هدایت شده از غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
اعتبارسنجی حدیث معرفت به نورانیّت، با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان، خوروش، حدیث و اندیشه36، 1402.pdf
حجم:
479.9K
اعتبارسنجی حدیث «معرفت به نورانیّت»؛ با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان
✍️ امیرحسن خوروش
حدیث و اندیشه، ش36، 1402
حدیث «معرفت به نورانیّت» روایتی است طولانی از سخنان امیرالمؤمنین(ع) با سلمان و ابوذر که در آن به لزوم شناخت ظهور نورانی ایشان اشاره شده است. در این حدیث، مضامینی چون تناسخ اهل بیت(ع) در کالبدهای گوناگون و نیز نقشآفرینی امیرالمؤمنین(ع) در رویدادهایی مانند: حمل نوح(ع) بر کشتی، بیرون کشیدن ابراهیم(ع) از آتش، عبوردادن موسی(ع) از دریا و نجات یونس(ع) از شکم ماهی دیده میشود. این روایت برای نخستین بار در مناقب علوی (5-6ق) آمده و از قرن یازدهم تاکنون مورد اعتنای عالمان بسیاری قرار گرفته و چندین شرح بر آن نوشته شده است. در دوره معاصر نیز مضامین این حدیث از سوی برخی شیعیان، صحیح و عالی خوانده شده است. این در حالی است که برخی چون محمدباقر مجلسی، سند آن را ضعیف و مضامینش را غریب دانستهاند. درونمایههایی چنان بحثبرانگیز و رویکردهایی چنین متفاوت، اهمیّت اعتبارسنجی متنی و سندی این حدیث را آشکار میسازد. با توجّه به شناختهشدهبودن برخی از اصطلاحات و مضامین این روایت در میراث غلاتِ خَطّابی و غرابت آنها در میراث حدیثی امامیّه به نظر میرسد این حدیث در پیوند با غالیان خطّابی پدید آمده باشد.
@Gholow
✨برای پروردگار مهربان
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ الْكَسَلَ إِنَّ رَبَّكُمْ رَحِيمٌ يَشْكُرُ الْقَلِيلَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ تَطَوُّعاً يُرِيدُ بِهِمَا وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِمَا الْجَنَّةَ وَ إِنَّهُ لَيَتَصَدَّقُ بِالدِّرْهَمِ تَطَوُّعاً يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ وَ إِنَّهُ لَيَصُومُ الْيَوْمَ تَطَوُّعاً يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى فَيُدْخِلُهُ بِهِ الْجَنَّةَ (ثواب الأعمال، ص39؛ مشابه: المحاسن، ج1، ص253، به اختصار از ابن ابیعمیر از عمر بن اذینه از اسماعیل بن یسار؛ الکافي، ط دار الحدیث، ج7، ص371، به اختصار از ابن ابیعمیر از معاویة بن عمار از اسماعیل بن یسار؛ تهذیب الأحکام، ج2، ص238، از عبدالله بن مغیره از معاویة بن عمار از اسماعیل بن یسار).
نقل شده از اسماعیل بن یسار که گفت: شنیدم که ابوعبدالله [صادق] (ع) فرمود:
از كسلبودن [در عبادت] بپرهيزيد. همانا پروردگار شما مهربان است و سپاسگزارِ عملِ اندک است.
به درستى که شخص به خاطر خداوند عزّ وجلّ دو ركعت نماز مستحبى به جا مىآورد، پس خدا به خاطر آن دو رکعت او را وارد بهشت مىكند.
و نيز به خاطر خدا يک درهم صدقۀ مستحبى مىدهد، پس خدا به خاطر آن صدقه او را وارد بهشت میکند.
و نيز به خاطر خدا یک روز روزهٔ مستحبى مىگيرد، پس خدا به خاطر آن روزه او را وارد بهشت میکند.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
🌅 قبولیای چون قبولیِ فرشتگان
وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَنْ صَلَّى الْخَمْسَ وَ صَامَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ حَجَّ الْبَيْتَ الْحَرَامَ وَ نَسَكَ نُسُكَنَا وَ اهْتَدَى إِلَيْنَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ كَمَا يَقْبَلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ (تهذیب الأحکام، ج4، ص154).
نقل شده از امام باقر (ع) که فرمود: هرکس نمازهای پنجگانه را بخواند و ماه رمضان را روزه بدارد و حجّ بیت الحرام را به جای آورد و عبادات ما را انجام دهد و به سوی ما راه یابد، خداوند از او میپذیرد؛ همانگونه که از فرشتگان میپذیرد.
@Al_Meerath
📘 حدیث جابر جعفی از امام باقر (ع) از پیامبر خدا (ص) دربارۀ ماه رمضان
حدثنا عبد الرحمن بن واقد، قثنا ضمرة بن ربيعة، ثنا بشر بن إسحاق، عن جابر بن يزيد، عن أبي جعفر، قال: كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا استهل هلال شهر رمضان أقبل على الناس بوجهه، ثم قال: «اللهم أهله علينا بالأمن، والإيمان، والسلامة، والإسلام، والعافية المجللة، ورفع الأسقام، والعون على الصيام والصلاة وتلاوة القرآن، اللهم سلمنا لرمضان، وسلمه لنا، وتسلمه منا حتى يخرج رمضان وقد غفرت لنا، ورحمتنا، وعفوت عنا» ، ثم يقبل على الناس بوجهه فيقول: " أيها الناس، إن هذا شهر رمضان، غلت فيه الشياطين، وغلقت فيه أبواب جهنم، وفتحت فيه أبواب الجنان، ونادى مناد كل ليلة: هل من سائل فيعطى، هل من مستغفر فأغفر له، اللهم أعط كل منفق خلفا، وعجل لكل ممسك تلفا، حتى إذا كان يوم الفطر نادى مناد من السماء، اليوم يوم الجائزة، فاغدوا فبادروا خذوا جوائزكم " قال أبو جعفر: جوائز لا تشبه جوائز الأمراء (فضائل رمضان لابن أبي الدنيا، ص46).
از جابر بن یزید جعفی از ابو جعفر [باقر] (ع) روایت شده است که فرمود:
هنگامی که هلال ماه رمضان نمایان میشد، پیامبر (ص) رو به مردم میکرد و میفرمود:
«بارالها، این ماه را با امنیت و ایمان، سلامت و اسلام، و عافیت گسترده و رفع بیماریها بر ما نو گردان. ما را بر روزهداری، نماز و تلاوت قرآن یاری فرما. خدایا، ما را برای رمضان سالم بدار و رمضان را برای ما سلامت دار تا زمانی که رمضان سپری شود و تو ما را آمرزیده، بر ما رحم آورده و از ما درگذشته باشی».
سپس پیامبر (ص) دوباره رو به مردم میکرد و میفرمود:
«ای مردم! این ماه رمضان است. در آن شیاطین به بند کشیده شدهاند، درهای جهنم بسته شده و درهای بهشت گشوده شدهاند. و هر شب ندادهندهای ندا میدهد: آیا درخواستکنندهای هست تا به او عطا شود؟ آیا استغفارکنندهای هست تا او را بیامرزم؟ بارالها، به هر بخشندهای عوضی نیکو عطا کن و نابودی را برای هر بخیلی تعجیل فرما!
تا آنکه روز عید فطر فرا رسد، در این روز ندادهندهای از آسمان ندا دهد: "امروز، روز جایزه است. بامدادان برخیزید و به سوی دریافت جوایز خود بشتابید!"».
ابو جعفر (ع) فرمود: جوایزی که همانند جوایز فرمانروایان نیست.
دیگر نقلهای این حدیث از این قرار است:
أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن الحسين بن علوان عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال: كان رسول الله ص يقبل بوجهه إلى الناس فيقول يا معشر الناس إذا طلع هلال شهر رمضان غلت مردة الشياطين و فتحت أبواب السماء و أبواب الجنان و أبواب الرحمة و غلقت أبواب النار و استجيب الدعاء و كان لله فيه عند كل فطر عتقاء يعتقهم الله من النار و ينادي مناد كل ليلة هل من سائل هل من مستغفر اللهم أعط كل منفق خلفا و أعط كل ممسك تلفا حتى إذا طلع هلال شوال نودي المؤمنون أن اغدوا إلى جوائزكم فهو يوم الجائزة ثم قال أبو جعفر ع أما و الذي نفسي بيده ما هي بجائزة الدنانير و لا الدراهم (الکافي، ج4، ص67-68).
علي بن إبراهيم عن أبيه عن حماد بن عيسى عن إبراهيم بن عمر اليماني عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال: كان رسول الله ص إذا أهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع يديه فقال اللهم أهله علينا بالأمن و الإيمان و السلامة و الإسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الأسقام اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه اللهم سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه (الکافي، ج4، ص70-71).
... حدثنا ابن قتيبة حدثنا أحمد بن البحتري حدثنا ضمرة عن بكر ابن إسحاق عن فيروز عن جابر عن أبي جعفر محمد بن علي قال كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا استهل هلال شهر رمضان استقبله بوجهه ثم يقول اللهم أهله علينا بالأمن والإيمان والسلامة والإسلام والعافية المجللة ودفاع الأسقام والعون على الصلاة والصيام وتلاوة القرآن اللهم سلمنا لرمضان وسلمه لنا وسلمه منا حتى يخرج رمضان وقد غفرت لنا ورحمتنا وعفوت عنا ثم يقبل على الناس بوجهه فيقول أيها الناس إنه إذا أهل هلال شهر رمضان غلت فيه مردة الشياطين وغلقت أبواب الجحيم وفتحت أبواب الرحمة ونادى مناد من السماء كل ليلة هل من سائل هل من تائب هل من مستغفر اللهم أعط كل منفق خلفا وكل ممسك تلفا حتى إذا كان يوم الفطر نادى مناد من السماء هذا يوم الجائزة فاغذوا فخذوا جوائزكم (تاريخ دمشق لابن عساكر، ج51، ص186).
أخبرنا أبو عبد الله محمد بن زيد بن علي بن مروان الكوفي، أنا محمد بن الحسين الخثعمي، نا عباد بن يعقوب، أنا المحاربي، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبي جعفر قال: «كان إذا أهل رمضان قال: اللهم أهله علينا بالسلامة والإسلام، ودفع السقام، والعون على الصلاة والصيام، والعفو والعافية، اللهم سلمه [لنا]، وسلمنا له (المشيخة البغدادية لأبي طاهر السلفي، ج2، ص633).
نمودار اسناد
@Al_Meerath
📗 فضل کتاب خدا (1)
علي عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن سماعة بن مهران قال قال أبو عبد الله ع إن العزيز الجبار أنزل عليكم كتابه و هو الصادق البار فيه خبركم و خبر من قبلكم و خبر من بعدكم و خبر السماء و الأرض و لو أتاكم من يخبركم عن ذلك لتعجبتم
(الکافي، ج2، ص599؛ مشابه: تفسیر العیاشي، ج1، ص8).
عبدالله بن مغیره نقل کرده از سماعة بن مهران که امام صادق (ع) فرمود: همانا عزیزِ جبّار کتابش را بر شما نازل کرد، و او راستگو و نیکورفتار است. در آن کتاب، خبر شما، خبر گذشتگان، خبر آیندگان، و خبر آسمان و زمین آمده است. و اگر کسی نزد شما میآمد و شما را از آن امور خبر میداد، شگفتزده میشدید!
همین حدیث در نقل عثمان بن عیسی از سماعة بن مهران:
عنه عن عثمان بن عيسى عن سماعة بن مهران قال سمعت أبا عبد الله ع يقول إن الله أنزل عليكم كتابه الصادق النازل فيه خبركم و خبر ما قبلكم و خبر ما بعدكم و خبر السماء و خبر الأرض فلو أتاكم من يخبركم عن ذلك لعجبتم
(المحاسن، ج1، ص267).
@Al_Meerath
📕 تصویر معاویه بن ابیسفیان نزد شیعیان کوفی روزگار او
قال أبو مخنف: فحدثني الحجاج بن علي، عن محمد بن بشر الهمداني، قال: اجتمعت الشيعة في منزل سليمان بن صرد، فذكرنا هلاك معاوية، فحمدنا الله عليه، فقال لنا سليمان بن صرد: إن معاوية قد هلك، وإن حسينا قد تقبض على القوم ببيعته، وقد خرج إلى مكة، وأنتم شيعته وشيعة أبيه، فإن كنتم تعلمون أنكم ناصروه ومجاهدو عدوه فاكتبوا إليه، وإن خفتم الوهل والفشل فلا تغروا الرجل من نفسه، قالوا: لا، بل نقاتل عدوه ونقتل أنفسنا دونه، قال: فاكتبوا إليه، فكتبوا إليه:
بسم الله الرحمن الرحيم لحسين بن علي من سليمان بن صرد والمسيب ابن نجبة ورفاعة بن شداد وحبيب بن مظاهر وشيعته من المؤمنين والمسلمين من أهل الكوفة سلام عليك، فإنا نحمد إليك الله الذي لا إله إلا هو، أما بعد، فالحمد لله الذي قصم عدوك الجبار العنيد الذي انتزى على هذه الأمة فابتزها أمرها، وغصبها فيئها، وتأمر عليها بغير رضا منها، ثم قتل خيارها، واستبقى شرارها، وجعل مال الله دولة بين جبابرتها وأغنيائها، فبعدا له كما بعدت ثمود! إنه ليس علينا إمام، فأقبل لعل الله أن يجمعنا بك على الحق والنعمان ابن بشير في قصر الإمارة لسنا نجتمع معه في جمعة، ولا نخرج معه إلى عيد، ولو قد بلغنا أنك قد أقبلت إلينا أخرجناه حتى نلحقه بالشام إن شاء الله، والسلام ورحمة الله عليك
(تاریخ الطبري، ج5، ص352؛ مشابه: أنساب الأشراف، ط دار الفکر، ج3، ص369؛ الإرشاد، ج2، 36-37).
ابومخنف نقل میکند که شیعیان کوفه پس از مرگ معاویه در خانۀ سلیمان بن صرد گردآمدند و در آنجا این نامه را خطاب به امام حسین (ع) نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
به حسین بن علی، از سوی سلیمان بن صُرَد، مُسَیِّب بن نَجَبَة، رِفاعة بن شَدَّاد، حبیب بن مُظاهِر، و شیعیان او از مؤمنان و مسلمانان از اهل کوفه؛
سلام بر تو، ما خداوند را که جز او معبودی نیست، ستایش میکنیم.
اما بعد، ستایش خدایی را سزاست که دشمن گردنکش و حقستیز تو را در هم شکست؛ همان کسی که بر این امت سلطه یافت، فرمانروایی آن را به زور تصاحب کرد، فَیءِ آن را غصب نمود، و بدون رضایت مردم بر آنان حکومت کرد. سپس نیکانشان را به قتل رساند و بدانشان را باقی گذاشت و مال خدا را میان ستمگران و ثروتمندان امت به گردش درآورد. پس، او را هلاکت و دوری باد چنانکه قوم ثمود را هلاکت و دوری باد![1]
همانا ما را امامی نیست، پس به سوی ما بشتاب، باشد که خداوند ما را به وسیلۀ تو بر حق گردآورد. نعمان بن بشیر در کاخ امارت است، اما ما نه با او در نماز جمعه شرکت میکنیم و نه برای عید همراه او بیرون میرویم. اگر خبر یابیم که تو به سوی ما آمدهای، او را بیرون میکنیم و به شام میفرستیم، اگر خدا بخواهد.
و سلام و رحمت خداوند بر تو باد.
1. اشاره به آیۀ شریفۀ «أَلَا بُعْدًا لِمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ: هان، دورى و هلاكت باد [مردم] شهر مدين را چنانكه ثمود [از رحمت حق] دور و هلاک شدند» (هود: 95).
@Al_Meerath
📗 فضل کتاب خدا (2)؛ حدیث حارث اعور از امیرالمؤمنین (ع)
روایت شده از برادرزادۀ حارث اعور از حارث اعور (د. 65ق) که گفت: وارد مسجد شدم که دیدم مردم در احادیث افتادهاند. پس نزد علی (ع) رفتم و گفتم: «ای امیرالمؤمنین، مردم در احادیث افتادهاند».
فرمود: «چنین کردهاند؟».
گفتم: «بله».
فرمود: «من از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود: بهزودی فتنهای رخ خواهد داد. گفتم: ای رسول خدا، راه خروج از آن چیست؟
فرمود: کتاب خدا (عزّ وجلّ)! در آن خبر آنچه پیش از شما بوده، گزارش آنچه پس از شما خواهد آمد، و حکم آنچه میان شماست، وجود دارد. آن [قرآن] جداکننده است و شوخی نیست. هر جبّاری که آن را ترک کند، خداوند او را درهم میشکند، و هر که هدایت را در غیر آن بجوید، خداوند او را گمراه میکند. آن، ریسمان محکم الهی است، و آن، ذکر حکیم است، و آن، صراط مستقیم است.
هواهای نفسانی باعث انحراف آن نمیشوند... علما از آن سیر نمیشوند، با تکرار زیاد کهنه و فرسوده نمیشود، و شگفتیهای آن پایان نمییابد.
آن همانی است که هنگامی که جنّیان آن را شنیدند، بیدرنگ گفتند: "همانا ما قرآنی شگفتآور شنیدیم!"[الجن: 1].
هر که به آن سخن گوید، راست گفته، هر که به آن عمل کند، پاداش برده، هر که به آن حکم کند، عدالت ورزیده، و هر که به سوی آن دعوت کند، به راهی راست هدایت شده است.
این سخن را آویزۀ گوشت کن، ای اعور!» (فهم القرآن للمحاسبي، ص285-286).
تحریرهای مختلف این حدیث در منابع اسلامی، عموماً از یکی از طرق زیر روایت میشده که بیشتر آنها به حارث اعور منتهی میشود:
1. نقل حمزۀ زیات [از ابومختار طائی از ابن اخی حارث] از حارث
2. نقل عمرو بن مّرة از ابوالبختری [از ابن اخی حارث] از حارث
3. نقل سلمة بن کهیل از بکیر طائی [از ابن اخی حارث] از حارث
4. نقل یعقوب بن ابراهیم از پدرش از ابن اسحاق از محمد بن کعب قرظی از حارث
5. نقلهای مرسل
6. نقل عمرو بن واقد... از معاذ بن جبل
نمودار اسناد مختلف این حدیث
بررسی رابطه متن و سندی این تحریرهای مختلف میتواند نشاندهندۀ قدمت این حدیث و اصالت انتسابش به حارث اعور باشد. این حدیث را در قرن دوم عمرو بن مرّة (د. 118ق) -از محدّثین شناختهشدۀ کوفه- از ابوالبختری طائی (د. 82ق) روایت میکرده است. همچنین حمزۀ زیات (د. 158ق) -قاری کوفی از قراء سبعه- در ترویج این حدیث نقش مهمی داشته است. این روایت از محمد بن کعب قرظی نیز از حارث اعور نقل شده و در کنار آن، نقلهای مرسلی از این حدیث در دست است.
افزون بر این، حدیث حارث -احتمالاً توسط عمرو بن واقد- سرقت شده و به معاذ بن جبل منسوب شده است. نقل منسوب به معاذ متکی به الفاظ حدیث حارث است و حتی در میان متن منسوب به معاذ نام «علی بن ابیطالب» نیز آمده که نشان از استفادۀ این نقل از حدیث حارث دارد.
گفتنی است که عبارتی از حدیث حارث در احادیثی منسوب به اهل بیت (ع) آمده که میتواند اصالت حدیث اعور از امیرالمؤمنین (ع) را تأیید کند:
حدثنا محمد بن عيسى عن إسماعيل بن جابر عن أبي عبد الله ع أنه قال: كتاب الله فيه نبأ ما قبلكم و خبر ما بعدكم و فصل ما بينكم و نحن نعلمه (بصائر الدرجات، ج1، ص196؛ مشابه: الکافي، ج1، ص61).
حدثنا أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن فضالة بن أيوب عن داود بن فرقد قال قال أبو عبد الله ع لا تقولوا لكل آية هذه رجل و هذه رجل من القرآن حلال و منه حرام و منه نبأ ما قبلكم و حكم ما بينكم و خبر ما بعدكم فهكذا هو (بصائر الدرجات، ج1، ص536).
محمد بن يحيى الأشعري عن أحمد بن محمد عن البرقي عن النضر بن سويد عن يحيى بن عمران الحلبي عن أيوب بن الحر قال سمعت أبا عبد الله ع يقول إن الله عز ذكره ختم بنبيكم النبيين فلا نبي بعده أبدا و ختم بكتابكم الكتب فلا كتاب بعده أبدا و أنزل فيه تبيان كل شيء و خلقكم و خلق السماوات و الأرض و نبأ ما قبلكم و فصل ما بينكم و خبر ما بعدكم و أمر الجنة و النار و ما أنتم صائرون إليه (الکافي، ج1، ص269).
@Al_Meerath
4_5924605109328681028.pdf
حجم:
80.8K
اسناد حدیث مروی از امیرالمؤمنین (ع) دربارهٔ کتاب خدا
1. نقل حمزۀ زیات
2. نقل عمرو بن مرّة از ابوالبختری
3. نقل سملة بن کهیل از بکیر طائی
4. نقل مروی از محمد بن کعب
5. نقلهای مرسل مروی از امیرالمؤمنین (ع)
6. نقل منسوب به معاذ بن جبل
7. خلاصۀ اسناد مروی از امیرالمؤمنین (ع) با حذف طبقات متأخر و طرقی که دچار وهم شده
@Al_Meerath
میراث امامان
📗 فضل کتاب خدا (1) علي عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن سماعة بن مهران قال قال أبو عبد الله ع إن ال
📗 فضل کتاب خدا (3)؛ آمرزشخواهی با قرآن
حدثنا حسين بن علي، عن جعفر بن محمد، قال: حدثني زيد بن علي، قال: مررت بأبي جعفر وهو في داره، وهو يقول: «اللهم اغفر لي بالقرآن، اللهم ارحمني بالقرآن، اللهم اهدني بالقرآن، اللهم ارزقني بالقرآن»
(مصنف ابن أبي شیبة، ت الحوت، ج6، ص151).
ابن ابیشیبه (د. 235ق) روایت میکند از حسین بن علی جعفی (د. 203ق) از امام صادق (ع) از زید بن علی که گفت: [شبهنگام] بر ابوجعفر [محمد بن علی باقر] (ع) گذشتم در حالی که در خانهاش بود و میگفت: «خدایا مرا به قرآن بیامرز! خدایا به من به قرآن رحم کن! خدایا مرا به قرآن هدایت کن! خدایا به من به قرآن روزی [/عافیت] بده!».
دربارۀ سند حدیث
ابن ابیشیبه (د. 235ق) که از مهمترین راویان حسین بن علی جعفی است، این حدیث را از او از «جعفر بن محمد» نقل کرده است. حسین بن حسن حلیمی (د. 403ق) نیز این حدیث را به صورت مرسل از «جعفر بن محمد» آورده و البته متن او، تفاوتهایی با متن ابن ابیشیبه دارد که نشان میدهد، مصدر او ابن ابیشیبه نبوده است: «وروي عن جعفر بن محمد قال: حدثني زائر، أنه مر بأبي جعفر في داره التي بمكة من آخر الليل وهو يدعو ويقول: "اللهم اغفر لي بالقرآن، اللهم ارحمني بالقرآن، اللهم إهدني بالقرآن، اللهم عافني بالقرآن» (المنهاج في شعب الإیمان، ج2، ص222-223).
با این حال، یحیی بن حسین شجری (د. 499ق) این نقل را به سندش از مسلم بن جناده از حسین بن علی جعفی از زائده از زید بن علی روایت کرده است: «حدثنا أبو بكر أحمد بن جعفر بن محمد الفقيه، إملاء، قال: أخبرنا أبو بكر أحمد بن محمد بن عبد الله بن عمر بن عبد العزيز الكرجي، قال: أخبرنا أبو سعيد الحسن بن محمد بن الحسن، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن مفلس، قال: حدثنا مسلم بن جنادة، قال: حدثنا حسين بن علي، عن زائدة، قال: حدثني الإمام الشهيد أبو الحسين زيد بن علي، عليهما السلام، أنه مر بأبي جعفر يعني الباقر، في داره بمكة في آخر الليل وهو يقول: اللهم اغفر لي بالقرآن اللهم عافني بالقرآن، اللهم ارحمني بالقرآن، اللهم اهدني بالقرآن» (ترتیب الأمالي الخمیسیة، ج1، ص157).
به نظر میرسد حضور نام زائده (بن قدامه) که شیخ اصلی حسین بن علی جعفی است در سند شجری حاصل وهم راوی باشد؛ چه در دو مصدر متقدم مستقل (ابن ابیشیبه و حلیمی) حسین بن علی این حدیث را از «جعفر بن محمد» روایت میکند. همچنین زائده نقلی دیگر از زید بن علی ندارد و جایگزینکردن شیخ نادر با شیخ اصلی در روایت شاگردان شخص، شایع است.
حسین بن علی جعفی نقل دیگری نیز از امام صادق (ع) دارد: «حدثنا حسين بن علي، قال: سألت جعفرا، عن وقت الظهر، فقال: "إذا زالت الشمس"، ثم قال: "اسمع، لأن يؤخرها رجل حتى يصلي العصر خير له من أن يصليها قبل أن تزول"» (مصنف ابن أبي شیبة، ج1، ص286). مشابه همین مضمون در روایات شیعه نیز آمده که مؤید درستی ارتباط حسین بن علی جعفی با امام صادق (ع) است:
علي بن الحسن الطاطري قال حدثني عبد الله بن وضاح عن سماعة بن مهران قال قال لي أبو عبد الله ع إياك أن تصلي قبل أن تزول فإنك تصلي في وقت العصر خير لك أن تصلي قبل أن تزول (تهذیب الأحکام، ج2، ص141).
عنه عن محمد بن الحسن العطار عن أبيه عن أبي عبد الله ع قال: لأن أصلي الظهر في وقت العصر أحب إلي من أن أصلي قبل أن تزول الشمس فإني إذا صليت قبل أن تزول الشمس لم تحتسب لي و إذا صليت في وقت العصر حسبت لي.
عنه عن محمد بن الحسن العطار عن عبد الله بن سليمان عن أبي عبد الله ع قال: لأن أصلي الظهر في وقت العصر أحب إلي من أن أصلي قبل أن تزول الشمس فإني إذا صليت قبل أن تزول الشمس لم تحسب لي و إذا صليت في وقت العصر حسبت لي (تهذیب الأحکام، ج2، ص254).
@Al_Meerath
🔸«این شمشیر پوزش میطلبد!»؛ گزارشی کهن از رشادت امیرالمؤمنین (ع) در جنگ جمل
حدثنا عيسى بن يونس، عن الأعمش، عن رجل، قد سماه قال: شهدت يوم الجمل فما دخلت دار الوليد إلا ذكرت يوم الجمل ووقع السيوف على البيض قال: كنت أرى عليا يحمل فيضرب بسيفه حتى ينثني ثم يرجع فيقول: لا تلوموني ، ولوموا هذا، ثم يعود فيقومه
(مصنف ابن أبي شیبة، ت الحوت، ج7، ص534).
نقل شده از اعمش (د. 148ق) از مردی که نامش را برد که گفت: در روز جمل حاضر بودم، پس هیچگاه وارد دارالولید [1] نشدم مگر اینکه به یاد روز جمل و برخورد شمشیرها با کلاهخودها افتادم. علی (ع) را میدیدم که حمله میبرد و شمشیر میزد تا شمشیرش خم میشد و بازمیگشت و میگفت: مرا سرزنش نکنید و این شمشیر را سرزنش کنید! سپس برمیگشت و شمشیر را اصلاح میکرد.
حدثنا وكيع، قال: حدثنا الأعمش، عن شمر، عن عبد الله بن سنان الأسدي، قال: رأيت عليا يوم صفين ومعه سيف رسول الله صلى الله عليه وسلم ذو الفقار قال: فنضبطه فيفلت فيحمل عليهم ، قال: ثم يجيء ، قال: ثم يحمل عليهم ، قال ، فجاء بسيفه قد تثنى ، فقال: إن هذا يعتذر إليكم
(مصنف ابن أبي شیبة، ج7، ص552؛ مشابه به نقل از سریج بن یونس از وکیع: مکارم الأخلاق لابن أبي الدنیا، ص58).
نقل شده از اعمش از شمر بن عطیه از عبدالله بن سنان اسدی که گفت: علی (ع) را در روز صفین [صح: جمل] [2] دیدم در حالی که شمشیر پیامبر خدا (ص) -ذوالفقار- با او بود. ما علی (ع) را میگرفتیم [که به جنگ نرود] و او میگریخت و بر آنان حمله میبرد. سپس بازمیگشت. پس بار دیگر حمله میبرد. پس شمشیرش را که خمیده شده بود، آورد و گفت: این از شما پوزش میخواهد!
پاورقی
1. دارالولید مکانی بزرگ (الأصل للشیباني، ت بوینوکالن، ج7، ص261) در کوفه بوده که قصّارهای کوفه در آن بودهاند (أخبار الدولة العباسیة، ص260؛ تجارب الأمم، ج2، ص195). صدای شمشیر شبیه صدای قصّارها است (الکامل في التاریخ، ت تدمري، ج3، ص328) و در نقلهایی از کوفیان صدای شمشیرها در روز جمل به (صدای قصّارهای) دارالولید تشبیه شده است (مصنف ابن أبي شیبة، ج7، ص537، از عبدخیر؛ مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص24، از ابونمیر شیبانی) که به دلیل شباهت صدای ضرب (سنگ بر پارچه توسط) قصّارهای دارالولید به صدای شمشیر بوده است (تجارب الأمم، ج1، ص502 [البته در این نقل به اشتباه دارالولید در بصره فرض شده]؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحدید، ج1، ص248).
2. این گزارش در واقع دربارۀ روز جمل است و ذکر روز صفین به جای جمل از توهم راوی است؛ چه در نقل ابن ابیشیبه از عیسی بن یونس از اعمش روز جمل ذکر شده و تشبیه به دارالولید آمده که چنانکه گفته آمد، این تشبیه مربوط به جمل است. همچنین در نقلی دیگر از اعمش از عبدالله بن سنان کاهی -راوی همین نقل وکیع از اعمش- مشابه همین گزارش آمده و به جای صفین، جمل یاد شده است:
حدثني عيسى بن عبد الرحمن المروزي، قال: حدثنا الحسن بن الحسين العرني، قال: حدثنا يحيى بن يعلى الأسلمي، عن سليمان بن قرم، عن الأعمش، عن عبد الله بن سنان الكاهلي، قال: لما كان يوم الجمل ترامينا بالنبل حتى فنيت، وتطاعنا بالرماح حتى تشبكت في صدورنا وصدورهم، حتى لو سيرت عليها الخيل لسارت، ثم قال علي: السيوف يا أبناء المهاجرين. قال الشيخ: فما دخلت دار الوليد إلا ذكرت ذلك اليوم (تاریخ الطبري، ج4، ص532).
@Al_Meerath
معاویة بن ابیسفیان.pdf
حجم:
870.5K
معاویة بن ابیسفیان
بررسی حدیثی-کلامی بر پایۀ متون اهل سنت
✍ مهدی عسگری
در این پژوهش سعی بر آن است که با استفاده از چند محور به ایضاح مصداق سخن رسول خدا (ص) که فرمودند: «نخستین کسی که سنت من را تغییر میدهد، مردی از بنیاُمیّه است» پرداخته شود.
@Al_Meerath