سکوت میکنی، قوی میمانی، طاقت می آوری تا در لحظه ای خاص فرو بریزی، در هم بشکنی و در اشک خود حل شوی
مرا در روستایی دور، زیر یک درخت تنها دفن کنید و روی سنگ قبرم درشت بنویسید : لطفا اینجا دیگر دست از سرم بردارید!
میدونی
هیچی ندارم بگم
فقط دارم دست و پا میزنم
برای لحظهای زندگی کردن
برای لحظهای بیتفاوت بودن
برای لحظهای آرامش داشتن
برای لحظهای دوست داشته شدن
برای لحظهای خودم بودن.
ولی میدونی مشکل کجاس؟
مشکل اینه هرچی بیشتر تو این باتلاق
دست و پا بزنی، زودتر غرق میشی
و خواسته هات محو میشن
دریغ از بدست آوردنشون
حتی برای یک لحظه.
بعضی آدما، فقط در گورستان ها گریه میکنن
و بعضیا هم همیشه گوشهی اتاق تنهاییشون .