Haj Mahmood Karimi ~ UpMusicHaj Mahmood Karimi - Ajab Moharami Shod (128).mp3
زمان:
حجم:
14.2M
وای شهید بی سر اومد😭💔
وای لاله ی پرپر اومد😭
وای تنش شبیه جسم علی اکبر اومد 😭🥺
#مداحی
#مدیر
#حاج_محمد_کریمی
https://eitaa.com/Admin_Gando
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گذرم تا به در خانه ات افتاد حسین
خانه اباد شدم،خانه ات اباد حسین
#کلیپ
#مذهبی
#ماه_محرم_الحرام
#اد_یامین
https://eitaa.com/Admin_Gando
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اذان مغرب و دارن میگن از توی مأذنه..
#کلیپ
#مذهبی
#ماه_محرم_الحرام
#اد_یامین
https://eitaa.com/Admin_Gando
گاندویی ها
پارت ۱۶
#سعید
رسول حوصله ندارماااااا
برو تا یه چیزی بهت نگفتم
رسول:جان رسول😂
داداش چی می خوای بگی هر چیزی دوست دا ی بگو
حسین: (مسئول گریم):آقا رسول این آقا سعید آقا دوماد مارو کم اذیت کن پیر میشه کسی بهش زن نمیده هااا
*حسیننننن😡
حسین: جانم داداش چشم اشتباه کردم😂😂
رسول:آخ یادم نبود آصلا 😂😂😂
حسین: بسه دیگه کمتر اذیتش کنیم
* آخ قربون اون دهنت
رسول:😂😂😂😂
حسین: تموم شد آقا برو ببینیم اقا محمد راضیه
رسول:برو آقا دوماد برو داداش
حسین: اذیتش نکن این اقا دوماد رو پیر بشه دیگه کسی بهش زن نمیده میمومنه رو دستمون هاا😂
*مرسی داداش از این دفاع قشنگتون از من
حسین: قابل نداشت داداص😂
رسول: اقا دوماد برو دیگه
* داداشی من دارم برات........
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
پ ن: قربون اون دهنت😂
پ ن:برو آقا داماد
پ ن: داداش من دارم برات
https://harfeto.timefriend.net/17199244555722
گاندویی ها
پارت ۱۷
#سعید
داداش من دارم برات
رسول:سعید این حرف زد و از اتاق خارج شد
حسین:رسول جان
رسول:جانم
حسین:بدون که من حلالت کردم بخاطر اینکه این همه اذیتم کردی .
رسول:خب داداش
حسین:خب که خب داداش
این تانکشت ول کن نیس
رسول جان من خودم از بقیه بچه ها هم حلالیت میگیرم ،
داداش من نمیزارم کسی بشینه سر جات قول میدن
رسول:حسین جان برو به کارت برس و اینقدر وقت منو دنیا کائنات رو نگیر برو به کارت برس اینو گفتم و از اتاق خارج شدم
حسین:باشه داداش ولی بدون حلالت کردم
رسول:باشه داداش
روی میزم نشستم و مشغول کار شدم که دیدم سعید از اتاق آقا محمد اومد بیرون بلند شدم و به سمتش رفتم و گقتم راستی سعید جان یادم رف بکم
سعید:فک کردم چیز مهمیه گفتم جانم
سعید:الان دیگه اقا دوماد نیستی الان شاهزاده ای
سعید:هوففف زسول میری کنار یا ببرمت کنار😡
رسول:باشه داداش برو اعصبانیت چرا دیگه😂
سعید که رف رفتم سر میزم و نشستم دوباره مشغول شدم.......
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
پ ن: رسول گناه داره😂
https://harfeto.timefriend.net/17199244555722
گاندویی ها
پارت ۱۸
*اتاق محمد*
#محمد
خب سعید جان ببین تو باید بری و به عنوان یه گارسون سر دربیاری که اونا می خوان چیکار کنن
سعید: چشم اقا
فقط من برم اونجا بگم اومدم اینجا کار کنم شک نمی کنن که چرت اینقدر یهویی اومد
محمد:نه شک نمی کنند من با یکی از بچها های نفوذی هماهنگ کردم فقط
سعید: چشم
محمد: فقط سعید تو ،تو اون مهمونی سعید نیستی ها باقری باشه!!!
سعید: خب عالی شد که چشم اقا
محمد: خب می تونی بری دیگه برو نماز خونه یکم استراحت کن
سعید: چشم اقا
آیند گفتم و از اتاق خارج شدم
که بین راه رسول دیدم ای خدا من گیر چه کسی افتادم
(حرف های سعید رسول در پارت قبل )
سعید: از پیش رسول که رفتم به سمت نماز خونه رفتم دلم می خواست امشب زود تر تموم بشه و منم راحت بشم و بتونم که ایم کار رو به خوبی انجام بدم
دراز کشیدم وچشامرو بستم به دقیقه ای نرسید که خوابم برد
*موقیعت خونه ی محمد*
داوود: بد از خوردن شربت ها مامان رفت اشپز خونه منم رو کردم سمت دنیا و گفتم من دیگه اجازه نمیدم بری هااا
میری نه زنگی میزنی بهم نه هیچی
دنیا: ...........
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
پ ن: زنگ نمیزنی بهم🥺😂
پ ن: اجازه نمیدم بری
https://harfeto.timefriend.net/17199244555722
گاندویی ها
پارت ۱۹
#دنیا
اقا داوود
داداش من ،من زنگ میزدم یا شما خواب بودی یا بیرون بودی یا......
داوود: خب حالا.......
ولی من دیگه نمیزارم تو بری گفته باسم هاا
دنیا:نگاه داره بحث رو عوض می کنه چشم اقا داوود دیگه نمیرم
ته برای اینکه شما گفتی نرو هاا نه برای اینکه نمیرم تا چند ماه دیگه
بدش میرم ک چند وقت میمونم د دیگه تموم
داوود: من بحث رو عوض نکردم
افرین عشق من😘
عطیه : شما دوتا چی میگید با هم ؟؟
داوود: ما چیزی نگفتیم که
راستی مامان این دخترت زنگ میزد
به شما
عطیه: حرفاشون رو شنیده بودم برا همین گفتم بله آقا داوود زنگ میزد شما نبودی
داوود:😂😂😂
فهمیدم
دنیا : بیا دیدی زنگ زدم تو نبودی
آخ مامان این بهم گیر داده بود
عطیه: داوود چیکار دخترم داشتی😂
داوود: من..........
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
پ ن: بچم...... 😂
https://harfeto.timefriend.net/17199244555722