📌نبرد فرسایشی؛ بحرانهای خاموش (۴)
پیشرفت مردمپایه؛ خطوط ایجابی نظام در برابر راهبرد سلبی نفوذ
الان و امروز ما به شدت در معرض فرسایش اجتماعی و اقتصادی هستیم.
فرسایش اجتماعی دارد خودش را در درگیری های جناحی سیاسی بین مردم انقلابی نشان میدهد.
فرسایش اقتصادی دارد خودش را در گرانی های بی رویه بعد از جنگ و تعدیل نیروها نشان میدهد.
و فرسایش اجتماعی و اقتصادی هردو خودشان را در آینه فضای مجازی و رسانه ده ها برابر بزرگ تر جلوه میدهند و خودشان را بازتولید میکنند.
این وضعیت اگر هزینه هایش بیشتر از روزهای اوج درگیری نظامی نباشد، کمتر هم نیست.
تجربه نشان داده ما مرد جنگ امنیتی و نظامی هستیم، چه دفعی و چه فرسایشی
تجربه نشان داده ما در روزهای جنگ و بحران های روشن نیز تاب آوری اقتصادی اجتماعی تام داریم.
اما همان تجربه نشان داده که نقطه ضعف ما تاب آوری اقتصادی اجتماعی در بحران های خاموش است.
این همان سحری است که آقای شهید باطل السحرش را جهاد تبیین معرفی نمود.
به نظر بنده دشمن روی همین وضعیت سرمایه گذاری کرده است و یا لااقل یک از دو سه طرح اصلی ایشان همین است.
روزهای گرم جنگ چند ماه بیشتر دوام نمی آورد و حتی اگر جنگ هشت سال هم طول بکشد باید باز هم فکری به حال این طراحی دشمن کرد.
📍خطوط ایجابی نظام اسلامی برای مواجهه با فرسایش اجتماعی اقتصادی
در چنین شرایطی نظام جمهوری اسلامی برای جلوگیری از هزینه سازی این وضعیت یک راه کلان دارد :
زنده نگه داشتن جامعه و افزایش عاملیت آن یا همان حفظ و امتداد بعثت مردم نامید.
برای تحقق این امر نیز خطوط متعددی را میتوان پیگیری کرد که پراهمیت ترین هایش به نظر میرسد این ها باشند :
1- زنده نگه داشتن ادبیات جنگ
2- گفتن از پیشرفت ها در دل جنگ
3- برخورد های جدی با فسادهای داخلی ( اعم از اقتصادی و امنیتی )
4- عقب کشیدن نهادهای متصدی از برخی عرصه های ممکن و تقویت عملکرد بسترسازانه آنها
رهبر جدید انقلاب همه این خطوط را در کنار چندین مولفه دیگر، در پیام های صادره به خوبی دارند دنبال میکنند.
📍خطوط سلبی نفوذ برای به ثمر رساندن جنگ اجتماعی اقتصادی
اما نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که این خطوط مخالفانی هم دارد.
حتما اینجا در مقابل خطوط ایجابی رهبری ، توسط دستگاه های جاسوسی کشورهای غربی ، خطوطی شکل میگیرد.
بههیچ عنوان نباید در وجود این خطوط برساخته شک کرد.
غیرممکن است دستگاهی که در تمام حرکات انقلابی تاریخ معاصر نفوذ کرده و در انقلاب ما هم بی طمع نبوده، با چنین پدیده ای روبرو شود و دست به این ابزارهای مهم که از قضا نقاط قوت او هم هستند نزند !
خطوطی که ممکن است این سو راه بیافتند که آگاهانه یا حتی عمدتا ناآگاهانه کار نفوذ را پیش ببرند، ممکن است چنین خطوطی باشد :
1- دم زدن از پایان جنگ ( با خوشحالی لیبرال گونه یا با ناراحتی حزب اللهی گونه )
2- گفتن از آسیب ها و مضرات و هزینه های جنگ ( با توسعه طلبی لیبرال گونه و یا با شعار چرا بیشتر نجنگیدیم حزب اللهی گونه)
3- جلوگیری از برخورد با فسادهای امنیتی و اقتصادی ( به امید امتداد پوشش امنیتی روی فسادها و یا به امید حفظ دارایی ها و سرمایه ها )
4- کنشگری تصدی گرانه حداکثری دولت و نهادهای موثر فرهنگی ( یا با عنوان مستقیم تصدی گری و یا با عنوان ساماندهی پویش های مردمی )
📍محور عملیاتی امروز
ما امروز عمیقا در لایه ی پس از رهبری نیازمند امتداد خطوط مورد نظر ایشان هستیم که توضیح داده شد چرا درست هستند.
اولین کار هم درگیری ( منظور خشونت نیست ، منظور منع است ) با خطوط نفوذ است.
برای درگیری با این خطوط سلبی ، باید اتفاقا همان خطوط اثباتی را پررنگ و هدفمند جلو برد و به معنای واقعی کلمه ، تبیین نمود، افراد بیشتری را توجیه کرد و گفتمان مرکزی آن چند خط راهبردی ایجابی مورد نظر رهبری را ترویج نمود.
به نظر نویسنده آن گفتمان مرکزی "پیشرفت مردمپایه" است که حاصلش "دولت مردم" است که همان "دولت اسلامی" است.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 نبرد فرسایشی؛ بحرانهای خاموش
تلاش کرده ام در این یادداشتها نشان بدهم که چگونه مفهوم «نه جنگ و نه صلح» اگرچه در ظاهر یک وضعیت تعلیق است، اما در واقع میتواند صورتبندی دقیقتری به نام «جنگ فرسایشی» داشته باشد؛ جنگی که در آن، پیروزی نه در یک ضربه نظامی، بلکه در ظرفیت تابآوری اجتماعی، انسجام اقتصادی، و عاملیت جامعه رقم میخورد. از این زاویه، مسئله اصلی از سطح درگیریهای مقطعی فراتر میرود و به نسبت میان دولت مدرن، جامعه زنده، و امکان تحقق و استمرار «بعثت مردم» گره میخورد.
در ادامه، این بحث به دو خط تقابل گسترش پیدا میکند : از یکسو خطوط ایجابی نظام برای حفظ و بازتولید جامعه کنشگر و در مقابل این خطوط ، منطقهای سلبی و بعضاً پنهانِ نفوذ بررسی میشود که تلاش میکنند همین ظرفیتهای ایجابی را دچار انحراف یا استهلاک کنند.
در نهایت، این مجموعه به این جمعبندی میرسد که مسئله اصلی امروز، نه صرفاً «احتمال جنگ» بلکه «چگونگی زیست در وضعیت جنگ فرسایشی» است؛ و پاسخ به این مسئله، در ایدهی مرکزی «پیشرفت مردمپایه» و احیای عاملیت اجتماعی جامعه قابل پیگیری است.
🔗 فهرست یادداشتها
۱- سناریوی سوم؛ زیست در وضعیت جنگ فرسایشی
۲- فرسایش اجتماعی و اقتصادی، آفت انسجام و تابآوری
۳- جامعهی کنشگر در برابر دولت مدرن؛ از نظریه تا تحقق بعثت
۴- پیشرفت مردمپایه؛ خطوط ایجابی نظام در برابر راهبرد سلبی نفوذ
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 رضاشاه و فرمان جمعآوری شاهنامه
📚 از مدخل "شاهنامه" در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، نوشتۀ محمد جعفری (قنواتی)
🔻 "... اهمیت شاهنامه و خواندن آن برای عشایر به اندازهای بوده است که چنانچه شخص باسوادی در میان آنها نبود، گروهی از آنها جاده را میبستند و کاروانهای عبوری را محاصره میکردند؛ سپس یکی از اشخاص باسواد کاروان را با خود میبردند و از او بهخوبی پذیرایی میکردند، به او زن میدادند و در عوض از وی میخواستند که برایشان شاهنامهخوانی کند (صفینژاد، ۵۷۴-۵۷۵).
🔻 بهسبب آنکه خواندن شاهنامه روح جنگاوری را در عشایر تحریک میکرد، به فرمان رضا شاه و همزمان با یکجانشینکردن عشایر، شاهنامهها را از میان آنها جمعآوری کردند. دراینباره گزارشهای فراوانی وجود دارد، حتى در یک مورد صاحب یک شاهنامه بهسبب مخالفت با تحویل کتاب به دست مأموران دولت کشته میشود (همو، ۵۸۵؛ نیز نک : طاهری، ۱۹۴؛ «گپی»، همانجا).
🔻 نکتۀ جالب توجه اینکه چنین موضوعی در بیرون از مرزهای سیاسی ایران امروز نیز وجود داشته است. برای نمونه، شاهنامهخوانی در دورههای گذشته در باکو به اندازهای رایج بوده است که نیروهای امنیتی از ترس ایجاد قیامهای مردمی، شاهنامهخوانی را ممنوع میکردهاند (نک : آیدنلو، دفتر، ۲۵۲)."
@markazasnadqom
📌 امتداد خط تجدید دین و احیای شریعت
استفاده ای از پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ایام حج
📍صیانت از هویت اسلامی، دغدغه دو قرن اخیر مسلمانان
سالهاست که در جهان اسلام از «احیای دین» و «تجدید شریعت» سخن گفته میشود. این مسئله بهویژه در سده اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ زمانی که بخش بزرگی از جهان اسلام زیر سلطه دو بلوک مادی شرق و غرب قرار گرفته بود و بسیاری از مسلمانان احساس میکردند هویت اسلامی آنان در حال زوال است.
البته استعمار نیز بیکار نمانده است. هر جا سخن از بازگشت به اسلام اصیل مطرح شد، تلاش کرد نسخههای بدلی آن را تولید کند؛ گاهی با دامن زدن به خرافه، گاهی با ساختن جریانهای انحرافی و گاهی هم با تقلیل دین به الهیات و ادبیات !
در چنین فضایی، اندیشه احیای دین به اشکال مختلف در سراسر جهان اسلام دوباره ظهور کرد. در میان اهل سنت و شیعه، شخصیتها و جریانهای متعددی با تفاوت در مبانی، روشها و گستره تأثیرگذاری، در پی پاسخ به یک مسئله مشترک بودند؛ اینکه چگونه میتوان اسلام را بار دیگر به نیرویی زنده و اثرگذار در عرصه حیات اجتماعی و سیاسی مسلمانان تبدیل کرد. این تلاشها اگرچه مسیرهای متفاوتی را پیمودند، اما همگی ذیل دغدغه بزرگ احیای امت اسلامی قابل فهماند.
📍اصلاح فکر در شیعه معاصر
در فضای فکر شیعی نیز بهتدریج جریانی شکل گرفت که مسئله احیای دین را نه صرفاً در اصلاح فردی و فرهنگی، بلکه در بازسازی حیات اجتماعی و سیاسی مسلمانان دنبال میکرد. این جریان از دل حوزههای علمیه و اندیشه برخی عالمان برجسته معاصر سربرآورد؛ از دغدغههای مرحوم آیتالله شاهآبادی درباره استقلال و هویت جامعه اسلامی گرفته تا کوششهای شهید مطهری در مقابله با تحریفهای دینی و بازگرداندن فهمی زنده و کارآمد از معارف اسلام. این مسیر در ادامه، با بازخوانی مفاهیمی همچون توحید، جهاد، انفاق، ولایت و سیره اهلبیت(ع) در آثار و بیانات رهبران انقلاب اسلامی، صورت منسجمتری پیدا کرد. حاصل این روند، ارائه قرائتی از تشیع بود که میکوشید دین را از انزوای فردی خارج کرده و بار دیگر به عرصه ساخت جامعه و تاریخ بازگرداند؛ نه آنکه دین تازهای بنا کند، بلکه آنچه را در لایههایی از غفلت تاریخی پنهان مانده بود، دوباره آشکار سازد.
اوج این روند در نهضت امام سید روحالله خمینی(ره) رقم خورده است. شاید مهمترین کار امام آن بود که مفهوم ولایت را از یک بحث صرفاً اعتقادی فراتر برده و آن را به مسئله اداره جامعه اسلامی پیوند زد؛ جایی که ولایت از سطح محبت و ارادت عبور میکند و به سازوکار حفظ حیات اجتماعی مؤمنان تبدیل میشود. این تحول فقط تأسیس یک نظام سیاسی نیست، بلکه طرح نوعی نگاه به انسان و جامعه است که بسیاری از فلسفههای سیاسی و اجتماعی مدرن را به چالش میکشد؛ چرا که آنها بر مبنای تلقی خاصی از انسان بنا شدهاند، در حالی که نظریه ولایت با قرار دادن پیوند الهی میان انسانها در مرکز نظم اجتماعی، افق دیگری برای فهم سیاست و تاریخ ارائه میدهد.
📍 پیام حج امسال، پیام استمرار
اگر این پیشینه را در نظر بگیریم، پیام حج امسال معنای روشنتری پیدا میکند.
به نظر میرسد یکی از مهمترین ایدههای این پیام، نگاه به حج بهعنوان الگویی فشرده از حیات اسلامی است. در این تلقی، حج فقط مجموعهای از اعمال عبادی نیست؛ بلکه تصویری نمادین از مسیر حرکت امت اسلامی ارائه میکند.
احرام، یادآور گسستن از وابستگیها و ورود به ساحت بندگی است.
سعی، نماد تلاش مستمر و خستگیناپذیر در مسیر تکلیف است.
رمی جمرات نیز صرفاً یک عمل مناسکی نیست، بلکه اعلام دائمی مرزبندی با جریان استکبار و طاغوت در هر عصر و زمانه است.
بر این اساس، مناسک حج از سطح یک تجربه فردی فراتر میروند و به زبان مشترک امت برای فهم مسئولیت تاریخی خود تبدیل میشوند.
شاید بتوان گفت مهمترین پیام نهفته در این نگاه آن است که پروژه احیای دین متوقف نشده است.
حوادث بزرگ سالهای اخیر، شهادت فرماندهان مقاومت، فشارهای اقتصادی و امنیتی و تحولات منطقهای، هیچکدام نتوانستهاند این مسیر را متوقف کنند. برعکس، به نظر میرسد ایده مقاومت و بازگشت به هویت اسلامی امروز بیش از گذشته در میان ملتهای منطقه گسترش یافته است.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 غدیر به صد زبان
یکی از اتفاقات جالب سالهای اخیر، شکلگیری نماهنگها و آثار چندزبانه در جبهه فرهنگی انقلاب و مقاومت است. مسیری که به گمان من با آثاری مثل «سلام فرمانده» جدی شد و نشان داد پیام برخاسته از فرهنگ شیعی و انقلابی، لزوماً محدود به زبان فارسی و جغرافیای ایران نیست.
نماهنگ جدید غدیری حاج عبدالرضا هلالی نیز در همین امتداد قابل فهم است. در این اثر، مدح امیرالمؤمنین علیهالسلام علاوه بر فارسی و عربی، به زبانهای ترکی، اسپانیایی، آلمانی و چینی هم خوانده میشود. شاید برای برخی این فقط یک تنوع زبانی باشد، اما به نظرم ماجرا عمیقتر از این حرفهاست.
عصر ما، عصر محصور ماندن اندیشهها در مرزهای جغرافیایی نیست. هر فکری که ظرفیت پاسخگویی به مسائل انسان معاصر را داشته باشد، دیر یا زود راه خود را به میان ملتهای دیگر باز خواهد کرد. مکتب اهلبیت علیهمالسلام و معارف ناب شیعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ بلکه اساساً افق آنها جهانی است و مخاطبشان همه انسانها هستند.
اگرچه شیرینی غدیر امسال با تلخی وداع با حضرت سید علی همراه است اما این جریان و این گونه کارها را علی رغم کاستی های فنی که گاهی ممکن است داشته باشند، باید فال نیک گرفت.
به امید که روزی پیام غدیر، یعنی همان پیام ولایت و اتصال آسمان و زمین، به دست جبهه مقاومت برای همه ملتها و به همه زبانها تبیین شود.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است،
در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن سیاست، اقامه صلاة کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند
و راه را باز بگذارد برای اینکه صاحب افکار، یعنی آرام کند که صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمی و با آرامش ارائه بدهند.
صحیفه امام؛ج۲۰، ص۱۱۵
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 درسهای شیعی در نسبت با «ولی»
در مکتب اسلام، «ولایت» بنیادیترین مفهوم و روحی است که به تمام احکام معنا میدهد؛ چنانکه در تراث اهلبیت (ع) آمده: «لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوِلَایَةِ». حتی فرایض عظیمی چون امر به معروف، ابزار تثبیت «ولایت عرضی» و محبت اهلبیت، راه صیانت از «ولایت طولی» است. امام خمینی (ره) نیز در مصباح الهدایه، کل تکوین و تشریع را بر مدار ولایت به عنوان تنها حقیقت جاری در هستی تفسیر میکند.
الگوی جمهوری اسلامی بر همین مبنای تشکیکی و مراتب ولایت استوار است. هیچ مکتبی در تاریخ، به اندازه تشیع به فهم و تمرین عملی در باب ولایت دست نیافته است؛ لذا ایران امروز باید متراکمترین نقطه در اقامه «شکر عملی» این نعمت باشد، همانطور که رهبر شهید در آخرین سخنرانی خود فرمود: «ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است.»
حافظه تاریخی تشیع، قواعد ارزشمندی برای مواجهه با کلام ولی به ما میآموزند که بیتوجهی به آنها، کارآمدی جامعه شیعه امروز را مستهلک خواهد کرد:
📍شاخصهایی در تنظیم نظام مواجهه با بیان ولی
1️⃣ موازنه و موشکافی در طریق وصول (اعتبارسنجی کلام)
حساسیت تشیع در صیانت از کلام ولی تا جایی بوده که دو دانش رسمی (رجال و درایه) را برای سنجش ناقلان پایهگذاری کرده است. در فضای امروز، دقت در اینکه «چه جریانی، با چه نیت و کانالکشیِ رسانهای» دارد کلام رهبر جامعه را قیچی و منتقل میکند، حیاتی است. نقلهای فاقد اعتبار، شنیدههای محفلی و تفاسیر جناحی نباید مبنای تصمیم قرار گیرند.
2️⃣ رسمیت بخشیدن به لایههای طولیِ فهم (پذیرش تکثرِ همافزا)
بیانات یک رهبر حکیم، لایههای متعددی دارد. در دوره امیرالمومنین (ع) نیز فهم سلمان و ابوذر از کلام ولی متفاوت بود، اما هر دو در قله قرب بودند. آفت بزرگ امروز ما این است که «سلمانها» و «ابوذرها» در کانالهای ایتا به نفی و تکفیر یکدیگر بپردازند و لایههای طولی فهم را به تضادهای عرضی و تقابلهای حذفی تبدیل کنند.
3️⃣ ارجاع گزارههای هشداری به اصولِ حاکم
مکتب امام (ره)، دارای اصول و مسلماتی است که هندسه اصلی فکر ولی را میسازند. «وحدت» و «مقاومت» هردو از اصول حاکم و قطعیِ کلام ولی فقیه هستند. نباید با تکیه بر یک جمله یا نکتهی هشداری و مقطعی، اصول مکتب را به مسلخ برد؛ بلکه قاعده شیعی حکم میکند که تکنکتهها، در بستر اصولِ اصلی هضم و تفسیر شوند.
4️⃣ همپوشانی سیره عملی و بیانات
فهمِ مرام ولی، صرفاً از مسیر متن و گفتار عبور نمیکند. سیره، مواضع عملی و رویکردهای عینی ولی در حمایت از ارکان نظام، مبیّنِ بیانات اوست و باید به عنوان یک دالّ مستقل مورد مطالعه قرار گیرد تا دچار کجفهمیهای متنی نشویم.
5️⃣ تسلیم و عدم مناقشه پس از فصلالخطاب
پس از طی مراحل فهم، لایه نهایی «تسلیم بودن» و عدم ایجاد مناقشه در اراده عمومی جامعه است. بدنه شیعه نباید با تحلیلهای خودسرانه، در مسیر پیادهسازی اراده کلان ولی، اصطکاک و مانع اجتماعی ایجاد کند.
📌 شکر نعمت در عصر حاضر
امروز، وقتِ بهکار بستنِ این درسهای گرانبهای شیعی و اسلامی در نسبت با ولیفقیهمان، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای است. اگر مدعیِ فهم کلام ایشان هستیم، شکر این نعمت و لبیک به انتظار رهبر شهید در این محورها تجلی مییابد:
1️⃣ بیانات و فرامین ایشان را بدون سند معتبر و خارج از قواعد اصولیِ فهمِ متن تأویل نکنیم.
2️⃣ محکماتِ بیانات ایشان (یعنی حفظ انسجام، پیشرفت مردمپایه و ایستادگی) را محور قرار دهیم و اجازه ندهیم تکنکتههای هشداری، توسط خطوط رسانهای مجهول الحال به ابزار انشقاق تبدیل شود.
3️⃣ مواضع رسمی، قطعی و دستورات مستقیم ایشان را اقامه کنیم، نه اینکه تنها با چرخاندنِ پیکانِ تحلیلها به سمت متهمسازی این و آن، جامعه را خسته و جبهه خودی را فرسوده کنیم.
💡 یک تأمل : بیان ولی؛ محور است ؟ یا یکی از مولفه های تحلیل ؟
❗️وحدت حقیقی زمانی شکل میگیرد که بیانات ولی فقیه، «محورِ مستقل، مطلق و قطبنمای اصلی» تحلیلهای ما باشد. آفت بزرگ آنجاست که کلام ولی را در لایه حاشیه و صرفاً به عنوان «یکی از پارامترهای تحلیل» در کنار دهها متغیر سیاسی، جناحی، اطلاعاتی و پیشفرضهای خودمان قرار دهیم.
❗️در مواجهه با بازتابهای رسانهای اخیر پیرامون بیانات رهبر انقلاب، فارغ از اینکه دستگاه محاسباتی کدام مسئول یا نهاد دچار اختلال شده است؛ باید توجه داشت هر نوع رویکردی که متن و مرام ولی را از «دالّ مرکزی» به «حاشیه» تبعید کند، عملاً ضربه به ریشه و کارآمدی اصل ولایت فقیه است و این یک خطای راهبردی و غیرقابلاغماض است.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ تمام نشده و هرگز بهطور کامل پایان نمییابد.
تا زمانی که منافع و دشمنیها وجود دارد، توقف درگیریها صرفاً یک وقفه است، نه پایان ماجرا.
از سال ۱۳۵۷ باید دستگاه تحلیلی ما این واقعیت را مبنای برنامهریزی قرار میداد که امنیت و پیشرفت کشور را نمیتوان بر اعتماد به بیرون بنا کرد.
شکوفایی داخلی و تقویت مولفه های قدرت ملی یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 بُن بست برچسب ها !
امروز هرچه سعی کردم یک چیزی بنویسم نشد، چرا؟
چون احساس میکردم بازیگردان هر که بوده، خیلی ماهرانه صحنه جامعه ایران را قفل کرده است.
امروز اگر از اعتماد به مسئولین، از متهم نکردن اشخاص، از لزوم مذاکره در عرف جهانی، یا از یکی بودن میدان نظامی و دیپلماسی حرفی زده شود، حتماً مالهکشی است. حتماً سادهلوحی است. حتماً از سر غریزه بقا حرف زده شده است و احتمالاً باید در لقمهی زنندهی این حرف یا جای دیگر، علت این انحراف را پیدا کرد. حتماً عقبماندن است؛ صاحب آن کلام حتماً با توابین و ابوموسی اشعری و محمد بن حنفیه و... محشور است.
همچنین اگر از تجربه برجام، از نگرانی بابت دستگاه محاسبات مسئولین، یا از مکر و نیرنگ دشمن حرامی حرفی زده شود؛ یا اگر مطالبه خبر واقعی و درست از مذاکره و توافق شود، یا اگر حتی بابت خونها و عرقهایی که در این مدت ریخته شده نگرانی بروز داده شود، حتماً بیعقلی است، حتماً افراط است، حتماً غر زدن است. حتماً مصداق مروق است و صاحب آن کلام هم حتماً با خوارج و برخی اصحاب منحرف امام حسن (ع) محشور است.
حالا اگر کسی مقداری صحنه را از بالاتر بخواهد نگاه کند و درگیر این دوگانه نشود، او هم در فضا به سر میبرد. حتماً انتزاعی است. حتماً لِمّی است. حتماً از مرحله پرت است. آکادمیک است. بهدردنخور و کتابخانهای است.
جالب اینکه به ازای این سه دسته، الان با ۵ نوع تهاجم مواجهه داریم:
تهاجم مالهکشها به غرزنها
تهاجم مالهکشها به انتزاعیها
تهاجم غرزنها به مالهکشها
تهاجم غرزنها به انتزاعیها
تهاجم انتزاعیها به غرزنها و مالهکشها
این صحنه هیچ راه حلی ندارد. دستهی غرزنها و مالهکشها و انتزاعیها به ته کوچه بنبست رسیدهاند و هرچه سینه و زنجیر بزنیم فایده ندارد. کوچه بنبست است!
تا چارچوب این است و برچسبها برقرارند، هیچ راهکاری وجود ندارد. راهکار، گذاشتن دینامیت زیر این دستهبندیها و برچسبها و جناحبندیهاست.
باید حرف زد، باید سخن گفت، باید برچسبها را کَند. باید دوباره به روایتِ «اُنظُر اِلی ما قالَ وَ لا تَنظُر اِلی مَنْ قال» (نقل به مضمون) عمل کرد. آن لحظه که دیگر به کسی که عقلی سرد در میدان گرم جنگ دارد، «مالهکش» نگوییم و به آن که دلی گرم با آرمانهای الهی در میدان سرد عافیتطلبیها دارد، «غرزن» یا «افراطی» نگوییم و به الهیات و مبانی مستحکم و اصیل خودمان برچسب «کلیات ابوالبقاء» نزنیم، بنبست باز میشود.
این مسئله فارغ از این است که جنگ و توافق و... به کجا بخواهد ختم بشود.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq