که هم علومی تولید کردند که با واقعیت بیگانه بود، و هم در حیطۀ بدست‌آوردنی‌ها، به‌نحوی به‌دنبال چیزهای جدید رفتند که مفاهیمی واقع‌نما همچون عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، اقتضائات روح غیر مادی انسان و بسیاری از مفاهیم دیگر را مورد توجه قرارنمی‌داد. مثلا شهرسازی را برای صرفۀ اقتصادی، عمودی و آپارتمانی کردند، و آنگاه خودکفایی خانوارها در تولید مواد غذایی، فدای تمرکز تولید در دست سرمایه‌داران شد؛ یا برای تامین مالی و رشد مادی و صنعتی و شهرسازی بیشتر، بانک را ایجادکردند و رفتارهای ربوی را بن‌مایۀ آن قراردادند تا بتوانند با کنترل پول و توزیع فقر به‌جای توزیع ثروت، سرمایه‌داران را کمک‌کنند که بیشتر بسازند، حتی به‌قیمت اختلاف طبقاتی و محرومیت اکثریت مردم از ثروت‌های خدادادی. 🔆 مثال برای این مسئله در حیطه‌های علمی و فنی بسیار است و می‌توان به‌صورت مستقل به مصادیق آن پرداخت؛ ان شاء الله در آینده به آن می‌پردازیم. اما آنچه اکنون مهم می‌نماید این است که آنچه از توسعه در ذهن ما نقش بسته را می‌توان «توسعۀ زرق‌وبرقی» نامید؛ توسعه‌ای که چشم‌ها را پر می‌کند، اما از درون تهی است. تغییر این نگاه می‌تواند اثری بسیار شگرف در نگاه ما به دنیای مدرن ایجاد نماید. 👈 اما صبر کنید! مسئلۀ توسعه به همینجا ختم نمی‌شود! بلکه به اسم توسعه کلاه گشادی هم بر سر کل مردم دنیا حتی مرفه‌ترین کشورها گذاشته‌اند! آن‌هایی که در قرون اخیر در اروپا و آمریکا توسعه را اینچنین تئوریزه می‌کردند، کلاه گشادی هم بر سر مردم خودشان و سایر ملل گذاشته‌اند که ان شاء الله در قسمت بعد به آن خواهیم‌پرداخت. پس با ما همراه باشید. ______________ @Aagahaneh
هدایت شده از اقتصاد فرهنگی
امروز ورای نام دانشگاه‌ها و مراکز علمی و حوزه‌های علمیه ما با یک تفکر روبه‌رو هستیم. تفکری که هیچ نسبتی نه با امام صادق علیه‌السلام دارد نه با شهید شریف واقفی و نه با هیچ ارزش اسلامی و انقلابی دیگر. لیبرال‌های شریف در دانشگاه امام صادق تدریس می‌کنند و برخی امام صادقی‌ها در اندیشکده‌های آنان عضو هستند... همان‌طور که در سیاست و فرهنگ برخی از مذهبی‌ها و آخوندها لیبرال بودند در اقتصاد هم دقیقا همین‌طور است. خط‌کش انقلابی بودن روز به روز جدی‌تر و دقیق‌تر شده است خط‌کش انقلابی بودن یک زمانی ریش بود یک زمانی رای دادن به ناطق نوری یک زمانی احمدی‌نژاد یک زمانی فریب برجام را نخوردن و امروز بسیار دقیق‌تر شده است شاخص انقلابی بودن تقابل با لیبرالیسم اقتصادی است. ♨️ اقْتِصادِفَرهَنگی: 🇮🇷 💠 @h_abasifar
👆مطالب این کانال رو مطالعه کنید. بسیار در تشخیص مصادیق مسمومیت در اقتصاد امروز کمکتون می‌کنه.
هدایت شده از حسین زمانی میقان
6.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رحیم‌پور ازغدی : با ته‌ریش که اقتصاد، اسلامی نمی‌شود دروس علوم انسانی در دانشگاه تدریس می‌شود که به نگاه انقلابی و اسلامی می‌گوید بی‌سوادی! شعار اقتصاداسلامی می‌دهیم ولی در دانشگاه‌ها سکولاریسم و لیبرالیسم تدریس می‌کنیم! اسم جمهوری اسلامی داریم اما ذات جمهوری اسلامی را جاری نکردیم... @hzamanim
🔽 اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی، و مشکلات امروز ما / بخش شانزدهم: توسعه 2 🔺 رسیدیم به کلاه گشادی به‌نام «توسعه» بر سر جوامع غربیِ به‌اصطلاح «توسعه‌یافته» و دیگر جوامع. ⭕️ هنگامی که فیلسوفان اروپایی مشغول تئوریزه‌کردن توسعه و نحوۀ دست‌یابی به آن بودند، تلقی خاصی از مفهوم «آزادی» ارائه دادند. برخی از ایشان آزادی را به‌نحوی تبیین‌کردند که فرصت‌های برابر را برای همۀ انسان‌های جامعه فرهم‌آورد. درنتیجه اگر جامعه‌ای با چنین تعریفی از آزادی، مهندسی می‌شد، ظرفیت‌های مختلف افراد به‌رسمیت شناخته می‌شد و در نتیجه هر کسی می‌توانست هرگونه که می‌خواست و البته می‌توانست، زندگی کند و به اهداف خود بپردازد، آن هم بر اساس توانایی‌هایی که داشته‌است. مثلا کسی که از هوش مالی خوبی برخوردار بود، می‌توانست بسیار بسیار ثروتمند شود، اما کسی که از چنین هوشی برخوردار نبود و منبع مالی خاصی هم نداشت باید در فقر زندگی می‌کرد. یا اگر کسی نفوذ خاصی در میان بخشی از مردم می‌داشت، می‌توانست شرایط اجتماعی را به‌نفع طبقه‌ای خاص رقم‌بزند و بخشی دیگر را از برخی مواهب محروم‌سازد، تا منافع خود را به حداکثر برساند. مثال‌های اینچنینی فراوان است. از همینجاست که آمریکا خود را سرزمین فرصت‌ها می‌داند و همواره کسانی همچون ایلان‌ماسک و استیوجابز را به‌عنوان افرادی موفق مطرح می‌کند و می‌گوید که همه در این کشور می‌توانند ایلان‌ماسک و استیوجابز شوند. این شعار را در انیمیشن Zootopia هم می‌بینیم که کاراکتر خرگوش پلیس، وقتی به شهر زوتوپیا می‌رود، امیدش شعار آن شهر است؛ Anyone can be anything؛ هرکسی می‌تواند هرچیزی باشد. زوتوپیا نماد شهر نیویورک در ایالات متحده است. ⁉️ اما کجای این آزادی، کلاه‌گذاری! است؟! این که خیلی خوب است که هر کسی بتواند به‌تناسب ظرفیت‌های خود، هرچه می‌خواهد باشد. 🔆 پاسخ ما این است که بله؛ خیلی خوب است که هر کسی بتواند بر اساس ظرفیت‌های خود رفتارکند و نتیجه بگیرد، لیکن این در صورتی خوب است که در همین حد بماند و اجازه‌ندهد که بالفعل‌شدن ظرفیت برخی از افراد، موجب سلب حق حیات از دیگران شود! نباید پشت جملات و کلمات زیبا پنهان شد؛ آزادی به‌معنای امکان استفادۀ حداکثری از ظرفیت‌ها، بسیار زیباست، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که برخی از تئوریسین‌های آزادی، خود از متمولان و صاحبان کمپانی‌های برده‌داری بودند و سعی‌کردند با بیان این مطالب زیبا به سایر مردم چنین القا کنند که اینکه ما به ثروت و تمول رسیده‌ایم، به‌خاطر استعدادهای خودمان بوده و شما نیز می‌توانید با پرداختن به تونایی‌های بالقوۀ خود، همانی را بیابید که ما یافته‌ایم. آنگاه اگر کسی به‌طور ذاتی توانایی بالایی نداشته‌باشد، به‌جای اینکه جامعه به محدودیت‌های ذاتی او احترام بگذارد، او را بی‌عرضه خطاب می‌کنند و بدین نحو او را ساکت می‌کنند؛ چرا؟ چون سرمایه‌دارانی که بهره‌ای از دانش‌های انسانی داشتند، چنین به جامعه القا کرده‌اند که فرصت‌ها واقعا برای همه برابر است! 〽️ این هم کلاه گشاد دیگری است که گذاشتند؛ آیا واقعا فرصت‌ها برابر است؟! به‌راستی در کل نظام اقتصادی ایالات متحده چند جایگاه برای امثال ایلان‌ماسک وجود دارد؟! در زمان واحد مگر چند صنعت نوین هست که کسانی همچون ایلان‌ماسک باشند و بتوانند مدیریت آن را برعهده بگیرند؟! استیوجابز چطور؟ بیل‌گیتس چطور؟ وارن‌بافت؟ یا سایر افراد به‌ظاهر موفق؟! حتی اگر هزار نفر با روحیاتی مشابه این افراد باشند، آیا واقعا موقعیت‌هایی به‌اندازۀ این افراد وجود دارد؟ در جامعۀ چندده و چندصد میلیونی، چند موقعیت شغلی برای موفقیت‌های آنچنانی وجود دارد؟! این است آن کلاه گشاد! ثروتمندانی که تنها عدۀ محدودی از آن‌ها می‌توانند در یک نظام اقتصادی وجود داشته‌باشند، با القاء این مسئله که همه می‌توانند مثل ما باشند، سایر مردم را فریب می‌دهند و حتی حقوق آن‌ها را نیز نادیده می‌گیرند. مسمومیت علوم انسانی غربی را می‌بینید؟! علومی در راستای چپاول ضعفا به‌نفع اغنیاء. 🔍 حال ببینید که چه‌کسانی مدافع همین تئوری‌ها هستند... 👈 منتظر قسمت بعد باشید تا ان شاء الله به ارتباط این علوم با جوامع علمی درون کشورمان بپردازیم. _______________ @Aagahaneh
‏چند وقتی است که انصاف در ‎ کم رنگ شده و دیانت در حال رخت بر بستن. در گذشته، بازار محل کسب افراد خوش نام، چشم پاک و معتمد بود. ولی امروز بازار در حال تبدیل به جولانگاه افراد چشم چران، بی انصاف و کم فروش است. بازار را دریابید چون فقط محل فروش کالا نیست بلکه کانال انتقال فرهنگ هم هست. ‏‏به کانال اقتصاد کاربردی بپیوندید 👇 https://eitaa.com/DrRezaGholami
♦️لیبرالیسم دین‌زدایی، ارزش زدایی و دولت زدایی ♦️غرب در عصر روشنگری با پذیرش طبیعت گرایی، ابتدا دین (دین‌زدایی) سپس اخلاق (ارزش زدایی)و در انتها دولت (دولت زدایی) را کنار گذاشت. ♦️دین ابتدا جایش را به عقل خود بنیاد (عقلگرایی) داد و سپس شهوت و منطق لذت و الم جایش را گرفت(مطلوبیت گرایی) ♦️و آنگاه اقتصاد شد دانش مدیریت خلق ثروت بر اساس حرص و طمع بشر نه خیرخواهی او، دانشی برای ایجاد نظم خودجوش بازار در چارچوبی فردگرایانه (یعنی ترکیب دین‌زدایی، ارزش زدایی و دولت زدایی) ✍️ توکلی https://eitaa.com/eqmoq2
گاها نداشتن برخی نعمت‌ها خودش یه نعمت بزرگه! یکی علم می‌خواد، اما هنوز مأمون درونش رو نکشته. یکی مدیریت می‌خواد، اما فرعون درونش زنده هست. یکی ثروت می‌خواد، اما قارون درونش مشغول کاره! https://virasty.com/abizaki/1685923521194527245 ______________ @Aagahaneh