AghayedNet
✔️🔻از اتّهام تا تبرئه، دو قرن انزوا و محرومیت شیعه وقتی ملا محمدتقی قزوینی در سال ۱۲۳۸ ق در قزوین،
🔺از اتهام تا تبرئه، دو قرن انزوا و محرومیت شیعه
@AghayedNet
✔️🔻قاتل حضرت جواد علیهالسلام چه کسی است؟
اگرچه در تاریخ معتصم عباسی لعنه الله قاتل حضرت معرفی شده است؛ اما با نگاهی دقیقتر قاتل حضرت مأمون عباسی است لعنه الله.
مأمون (عفریت بنیالعباس) دختر خود (امالفضل) را به حضرت جواد علیهالسلام تزویج کرده بود و همین دختر به دستور پدرش، حضرت جواد علیهالسلام را به شهادت رسانید.
امالفضل در زمان حیات پدرش بهاین جنایت اقدام نکرد تا در زمان معتصم لعنة الله علیه به دسیسه او این جنایت را مرتکب شد؛ زیرا علت اصلی تزویج او با حضرت جواد علیهالسلام بهاین منظور بوده ولی جریانهای سیاسی مانع اجرای این مأموریت گردید.
و این مطلب را تأیید میکند فرمایش مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در جلد سوم کتاب مبارک ارشاد العوام که در توصیف احوالات رجعت، حدیث مفصلی را به نقل از مفضل مطرح کردهاند در بخشی که تکتک معصومین علیهمالسلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده و شکایت امت را میکنند ظالم و کشنده حضرت جواد علیهالسلام را مأمون معرفی کردهاند: «...پس میایستد محمد بن علی و شکایت میکند از آنچه مأمون به او کرده... .»
ازاینرو در فرمایشها و اشعار مکتبی، گاهی قاتل حضرت جواد علیهالسلام معتصم ملعون معرفی شده است به اعتبار ظاهر امر و بُعد تاریخی و گاهی به پشتپرده سیاستهای مأمون ملعون توجه شده و قاتل، مأمون عباسی معرفی شده است.
در اشعار مکتبی است:
عروه وُثقی که نشد مُنفصم
پاره نمودش ز جفا معتصم
و باز هم در اشعار مکتبی که برای نونهالان سروده شده، چنین آمده است:
«عفریت» آلرشید/نقشه قتلش کشید
دختر ناپاک او/بدگهر و تندخو
کُشت به امر پدر/همسر خود خیرهسر
به زهر کین از جفا/کشته شد ابنالرضا
لعنة الله علی الظالمین.
@AghayedNet
🔺عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در یکی از نامههای خود اشاره فرمودهاند هنگامی که نگاشتن شرح الزیارة الجامعة الکبیرة را آغاز کردند، همّ زیادی بر اتمام آن داشتند.
در دورهای که بیمار شدند، با وجود بیماری و همه اشتغالات، باز هم تصنیف این کتاب را ادامه دادند حتی به مقدار ساعتی در شب و ساعتی در روز.
و جز تصنیف این کتاب به رساله دیگری نپرداختند تا این شرح به پایان رسید و میراثی ارزشمند برای جامعه تشیع به یادگار ماند.
@AghayedNet
✔️🔻«مرد» و «زن» در مباحث حکمت
🔸بخش نخست
اصطلاح مرد و زن در حکمت و معنای ازدواج در حکمت فراتر از ازدواج ظاهری و مرد و زن عالم انسان یا نر و ماده عالم حیوان یا نبات است. فرق دارد. وقتی در این عالمِ ظاهر معاشرت میکنیم و صحبت میکنیم و مینویسیم، در عالم الفاظ از کلمه زن و مرد و همچنین از کلمه ازدواج و عقد استفاده میکنیم. باید این را توجه داشته باشیم که کلمه زن و مرد و ازدواج و امثال این کلمات، در هر عالمی، مناسب آن عالم است. یک نگاه به زن و مرد این است که در این عالم ظاهر، میان انسانها بررسی کنیم که زن به چه کیفیت است، مرد به چه کیفیت است. در حیوانات، نر چطور است، ماده چطور است. در گیاهان، نر و ماده به چه کیفیت است. اما شخص بصیر و مستبصر، نگاهش کلانتر از این حرفها است. به زن و مرد نگاه خُرد ندارد. شخص بصیر، با توجه به آیات قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام، میداند که در حکمت، اصطلاح زن و مرد فراتر از این معنای ظاهری زن و مرد است که در اینجا میبینیم. این خصوصیات ظاهری زن و مرد ویژگیهایی است که آنها در این عالم انسانها دارند.
پس اگر ما با فرمایش خدا برخورد کردیم که کعبه و مکه مکرمه را «امّالقری» (مادر شهرها و قریهها) فرموده (انعام: ۹۲)، باید متوجه باشیم. به آن منطقه که امالقری گفته میشود، منظورمان متفاوت است با مادر ظاهری.
در عالم انسانها، به برخی زنها مادر گفته میشود. ممکن است اشتراکاتی باشد و امالمعانیای درکار باشد؛ اما ظاهرش را که بررسی میکنیم، میبینیم این ام متفاوت است.
به حضرت زهراء سلام الله علیها و ابیها و بعلها و بنیها «امابیها» میگوییم. اینجا هم اُم معانی مختلفی دارد و البته استفادههایی که از این لفظ میشود مختلف است.
همچنین همانطور که امالقری اطلاق میشود، در بعضی فرمایشها «ابوالقری» داریم (جواهر الحکم، ج۱۲، «رسالة فی جواب الشیخ علی بن قرین»، ص۴۵۸ و ج۱۳، «رسالة فی جواب الشیخ محمد بن الشیخ حسین البحرانی»، ص۲۴۴). پس ابوالقری هم بهکار میرود. ابوالقری کربلا است و امالقری مکه است. در روایتی، امام صادق صلوات الله علیه میفرمایند که زمینِ کعبه بر سرزمین کربلا فخر کرد. خدا به کعبه وحی کرد که قرار بگیر. ای سرزمین، در جای خود قرار بگیر که اگر سرزمین کربلا نبود و اگر نبود آن کسی که در آن سرزمین دفن شده، «ماخلقتک»؛ تو را خلق نمیکردم. پس قرار بگیر و خاضع و ذلیل باش «لارض کربلاء» (بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۰۶). کربلای معلا ابوالقری است و مکه امالقری.
در فرمایشی دیگر میبینیم که آقا رسولخدا صلی الله علیه و آله میفرماید: «انا و علیٌّ اَبَوا هذه الامة» (بحار الانوار، ج۱۶، ص۹۵)؛ من و علی پدر و مادر این امتیم. برخی ترجمه میکنند: من و علی دو پدرِ این امتیم! «ابوا» مشابهِ والدین است، یعنی پدر و مادر. «انا و علی ابوا هذه الامة»؛ من و علی پدر و مادر این امتیم. نه اینکه بخواهند بفرمایند علی ظاهرش مثل همین زنها است! نعوذبالله، نعوذبالله. این را نمیخواهند بیان بفرمایند. مشخص است.
پس در حکمت، وقتی مادر گفته میشود، وقتی زن و مرد اطلاق میشود، معانی فراتری دارد از آنچه در این عرصهٔ ظاهریِ بشری با آن در ارتباط هستیم. مرد مؤثر است و در زن تأثیر میگذارد. وقتی که لبّ مطلب را میشکافیم، این است: مرد در زن تأثیر میگذارد و نطفه ایجاد میشود. به مرد و زن از این حیث نگاه کنیم: مؤثر و متأثر، فاعل و منفعل. اصل مطلب همین است: مرد و زن یعنی فاعل و منفعل، مؤثر و متأثر، تأثیر و تأثر طرفینی. اصل مطلب همین است که مرد و زن در هر جایی به شکلی است. ازاینجهت مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در کتاب مبارک ارشاد العوام میفرمایند: «هر فهمنده در مقام خود مرد است و هر فهمیدهشده زن» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۲، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد اول»، ص۷۸). پس معلوم میشود مرد و زن، در اصطلاح حکمت، فراتر از این مسائل ظاهری است.
پس ما وقتی دید حکمت را درنظر میگیریم و اصطلاح مرد و زن را در مباحث حکمت میبینیم، معنا خیلی فراتر و عالیتر از این نگاهِ قشریِ سطحی خواهد بود. اگرچه اصل مطلب همین است که این زن و مرد ظاهری هم فعل و انفعالی که میانشان است طبق همان اصلِ زنومردیِ حکیمانه است. ولی وقتی میگوییم که آسمانها مردند، نباید دست و پا و چشم و گوش درنظرمان بیاید. مرد در عالم بشری این قیافه و صورت ظاهری را دارد؛ اما اصلِ عمل و فعل کارِ مرد است و زن انفعال دارد.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺نقل مرحوم محدث نوری در کتاب شاخه طوبی، از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه (ظاهراً نسخه اصل به خط مؤلف)
این حکایت با اندکی تفاوت در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة نیز نقل شده است.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺نقل مرحوم محدث نوری در کتاب شاخه طوبی، از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه (ظاهراً
🔺تحریف نام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه در کتاب منتشرشده شاخه طوبی
(بعضی افراد از گروه تصحیح کتاب شاخه طوبی پیامی ارسال کردهاند که این خطا سهواً رخ داده. امید است در چاپ بعد تصحیح شود.)
@AghayedNet
🔺رسالهای در معاد
از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه
در جواب سید محسن کرمانی
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسالهای در معاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه در جواب سید محس
رساله_در_معاد_در_جواب_سید_محسن_کرمانی.pdf
حجم:
506.2K
🔺رسالهای در معاد
از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه
در جواب سید محسن کرمانی
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسالهای در معاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه در جواب سید محس
@AghayedNetمعاد.mp3
زمان:
حجم:
13.9M
🔺کتاب صوتی
🔸رسالهای در معاد
از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه
در جواب سید محسن کرمانی
@AghayedNet