هر کس باید بتواند به جایی پناه آورد، چون مواردی پیش میآید که حتماً لازم است انسان بتواند به یکجا، به هر کجا که باشد برود.
و اما اگر یک سوال باشد که من از آن وحشت داشته باشم، سوالی که هرگز نتوانسته باشم به آن جواب رضایت بخشی بدهم، آن سوال این است که: دارم چه میکنم؟
‹اغمــٔـا›
گرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم؛ سینه میگوید که مَن به تنگ آمدم، فریاد کن . .
از ویرانه ما کسی خبر ندارد
هیچ نمیدانی از منِ هیچ . .
میگفت هزار نفر را بوسیدهام تا بتوانم
یک نفر را فراموش کنم ...
و من از اندوه پنهان آدمهایی که تن به بوسه ی فراموشیِ او دادند ، غمم گرفت .!
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
قبل از اینکه کسی رو در مورد عصبانیتش قضاوت کنید، ازش راجب دردش بپرسید:))!