🔥هیزمی از هیزمهای شعلهور جهنم
📕قال: أخبرنا علي بن محمد عن عبد الله بن عبد الرحمن عن عبد الله بن أبي بكر بن محمد بن عمرو بن حزم قال: خطب الحسن بن علي امرأة من بني همام بن شيبان. فقيل له: إنها ترى رأي الخوارج. فقال: إني أكره أن أضم إلى صدري جمرة من جهنم (الطبقات لابن سعد، الطبقة الخامسة، ج1، ص302-303).
نقل شده از عبد الله بن ابیبکر ابن حزم که گفت: حسن بن علی (ع) زنی از فرزندان همام بن شیبان را خواستگاری کرد. به حسن بن علی (ع) گفته شد که آن زن بر مذهب خوارج است. حسن بن علی (ع) فرمود: خوش ندارم که اخگری [1] از جهنم را به سینهام بچسبانم!
1. اخگر: پارۀ آتش؛ هیزم شعلهور که چون آب زنند زغال شود.
📕أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير قال حدثني أبو جعفر ع أن أباه كانت عنده امرأة من الخوارج أظنه قال من بني حنيفة فقال له مولى له يا ابن رسول الله إن عندك امرأة تبرأ من جدك فقضي لأبي أنه طلقها فادعت عليه صداقها فجاءت به إلى أمير المدينة تستعديه فقال له أمير المدينة يا علي إما أن تحلف و إما أن تعطيها [حقها] فقال لي قم يا بني فأعطها أربعمائة دينار فقلت له يا أبه جعلت فداك أ لست محقا قال بلى يا بني و لكني أجللت الله أن أحلف به يمين صبر (الکافي، ج7، ص435؛ مشابه: النوادر، ص49).
از ابوبصیر نقل شده که گفت: ابوجعفر [باقر] (ع) برایم نقل کرد که پدرش [علی بن الحسین] زنی از خوارج داشت (گمان میکنم که گفت: از بنی حنیفه). پس یکی از موالی او بدو گفت: ای پسر پیامبر خدا! تو زنی داری که از جدّت [علی بن ابیطالب] بیزاری میجوید. پدرم او را طلاق داد...
📕أحمد بن محمد عن ابن فضال عن ابن بكير عن زرارة عن أبي جعفر ع قال: دخل رجل على علي بن الحسين ع فقال إن امرأتك الشيبانية خارجية تشتم عليا ع فإن سرك أن أسمعك منها ذاك أسمعتك قال نعم قال فإذا كان غدا حين تريد أن تخرج كما كنت تخرج فعد فاكمن في جانب الدار قال فلما كان من الغد كمن في جانب الدار فجاء الرجل فكلمها فتبين منها ذلك فخلى سبيلها و كانت تعجبه (الکافي، ج5، ص351).
از زراره از ابوجعفر [باقر] (ع) نقل شده که فرمود: مردی بر علی بن الحسین (ع) وارد شد و گفت: همسر شیبانی شما، از خوارج است و به علی (ع) دشنام میگوید. اگر میخواهی که از دشنامدادنش را بشنوی به تو میشناوانم. علی بن الحسین (ع) فرمود: آری. آن مرد گفت: فردا هنگامی که میخواهی مانند روزهای پیشین از خانه بیرون روی، باز گرد و در گوشۀ خانه کمین کن! فرمود: فردا علی بن الحسین (ع) در گوشۀ خانه کمین کرد و آن مرد آمد و به همسر علی بن الحسین (ع) سخن گفت و معلوم شد که آن زن از خوارج است. پس علی بن الحسین (ع) آن زن را طلاق داد؛ با آنکه از او خوشش میآمد.
📕عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن عثمان بن عيسى عن رجل عن أبي جعفر ع أنه كانت عنده امرأة تعجبه و كان لها محبا فأصبح يوما و قد طلقها و اغتم لذلك فقال له بعض مواليه جعلت فداك لم طلقتها فقال إني ذكرت عليا ع فتنقصته فكرهت أن ألصق جمرة من جمر جهنم بجلدي (الکافي، ج6، ص55).
نقل شده که ابوجعفر [باقر] (ع) زنی داشت که از او خوشش میآمد و او را دوست میداشت. روزی او را طلاق داد و از این اندوهگین شد. یکی از موالی او بدو گفت: فدایت شوم! چرا او را طلاق دادی؟ فرمود: علی (ع) را یاد کردم و او از علی (ع) بدگویی کرد. من هم خوش نداشتم که اخگری از اخگرهای جهنم را به پوستم بچسبانم!
@Al_Meerath
📕محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن بعض أصحابه عن علي بن إسماعيل الميثمي عن أبي الجارود قال: دخلت على أبي جعفر ع و هو جالس على متاع فجعلت ألمس المتاع بيدي فقال هذا الذي تلمسه بيدك أرمني فقلت له و ما أنت و الأرمني فقال هذا متاع جاءت به- أم علي امرأة له فلما كان من قابل دخلت عليه فجعلت ألمس ما تحتي فقال كأنك تريد أن تنظر ما تحتك فقلت لا و لكن الأعمى يعبث فقال لي إن ذلك المتاع كان لأم علي و كانت ترى رأي الخوارج فأدرتها ليلة إلى الصبح أن ترجع عن رأيها و تتولى أمير المؤمنين ع فامتنعت علي فلما أصبحت طلقتها (الکافي، ج6، ص477).
از ابوالجارود [1] نقل شده که گفت: بر ابوجعفر [باقر] (ع) وارد شدم؛ در حالی که بر اثاثی نشسته بود. شروع کردم آن اثاث را لمس کنم [تا بفهمم که چیست و چه جنسی دارد]. ابوجعفر (ع) فرمود: این که با دستت لمس میکنی، ارمنی [2] است. به ایشان گفتم: شما را چه به ارمنی؟ فرمود: این اثاثی است که امّ علی (یکی از زنان ابوجعفر ع) آورده است. سال بعد بر ابوجعفر (ع) وارد شدم و با دستم داشتم زیر پایم را لمس میکردم. ابوجعفر (ع) فرمود: گویا میخواهی ببینی که زیرت چیست؟ گفتم: خیر؛ انسان نابینا بازی میکند. ابوجعفر (ع) فرمود: این اثاث از آنِ امّ علی بود و امّ علی، بر مذهب خوارج بود. شبی تا صبح از او خواستم که از مذهبش بازگردد و ولایت امیرالمؤمنین (ع) را بپذیرد، اما او نپذیرفت. صبح که شد، او را طلاق دادم.
1. ابوالجارود چنانکه از ادامۀ روایت معلوم میشود، نابینا است. در منابع رجالی هم به نابینایی او اشاره شده است: «كان أبو الجارود مكفوفا أعمى» (رجال الکشي، ص229). «... عن محمد بن سنان قال: قال لي أبو الجارود: ولدت أعمى، ما رأيت الدنيا قطّ» (رجال النجاشي، ص170).
2. اَرمنی: منسوب به اِرمينیه (ناحیهای در روم) (المصباح المنیر، ج1، ص240).
📕أبو علي الأشعري عن محمد بن عبد الجبار عن صفوان عن بريد عن مالك بن أعين قال: دخلت على أبي جعفر ع و عليه ملحفة حمراء... شديدة الحمرة فتبسمت حين دخلت فقال كأني أعلم لم ضحكت ضحكت من هذا الثوب الذي هو علي إن الثقفية أكرهتني عليه و أنا أحبها فأكرهتني على لبسها ثم قال إنا لا نصلي في هذا و لا تصلوا في المشبع المضرج قال ثم دخلت عليه و قد طلقها فقال سمعتها تبرأ من علي ع فلم يسعني أن أمسكها و هي تبرأ منه (الکافي، ج6، ص447).
از مالک بن اعین نقل شده که گفت: بر ابوجعفر [باقر] (ع) وارد شدم؛ در حالی که روپوش سرخرنگی برتن است. من با ديدن آن جامه تبسم كردم. ابوجعفر (ع) فرمود: گویا فهميدم كه چرا تبسم كردى، از جامه من به شگفت آمدهاى. اين خانم ثقفی مرا به پوشیدن آن مجبور کرده و من دوستش دارم. او اصرار كرده تا اين لباس را پوشيدهام. ابوجعفر (ع) فرمود: ما در اين جامه نماز نمىخوانیم... مالک بن اعین گفت: من بعد از مدتى بر ابوجعفر (ع) وارد شدم؛ در حالی که ابوجعفر (ع) آن زن را طلاق داده بود. ابو جعفر (ع) فرمود: شنيدم كه از جدم على (ع) بيزارى مىجست. پس نتوانستم او را نگه دارم؛ در حالی که از علی (ع) بیزاری میجوید.
@Al_Meerath
غسل شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى و ابن أبي عمير عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ع قال سمعته يقول الغسل من الجنابة و يوم الجمعة و العيدين و حين تحرم و حين تدخل مكة و المدينة و يوم عرفة و يوم تزور البيت و حين تدخل الكعبة و في ليلة تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين من شهر رمضان و من غسل ميتا (الکافي، ج3، ص40).
نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمود: غسل اینهاست: از جنابت، روز جمعه، عید فطر و عید قربان، هنگامی که مُحرِم میشوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه میشوی، روز عرفه، روزی که خانۀ [خدا] را زیارت میکنی، هنگامی که وارد کعبه میشوی، شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم ماه رمضان، و هرکس میّتی را غسل داد.
💠محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين و صفوان بن يحيى و علي بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أحدهما ع قال: الغسل في ليال من شهر رمضان في تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين و أصيب أمير المؤمنين صلوات الله عليه في ليلة تسع عشرة و قبض في ليلة إحدى و عشرين صلوات الله عليه قال و الغسل في أول ليلة و هو يجزئ إلى آخره (الکافي، ج4، ص154).
از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: غسل در شبهای ماه رمضان، در این شبهاست: نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم. امیرالمؤمنین -صلوات الله علیه- در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بیستویکم از دنیا رفت. صلوات خدا بر او باد! فرمود: غسل [شبهای ماه رمضان] در اول شب انجام میشود و تا پایان شب کافی است.
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى عن منصور بن حازم عن سليمان بن خالد قال: سألت أبا عبد الله ع كم أغتسل في شهر رمضان ليلة قال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قال قلت فإن شق علي قال في إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن شق علي قال حسبك الآن (الکافي، ج4، ص153).
از سلیمان بن خالد نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: شب نوزدهم و شب بیستویکم و بیستوسوم. سلیمان گفت: گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: در شب بیستویکم و بیستوسوم. گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: دیگر بس است!
💠إبراهيم بن إسحاق الأحمري عن جماعة عن ابن فضال عن عبد الله بن بكير عن أبيه بكير بن أعين قال: سألت أبا عبد الله ع في أي الليالي أغتسل في شهر رمضان قال في تسع عشرة و في إحدى و عشرين و في ثلاث و عشرين و الغسل أول الليل قلت فإن نام بعد الغسل قال هو مثل غسل يوم الجمعة إذا اغتسلت بعد الفجر أجزأك (تهذیب الأحکام، ج1، ص373).
از بکیر بن اعین نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای در ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: در نوزدهم، و در بیستویکم، و در بیستوسوم. غسل [این شبها] در اول شب است. گفتم: اگر شخص بعد از غسل به خواب رفت چه؟ فرمود: مانند غسل جعه است. هنگامی که بعد از فجر غسل کردی، برایت کافی است.
@Al_Meerath
عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، عَنِ الثَّوْرِيِّ... قَالَ: وَأَخْبَرَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيًّا كَانَ يَتَحَرَّى لَيْلَةَ الْقَدْرِ لَيْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ، وَإِحْدَى وَعِشْرِينَ، وَثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ (مصنف عبد الرزاق، ج4، ص251).
سفیان ثوری نقل میکند از امام صادق علیه السلام از پدرشان امام باقر علیه السلام که علی شب قدر را در شب نوزدهم و بیستویکم و بیستوسوم میجست.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ (الکافي، ج4، ص159).
از زراره از امام صادق علیه السلام نقل شده است: تقدیر و برآورد در شب نوزدهم است و محکمکردن در شب بیستویکم و قطعیکردن در شب بیستوسوم.
@Al_Meerath
◼️ پیشوایی که ز شوق دیدار◼️
◼️ میکند قاتل خود را بیدار ◼️
حدثنا الحسين نا عبد الله نا يوسف بن موسى نا عبيد الله بن موسى قال أخبرنا الحسن بن دينار عن الحسن قال سهر علي عليه السلام في تلك الليلة فقال إني مقتول لو قد أصبحت قال فجاءه مؤذنه بالصلاة فقام فمشى قليلا ثم رجع فقالت له ابنته مر جعدة يصلي بالناس قال لا مفر من الأجل ثم قام فخرج فمر على صاحبه وقد سهر ليله ينتظره قد غلبته عينه فضربه برجله وقال الصلاة فقام فلما رأى عليا ضربه قال الحسن أنى علم هذا (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص28؛ مشابه: شرح الأخبار، ج2، ص430؛ الإرشاد، ج1، ص16).
نقل شده از حسن بصری که گفت: علی (ع) در آن شب بیدار بود و گفت: اگر صبح شود کشته میشوم! مؤذن او برای نماز نزدش آمد. علی کمی پیاده رفت. سپس بازگشت. دخترش [ام کلثوم] بدو گفت: بگو که جعدة [بن هبیرة؛ پسرخواهر علی (ع)] نماز جماعت را بخواند! علی فرمود: فراری از اجل نیست. سپس علی برخاست و بیرون رفت. در راه از کنار قاتل خویش گذر کرد در حالی که تمام شب در انتظار علی بیدار بود و خواب بر چشمانش غلبه کرده بود. علی با پایش بدو زد و گفت: نماز... حسن بصری گفت: علی چگونه این را میدانست؟!
@Al_Meerath
شب نوزدهم؛ شبی که حاجیان معلوم میشوند
🕋 الحسين بن سعيد عن القاسم بن عروة عن عبد الله بن بكير عن زرارة عن أحدهما ع قال: سألته عن الليالي التي يستحب فيها الغسل في شهر رمضان فقال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين و قال في ليلة تسع عشرة يكتب فيها وفد الحاج و فيها يفرق كل أمر حكيم و ليلة إحدى و عشرين- رفع فيها عيسى ع و فيها قبض وصي موسى ع و فيها قبض أمير المؤمنين ع و ليلة ثلاث و عشرين- و هي ليلة الجهني و حديثه أنه قال لرسول الله ص إن منزلي ناء عن المدينة فمرني بليلة أدخل فيها فأمره بليلة ثلاث و عشرين (تهذیب الأحکام، ج4، ص196).
نقل شده از زراره که از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) از شبهایی در ماه رمضان که غسل در آن مستحب است پرسید. امام فرمود: شب نوزدهم و شب بیستویکم و شب بیستوسوم. و فرمود: در شب نوزدهم نام کسانی که به حج خواهد رفت نوشته میشود در آن هر امر سربستهای باز و جدا میشود. در شب بیستویکم عیسی (ع) بالا رفت و وصی موسی (ع) از دنیا رفت و در آن امیرالمؤمنین (ع) از دنیا رفت. شب بیستوسوم -که شب جهنی است و داستانش آن است که جهنی به پیامبر خدا (ص) گفت: منزل از مدینه دور است. یک شب را به من بگو که وارد مدینه شوم. پس پیامبر (ص) به او امر کرد به شب بیستوسوم.
🕋 محمد بن الوليد، عن عبد الله بن بكير قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الغسل في رمضان، و أي الليل اغتسل؟ قال: «تسع عشرة، و إحدى و عشرين، و ثلاثة و عشرين. و في ليلة تسع عشرة يكتب وفد الحاج، و فيها ضرب أمير المؤمنين، و قضى عليه السلام ليلة إحدى و عشرين، و الغسل أول الليل» (قرب الإسناد، ص167-168).
از عبدالله بن بکیر نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] علیه السلام دربارۀ غسل در ماه رمضان پرسیدم و اینکه در چه شبی غسل کنم؟ فرمود: نوزدهم و بیستویکم و بیستوسوم. در شب نوزدهم نام کسانی که به حج خواهد رفت نوشته میشود و در آن امیرالمؤمنین ضربت خورد. امیرالمؤمنین (ع) در شب بیستویکم از دنیا رفت. غسل [در این شبها] در اول شب است.
🕋 حدثنا العباس بن معروف عن سعدان بن مسلم عن عبد الله بن سنان قال: سألته عن النصف من شعبان فقال ما عندي فيه شيء و لكن إذا كانت ليلة تسع عشرة من شهر رمضان قسم فيها الأرزاق و كتب فيها الآجال و خرج فيها صكاك الحاج و أطلع الله إلى عباده فغفر الله لهم إلا شارب الخمر فإذا كانت ليلة ثلاثة و عشرين فيها يفرق كل أمر حكيم ثم ينهى ذلك و يمضى قال قلت إلى من قال إلى صاحبكم و لو لا ذلك لم يعلم (بصائر الدرجات، ج1، ص220-221؛ مشابه).
از عبدالله بن سنان نقل شده که گفت: از امام دربارۀ نیمۀ شعبان پرسیدم. فرمود: نزدم چیزی دربارۀ آن نیست [که آن شب خصوصیات شب قدر را داشته باشد]. اما در شب نوزدهم ماه رمضان روزیها تقسیم میشود و اجلها نوشته میشود و حواله و برات حج داده میشود و خداوند به بندگانش رو میکند و آنان را میآمرزد؛ مگر شارب خمر را. پس در شب بیستوسوم هر امر سربستهای باز و جدا میشود و [علم این امور معلوم شده] به ما میرسد و قطعی میشود. عبدالله بن سنان گفت: پرسیدم: [این علوم] به چه کسی میرسد؟ فرمود: به صاحبِ شما [=امامِ شما]. و اگر این [علم] نبود، نمیدانست.
@Al_Meerath
◼️رهایشان کنید که نوحهخوان هستند
.. الحسن بن كثير عن أبيه وكان أدرك عليا قال خرج علي إلى صلاة الفجر فاستقبله الوز يصحن في وجهه فجعلنا نطردهن عنه فقال دعوهن فإنهن نوائح (مقتل ابن أبي الدنیا، ص27؛ مشابه: فضائل الصحابة لأحمد، ج2، ص560؛ معجم الصحابة للبغوي، ج4، ص366؛ شرح الأخبار، ج2، ص431؛ مروج الذهب، ج2، ص403؛ الإرشاد، ج1، ص17، 321؛ أسد الغابة، ج4، ص102).
نقل شده از حسن بن کثیر احمسی بجلی از پدرش -که علی (ع) را درک کرده بود- که گفت: [در شبی که دشمن خدا ابن ملجم، هنگام نماز صبح به سر شریف علی (ع) ضربت زد] علی (ع) برای نماز صبح بیرون آمد. پس مرغابیها رویاروی او آمده، در پیش روی او صیحه میزدند. ما خواستیم که آنها را دور کنیم. علی (ع) فرمود: رهایشان کنید که نوحهخوان هستند!
@Al_Meerath
◼️چه بازمیدارد شقیترین آنها را؟!
حدثنا يزيد بن هارون عن هشام بن حسان عن محمد عن عبيدة قال: قال علي: ما يحبس أشقاها أن يجيء فيقتلني، اللهم إني قد سئمتهم وسئموني فأرحني منهم وأرحهم مني (مصنف ابن أبي شیبة، ج21، ص183؛ مشابه: الطبقات لابن سعد، ج3، ص24).
نقل شده از محمد بن سیرین (د. 110ق) از عبیدة بن عمرو (د. 62ق یا پس از آن) که گفت: علی (ع) فرمود: چه بازمیدارد شقیترین آنها را از آن که بیاید و مرا به قتل برساند؟! خداوندا من از ایشان خسته شدم و آنان از من خسته شدند! پس آنها را از من آسوده کن و مرا از آنان آسوده کن!
@Al_Meerath
◼️بلکه کشته میشوم...
حدثنا عبد الله، حدثني علي بن حكيم الأودي، أخبرنا شريك، عن عثمان بن أبي زرعة، عن زيد بن وهب، قال: قدم على علي قوم من أهل البصرة من الخوارج، فيهم رجل يقال له: الجعد بن بعجة، فقال له: اتق الله يا علي، فإنك ميت. فقال علي: بل مقتول، ضربة على هذا تخضب هذه - يعني لحيته من رأسه - عهد معهود، وقضاء مقضي، وقد خاب من افترى... (مسند أحمد، ط الرسالة، ج2، ص110-111؛ مشابه: مسند أبي داود الطیالسي، ج1، ص133؛ السنة لابن أبي عاصم، ج2، ص447؛ الغارات، ج1، ص66-67؛ المستدرك علی الصحیحین، ط دار المعرفة، ج3، ص143؛ شرح الأخبار، ج2، ص428-429).
نقل شده از زید بن وهب (د. 96ق) که گفت: گروهی از اهل بصره بر علی (ع) وارد شدند؛ در میان آنها کسی از خوارج بوده که نامش جعد بن بعجة بود. او به علی (ع) گفت: از خدا پروا کن ای علی! چه به زودی خواهی مرد! علی (ع) فرمود: بلکه کشته خواهم شد! با ضربتی بر این (یعنی سرش) که این (یعنی لحیهاش) را [از خون] خضاب میکند؛ پیمانی است که بسته شده و قضائی است که قطعی شده است. و البته آنکه دروغ بست، نومید و زیانکار گشت.
@Al_Meerath
◼️ امّت پیمانشکن
و روى عبد الله بن بكير الغنوي عن حكيم بن جبير قال حدثنا من شهد عليا بالرحبة يخطب فقال في ما قال: أيها الناس إنكم قد أبيتم إلا أن أقول أما و رب السماوات و الأرض لقد عهد إلي خليلي أن الأمة ستغدر بك من بعدي (الإرشاد، ج1، ص284).
نقل شده از امیرالمؤمنین علیه السلام که در رحبه در میان خطبهای فرمود: ای مردم! راهی برایم نگذاشتید جز آنکه [فاش] بگویم: خلیلِ من [محمد (ص)] به من خبر داد که "امت پس از من، به زودی پیمان تو را میشکند"!
@Al_Meerath
◼️برادر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله
زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى قَالَ: حَدَّثَنَا عُثْمَانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ نُمَيْرٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ، عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْجُهَنِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيًّا، عَلَى الْمِنْبَرِ يَقُولُ: «أنا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ ص، لَا يَقُولُهَا (غَيرِي) إِلَّا كَذَّابٌ مُفْتَرٍ» فَقَالَ رَجُلٌ أَنَا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ ص، فَخُنِقَ فَحُمِلَ (السنن الکبری، ج7، ص432؛ خصائص علي، ص85؛ مشابه: تاریخ دمشق، ج42، ص61).
نقل شده از ابوسلیمان زید بن وهب جهنی (د. 96ق) که گفت: شنیدم از علی (ع) که بر روی منبر میگفت: «من بندۀ خدا و برادر پیامبرش هستم. این سخن را (جز من) نگوید مگوید دروغگویی دروغزن». پس مردی [همانجا] گفت: من بندۀ خدا و برادر پیامبرش هستم! پس گلویش گرفت و افتاد و پیکرش را بیرون بردند.
#افضلیت
@Al_Meerath