eitaa logo
ܭَߊ‌ࡅ߭ܥ‌‌ࡐ‌ࡅ࡙ܨ ܣߊ
1.7هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
2.2هزار ویدیو
26 فایل
ب‍‌س‍‌م‍‌ ال‍‌ل‍‌ه‍‌ ال‍‌رح‍‌م‍‌ن‍‌ ال‍‌رح‍‌ی‍‌م❥ اینجا؟!یه چنل پر از فعالیت گاندویی 😎🍁. شروعمون←٠۳/۴/۱۱🌝✨ پایانمون←شهاادت🌚✨ کپی؟! از فیلم ها مشکلی نیسـت. کپی از رمان؟!خیر @hasti_1389_h
مشاهده در ایتا
دانلود
@Maddahionlinمداحی آنلاین - به عزادار امام حسین سلام - مرتضی باب.mp3
زمان: حجم: 5.9M
به عزادار امام‌حسین سلام به گرفتار امام‌حسین سلام به همه منبری‌ها علم کش‌ها به میون‌دار امام‌حسین سلام https://eitaa.com/Admin_Gando
گاندویی ها 🙃 پارت:۱۵ از فرشید خداحافظی کردم و به سمت خروجی رفتم سوار موتورم شدم و حرکت کردم دنیا: از اتاقم اومدم بیرون و رفتم پیش مامان خسته نباسی مامان عطیه: مرسی عشق مامان بشین مامان دنیا: چشم حوصلم سر رفته دلم می خواست یکی الان پیشم باشه دیگه نتوستم طاقت بیارم رو به مامان گفتم مامان این داوود نمی خواد بیاد خونه یه سری به شما بزنه عطیه:با این حرفش خندم گرف و گفتم تو بگو دلت براش تنگ شده نمی خوای بگی دنیا:خب شایدم دلم براش تنگ شده باشه حالا این اقا پسرتون نمی خواد بیاد خونه عطیه:میاد مامان 😂 داوود: رسیده بودم در خونه با کلید در باز کردم و وارد خونه شدم از پله ها بالا رفتم و رفتم تو که صدای آشنایی یه گوشم خورد به سمت اشپز خونه رفتم ارهههه خودش بود دنیا چقدر دلم براش تنگ شده بود می خواستم برم تو که گف دنیا: وایییی مامان من برم زنگ بزنم بهش عطیه: برو مامان دنیا:از آشپزخونه اومدم بیرون که یکی پرید جلوم از ترس جیغ کشیدم داوود: دنیا که از اشپز خونه اومد بیرون پریدم جلوش که جیغ بلند کشید همون لحظه محکم بغلش کردم و گفتم نفسم دلم تنگ شده بود برات دنیا:کپ کرده بودم یه لحظه به خودم اومدم دیدم این دیونه داووده پریدم بغلش گفتم خیلی....‌ چرا این جوری کردی عطیه: با جیغ دنیا سریع به سمتش رفتم دیدم بغل داووده لب زدم دنیا مامان چرا جیغ کشیدی ؟؟ دنیا: مامان از پسرت بپرس عطیه: داوود چیشده مامان داوود: سلام مامان چیزی نشده که من فقط این خوشگلمون رو چند وقت ندیده بودم الان که دیدمش ترسوندمش عطیه: سلام داوود بچم ترسید داوود: نه مامان ولش کن عطیه: برید بشینید منم الان میام دوتاشون: چشم دنیا: ببینم اقا داوود شما بلد نیستی مثه یه داداش خوب بیای پیش من چرا منو ترسوندی داوود: لبشو گرفتم و گقتم دستمو دور گردنش حلقه کردم و گفتم چون دلم برا عشقم تنگ شده بود دنیا: با این حرفش پریدم تو بغلش کلا داداش داشتن یه هدیه س که تو از خدا گرفتی همون لحظه مامان با سینی شربت اومد سمتمون سریع بلند شدم و گرفتنشون با هم روی مبل نشستیم مامان لیوان خودش رو برداشت منم سریع یکی برداشتم دادم داوود و یکی هم برای خودم *موقعیت: سایت * سعید: اتاق گریم بودم که برا امشب که قراره برم با اون مهمونی گریمم کنن وایی خسته شدم خداا رسول: به سمت اتاق گریم رفتم که صدای ناله ی سعید به گوشم خورد رفتم کنارش و دستم رو روی شونش گزاشتم گفتم : اینقدر غر نزن اقا دوماد سعید: رسول حوصله ندارمااا....... ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ پ ن: ترسوند دنیا رو😂🥺 پ ن: داداش یه هدیه از خداس پ ن: سعید https://harfeto.timefriend.net/17199244555722
به وقت دلتنگی💔 ۱:۲٠🥺❤️‍🩹
Haj Mahmood Karimi ~ UpMusicHaj Mahmood Karimi - Ajab Moharami Shod (128).mp3
زمان: حجم: 14.2M
وای شهید بی سر اومد😭💔 وای لاله ی پرپر اومد😭 وای تنش شبیه جسم علی اکبر اومد 😭🥺 https://eitaa.com/Admin_Gando