شعری که یکی از دوستان فرستادند در حال و هوای محرم در #زندان!👇🏻
سر زد هلال غصه و ماه محرم است
غرق عزا شدیم که این ماه ماتم است
برپا شده کتیبه ی اشعار محتشم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
گرچه تمام بند سیه پوش شد ولی
اینجا برای سینه زدن جایمان کم است
هرکس اگرچه حبه ای از قند جیره اش
بانی شده, شریک غم شاه عالم است
پرونده های ما همگی باز و زیر حکم
آقا عنایتی کرمت مهر خاتم است
جمعی کنار تربت تو, ما ولی اسیر
جا مانده ایم و حس خسارت دمادم است
عمری گذشت و توشه ی این راهیان قلیل
ما را به حر ببخش اگر بارمان کم است
اینجا به نرده های قفس دست میکشیم
انگار دستمان به ضریح معظم است
باید برای عشق تو بحر طویل گفت
این جا برای از تو نوشتن هوا کم است
حبیب دربندی
🙏🏻🤦🏻 نیت کنیم که برای #آزادی_زندانیان_بیگناه #دعا و #کمک_خیر کنیم در این شب های عزیز🤲🏻
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
از غزلی نیمه تمام برای ایلیا قبل از تولدش
جان و جهانم
...................
حال مرا می پرسی ای فرهادِ شیرین!؟
مثل خدا آرام و مثل مرگ، سنگین
از ذوق تو ماندم چه باید کرد ای نور
بستم تمام کوچه را با ماه، آذین
حال مرا از شوق می خواهی بدانی!؟
باید بریزی روی کوهی کاه، بنزین -
دل می کُند دل دل برای دیدن تو
ای دل کمی خوددار باش، آرام بنشین!
پا میگذاری در جهانم ای جهانم
تنهایی ام پر می شود با تو... پس از این
دارد برایت #خط_به_خط #مشقِ غم و رنج -
افتاده بر #پیشانیِ بابا اگر #چین
خواندم #نماز_عشق را با مادرت... باز
او هی #دعا می کرد و من هم گفتم #آمین
باید که در گوشَت بریزد یک #فرشته
#روح_اذان را... تا بگیری بلکه تسکین
#محمد_عابدی
قم
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15