میگفت:
ما همیشه سعی میکنیم احساساتمون رو پنهان کنیم و یادمون میره که چشم ها همشونو فریاد میزنن؛
همیشه باید خودمان را گول بزنیم، ولی وقتی میآید که آدم از گول زدن خودش هم خسته میشود:))
‹اغمــٔـا›
به قول شاعر:
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟!
راستش، زورِ من خسته به طوفان نرسید . .
ما بی ایمان نبودیم، منتهی میخواستیم به باورهای خودمان و نه باورهایی كه برای ما مقرر شده بود ایمان داشته باشیم..
در ازدحام دنیا اگر انسانی را یافتی که تو را میفَهمد رَهایشنکن . . .
ولی زمانی میفهمی احساساتت رو نابود کردی که حتی اونی که باعث لبخندت میشد هم دیگه کاری از دستش برنمیآد.