هدایت شده از میراث امامان
محبّت خدیجه روزی من شده
از عروه از عائشه نقل شده که گفت: بر هیچیک از همسران پیامبر (ص) حسد نورزیدم جز بر خدیجه. البته خدیجه را درک نکردم. پیامبر خدا (ص) چون گوسفندی را ذبح میکرد، میفرمود: آن را برای دوستان خدیجه بفرستید. روزی به خشم آمدم و گفتم: خدیجه؟! پیامبر خدا (ص) فرمود: محبّت او روزی من شده است (صحیح مسلم، ط دار الجیل، ج7، ص134).
از مسروق از عائشه نقل شده که گفت: پیامبر (ص) چون خدیجه را یاد میکرد او را به خوبی میستود. روزی بر او حسادت ورزیدم و گفتم: چه زیاد آن پیرزن را یاد میکنی؟! خداوند برتر از او را به جای او به تو داده! پیامبر (ص) فرمود: خداوند به جای او بهتر از او را به من نداده است. او به من ایمان آورد آنگاه که مردم به من کفر ورزیدند و مرا تصدیق کرد آنگاه که مردم مرا تکذیب کردند و مرا در مالش شریک کرد آنگاه که مردم مرا محروم داشتند و خداوند فرزندانی از او به من داد با آنکه مرا از داشتن فرزند از دیگر زنان محروم داشت (مسند أحمد، ط دار المنهاج، ج11، ص6003).
@Al_Meerath
📕 بازخوانی نقلی کهن از حذیفه دربارۀ اصحاب جمل
در دوازدهمین آیۀ سورۀ توبه آمده است: «وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ: و اگر پيمانشان را پس از تعهدشان شكستند و در دين شما طعنه زدند، پس با امامانِ كفر بجنگيد، كه آنان را عهد و پيمانى نيست، باشد كه بازايستند».
در نقلی کهن در مصادر عامه که با دو تحریر و به چند سند از زید بن وهب از حذیفة بن یمان روایت شده (نمودار اسناد نقلهای زید بن وهب از حذیفه)، آمده که حذیفة بن یمان -صحابی پیامبر (ص) که نامهای منافقان را میدانست و از فتن آینده باخبر بود- دربارۀ این آیه گفته است که هنوز با اهلِ این آیه (امامانِ کفر) جنگ نشده است. تحریرهای این گزارش از این قرار است:
نقل اعمش و حبیب بن حسان از زید بن وهب: حذیفه دربارۀ آیۀ «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» گفت: «با اهل این آیه [= امامان کفر] هنوز جنگ نشده است».
نقل اسماعیل بن ابیخالد و اعمش (به صورت مختصر) از زید بن وهب: حذیفه دربارۀ آیۀ «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» گفت: «از اصحاب این آیه [= امامان کفر] جز سه نفر باقی نمانده و از منافقان جز چهار نفر باقی نمانده است...».
از نقل نخست برمیآید که خدا دستور به جنگ با افرادی به عنوان «امامان کفر» داده ولی بعد از نزول این آیه تا آن زمان هنوز با چنین افرادی جنگ نشده است. همچنین از نقل دوم برمیآید که این «امامان کفر» افراد مشخصی در نگاه حذیفه بودهاند که این افراد با منافقان صحابه (عدّهای از اصحاب مهم پیامبر ص که در لیلة العقبة قصد ترور پیامبر ص را کردند و حذیفه آنان را شناخت و از جملۀ آنان ابوموسی اشعری بود) مرتبطاند.
بر این اساس، برای مصداقیابی این «امامانِ کفر» در منظر حذیفه باید به دنبال جنگی پس از حذیفه باشیم که در آن افراد مهمی از صحابه حضور داشته باشند (و احتمالاً با منافقانی چون ابوموسی اشعری مرتبط باشند). همچنین با درنظرگرفتن متن آیه (وإن نکثوا أیمانهم... إنهم لا أیمانَ لهم) نیز میتوان این نکته را درنظرگرفت این امامان کفر پیش از این جنگ، یک پیمانشکنی مهم داشتهاند.
خوشبختانه گزارشهای مهمی باقی مانده که میتواند به فهم گفتۀ حذیفه، کمک مؤثری کند: در نقلهای مختلفی از ابوالطفیل، حسن بصری، و عثمان مؤذن بنیافصی روایت شده که امیرالمؤمنین (ع) در روز جمل با اشاره به آیۀ «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» از این گفتند که هنوز با اهل این آیه جنگ نشده و اصحاب جمل را اهل این آیه دانستند.
افزون بر این، حنان بن سدیر روایت مهمی در این باره از امام صادق (ع) نقل کرده است:
دخل عليَّ أناسٌ من أهل البصرة فسألوني عن طلحة و الزبير، فقلت لهم: كانا من أئمة الكفر، إن عليا عليه السلام يوم البصرة لما صف الخيول... قال: فما بال بيعتي تنكث و بيعة غيري لا تنكث! إني ضربت الأمر أنفه و عينه فلم أجد إلا الكفر أو السيف [1]. ثم ثنى إلى صاحبه فقال: إن الله تبارك و تعالى يقول في كتابه: و إن نكثوا أيمانهم من بعد عهدهم و طعنوا في دينكم فقاتلوا أئمة الكفر إنهم لا أيمان لهم لعلهم ينتهون، فقال أمير المؤمنين عليه السلام: و الذي فلق الحبة، و برأ النسمة، و اصطفى محمدا بالنبوة، إنهم لأصحاب هذه الآية و ما قوتلوا منذ نزلت (قرب الإسناد، ص96-97؛ تفسیر العیاشي، ج2، ص77).
1. مشابه این عبارت که (راهی نیافتم جز جنگ یا کفر) در نقلهای متعددی از امیرالمؤمنین (ع) دربارۀ جنگ جمل و جنگ صفین نقل شده است (وقعة صفین، ص474؛ جزء أبي الجهم، ص51؛ مصنف ابن أبي شیبة، ج7، ص541؛ التاریخ الکبیر للبخاري، ط1440ق، ج5، ص529؛ المعرفة والتاریخ، ج2، ص688؛ أنساب الأشراف، ج3، ص33؛ الأخبار الطوال، ص188؛ أمالي المفید، ص154؛ نهج البلاغة، ص84؛ الإمامة لأبي نعیم، ص369).
@Al_Meerath
حدیث حذیفه.pdf
حجم:
19.4K
نمودار اسناد حدیث زید بن وهب از حذیفه دربارۀ امامان کفر
@Al_Meerath
💠 شاهدی بر اصالت نقل زید بن وهب از حذیفه دربارۀ اصحاب جمل
در فرستۀ «بازخوانی نقلی کهن از حذیفه دربارۀ اصحاب جمل» گذشت که زید بن وهب از حذیفه روایت میکند که هنوز با امامان کفر پیکار نشده و امامان کفر سه نفر هستند که با منافقان (اصحاب عقبه) مرتبطاند. مطابق این نقل، امامان کفر، افراد مهمی از صحابه هستند که با منافقانی چون ابوموسی اشعری مرتبطاند و پس از حذیفه در یک سمت جنگی خواهند بود و در آن جنگ، آنان پیمانشکن هستند (وإن نکثوا أیمانَهم... إنهم لا أیمانَ لهم). همین خصوصیات این احتمال قوی را مطرح میکند که مراد حذیفه، اصحاب جمل باشند. افزون بر این، نقلهای مهمی از امیرالمؤمنین (ع) و امام صادق (ع) داریم که به وضوح سرانِ پیمانشکن جمل را امامان کفر میدانند که طبق این آیه باید با آنان جنگ شود. در اینجا به نقلی از ابواسحاق سبیعی توجه میکنیم که بر اعتبار نقل زید بن وهب از حذیفه میافزاید:
ابواسحاق سبیعی (د. حدود 129ق) از صلة بن زفر (د. حدود 70ق) روایت کرده که (حذیفة بن یمان/ عمار بن یاسر) دربارۀ «لَا أَيْمَانَ لَهُمْ» در این آیه گفت: «لا عهدَ لهم» (تفسیر سفیان الثوري، ص124؛ مسند ابن الجعد، ص366؛ مصنف ابن أبي شیبة، ج6، ص172؛ تفسیر الطبري، 11، ص365، 366؛ تفسیر ابن أبي حاتم، ج6، ص1762؛ المستدرك علی الصحیحین، ط الرسالة، ج4، ص253؛ الدر المنثور، ج4، ص137). در نقل اسرائیل و ابوالاحوص از ابواسحاق، صله از حذیفه روایت میکند و در نقل سفیان ثوری و زهیر بن حرب از ابواسحاق، صله از عمار روایت میکند (نگر: نمودار اسناد نقل ابواسحاق سبیعی).
این نقل طبیعتاً باید تقطیع یک نقل بلندتر باشد؛ چه وجهی ندارد که چنین شرح لغویای از (حذیفه/ عمار) که از مفسران صحابه نبوده، نقل شده باشد. به نظر میرسد این نقل در واقع روایتی بوده مانند روایت زید بن وهب از حذیفه بوده که در آن از قتال با امامان کفر گفته شده و به دلیل حساسیت متن، بخش اصلی نقل صلة بن زفر توسط ابواسحاق سبیعی تقطیع و حذف شده و بخش تفسیری میان نقل باقی مانده است.
مؤید این احتمال آن است که هیچ نقل صرفاً تفسیری دیگری در میراث صلة بن زفر از حذیفه و عمار نمییابیم و اساساً با جستجوی نام صلة بن زفر در تفسیر طبری میبینیم که او هیچ نقل صرفاً تفسیریای ندارد. بر این اساس، باید در نظر داشت که نقل صلة بن زفر در اصل تفسیری نبوده و آموزهای خاص را ذیل آیۀ «فقاتلو أئمة الکفر» منتقل میکرده است. این آموزه میتواند تقریباً همانی باشد که در نقل کهن زید بن وهب از حذیفه دیده میشود. بر این اساس، ابواسحاق سبیعی که احتمالاً متوجه ارتباط کلام حذیفه با برخی صحابه بوده، به تقطیع این نقل دست زده است.
حضور نام عمار به جای حذیفه (که شیخ اصلی صلة بن زفر است) در برخی از طرق ابواسحاق میتواند وهمی از جانب ابواسحاق باشد و علّت این وهم نیز ممکن است نزدیکی شخصیت عمار و حذیفه به هم باشد (چه هر دو عالم به اسماء منافقین اصحاب عقبه بودند) یا این باشد که ابواسحاق متوجه ارتباط نقل با جنگ جمل شده و به دلیل آنکه عمار شخصیت اصلی جنگ جمل در میان لشکریان علی (ع) است، توهم کرده که گویندۀ این سخن عمار بوده است.
شاهدی احتمالی که میتواند درستی این تحلیل را تأیید کند آن است که در نقل محمد بن سابق از اسرائیل از ابواسحاق از صلة بن زفر از حذیفه پس از توضیح «لا أیمان لهم» به «لا عهدَ لهم»، آمده: «قال حذيفة ما قُوتِلُوا بعدُ: حذیفه گفت هنوز با آنان جنگ نشده است!» (المستدرك علی الصحیحین، ج4، ص253). این زیادت اگر اصیل باشد، نشان میدهد که ابواسحاق در نقلش برای یکی از شاگردانش بخشی از صورت اصلی حدیث صلة بن زفر را بازتاب داده که نشان میدهد این نقل دقیقاً مرتبط با حدیث زید بن وهب از حذیفه است. اگر هم این زیادت اصیل نباشد، در واقع یکی از راویان این نقل، حدیث زید بن وهب از حذیفه را دیده و از تعبیر آن در اینجا استفاده کرده و نقل ابواسحاق را تکمیل کرده است. همین تکمیلِ احتمالی نیز نشاندهندۀ این تلقّی کهن است که حدیث صلة بن زفر از حذیفه در واقع مرتبط با حدیث زید بن وهب از حذیفه بوده است.
بر این اساس، به نظر میرسد که حدیث حذیفه دربارۀ اینکه هنوز با امامانِ کفر جنگ نشده، در واقع دو حلقۀ مشترک کوفی متقدّم دارد: یکی حلقۀ مشترکی از نیمۀ دوم قرن نخست: زید بن وهب (د. 96ق)، دیگری حلقۀ مشترکی از نیمۀ اول قرن دوم: ابواسحاق سبیعی (د. حدود 129ق). وجود این دو حلقۀ مشترک ارزش استنادی حدیث حذیفه را بیش از پیش میکند؛ به ویژه که ابواسحاق نیز حدیثش را نه از زید بن وهب که مستقلّ از او، از صلة بن زفر روایت میکند. مطابق با شواهدی که گذشت، به نظر میرسد که به احتمال قوی کلام حذیفه ناظر به اصحاب جمل بوده و حذیفه -صحابی مهم پیامبر (ص) که منافقان را میشناخت و پیش از جنگ جمل از دنیا رفت- سرانِ پیمانشکنِ جمل چون طلحه را از امامان کفر میدانسته است.
@Al_Meerath
⚜️ «اُمَرای مردم»؛ جایگاه اهل بیت (ع) در خطبۀ امام حسن مجتبی (ع)
حصین بن عبدالرحمن (د. 136ق) روایت کرده از ابوجمیله که زمانی که حسن بن علی (ع) پس از قتل علی (ع) جانشین شد، روزی در نماز بود، مردی به او حمله برد و با خنجری او را زخمی ساخت. حصین گفت که به او رسیده که مردی که خنجر زد از بنیاسد بود در حالی که حسن (ع) در سجده بود. حصین گفت: عمویم آن واقعه را درک کرد. گفت: گمان میکنند که نقل میکنند که زخم آن ضربه در ران او فرود آمد، و بر اثر آن ماهها بیمار بود، سپس بهبودی یافت. پس از بهبودی، بر منبر نشست و فرمود:
ای مردم عراق! دربارۀ ما از خدا پروا کنید، که ما امیران و مهمانان شما هستیم، ما اهل بیتی هستیم که خداوند دربارۀ ما فرموده است: "إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا"
و همچنان این سخن را تکرار میکرد تا آنکه هیچکس از اهل مسجد باقی نماند مگر آنکه با صدای بلند گریه میکرد.
این خطبه را عدّهای از حصین بن عبدالرحمن (د. 136ق) از ابوجمیله روایت میکنند و عدّهای از عوام بن حوشب (د. 148ق) از هلال بن یساف (نگر: نمودار اسناد نقلهای حصین بن عبدالرحمن و عوام بن حوشب). بدین ترتیب این خطبه دو حلقۀ مشترک در نیمۀ اول قرن دوم دارد. البته دو نقل حصین و عوام در انتقال خود متن خطبه بسیار به هم نزدیک است و از این روی به نظر میرسد که یکی از این دو نقل متّکی بر دیگری باشد (نگر: جدول مقایسۀ نقل حصین با نقل عوام).
قرابت لفظی بالای این دو نقل گمانۀ متکیبودن یک نقل بر دیگری را مطرح میکند. افزون بر این در نقل عوام بن حوشب اشاره شده به اینکه این متن، بخشی از خطبۀ امام حسن (ع) بوده است: «سمعت الحسن بن علي وهو يخطب وهو يقول». این سخن میتواند درست باشد؛ چه بعید مینماید که کلّ خطبه از 20وچند واژه فراتر نرود. اگر بپذیریم که خطبۀ امام در واقع بیش از این کلمات بوده، همینکه گزینش هر دو نقل از خطبه دقیقاً یکسان است، شاهدی قوی بر عدم استقلال این دو نقل از یکدیگر است. افزون بر این، در نقل حصین روشن نیست که دقیقاً از آغاز بحث (مجروحشدن امام حسن ع) تا کدام بخش، از کلام ابوجمیله است و روشن نیست که آیا حصین متن خطبه را به روایت از ابوجمیله نقل میکرده یا نه.
حصین بن عبدالرحمن که راوی نقل ابوجمیله است، از شاگردان شعبی و هلال بن یساف است. هلال بن یساف همان کسی است که در نقل عوام بن حوشب، راوی خطبه است. ممکن است در واقع آغاز نقل حصین (که دربارۀ مجروحشدن امام حسن است) از ابوجمیله گرفته شده باشد اما تتمۀ نقل حصین که حاوی متن بخشی از خطبۀ امام حسن (ع) از شیخِ حصین -هلال بن یساف- گرفته شده باشد. بر این اساس، میتوان منشأ مشترک نقل حصین و عوام را هلال بن یساف (د. حدود 91-100ق) فرض کرد و از این جهت میتوانیم حلقۀ مشترک احتمالی در نیمۀ دوم قرن اول داشته باشیم.
نکتۀ مهمی که دربارۀ این خطبه قابل ملاحظه است آن است که راویان اصلی این خطبه -عوام بن حوشب و حصین بن عبدالرحمن- شیعی نیستند و حتی از اصحاب محدّثان ضدشیعه چون ابراهیم تیمی و شعبی هستند. با این حال، به روایت این خطبه توجه کردهاند. این نکته نشان میدهد که برخی راویان غیرشیعی در نیمۀ نخست قرن دوم در کوفه مشکلی در نزول آیۀ تطهیر در شأن امامان شیعه نمیدیدند.
@Al_Meerath
نمودار اسناد و جدول مقایسۀ متنی خطبۀ امام حسن (ع) دربارۀ اهل بیت (ع)
1. نمودار اسناد نقل حصین بن عبدالرحمن
2. نمودار اسناد نقل عوام بن حوشب
3. جدول مقایسۀ نقل حصین بن عبدالرحمن بن نقل عوام بن حوشب
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
غسل شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى و ابن أبي عمير عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ع قال سمعته يقول الغسل من الجنابة و يوم الجمعة و العيدين و حين تحرم و حين تدخل مكة و المدينة و يوم عرفة و يوم تزور البيت و حين تدخل الكعبة و في ليلة تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين من شهر رمضان و من غسل ميتا (الکافي، ج3، ص40).
نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمود: غسل اینهاست: از جنابت، روز جمعه، عید فطر و عید قربان، هنگامی که مُحرِم میشوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه میشوی، روز عرفه، روزی که خانۀ [خدا] را زیارت میکنی، هنگامی که وارد کعبه میشوی، شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم ماه رمضان، و هرکس میّتی را غسل داد.
💠محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين و صفوان بن يحيى و علي بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أحدهما ع قال: الغسل في ليال من شهر رمضان في تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين و أصيب أمير المؤمنين صلوات الله عليه في ليلة تسع عشرة و قبض في ليلة إحدى و عشرين صلوات الله عليه قال و الغسل في أول ليلة و هو يجزئ إلى آخره (الکافي، ج4، ص154).
از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: غسل در شبهای ماه رمضان، در این شبهاست: نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم. امیرالمؤمنین -صلوات الله علیه- در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بیستویکم از دنیا رفت. صلوات خدا بر او باد! فرمود: غسل [شبهای ماه رمضان] در اول شب انجام میشود و تا پایان شب کافی است.
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى عن منصور بن حازم عن سليمان بن خالد قال: سألت أبا عبد الله ع كم أغتسل في شهر رمضان ليلة قال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قال قلت فإن شق علي قال في إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن شق علي قال حسبك الآن (الکافي، ج4، ص153).
از سلیمان بن خالد نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: شب نوزدهم و شب بیستویکم و بیستوسوم. سلیمان گفت: گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: در شب بیستویکم و بیستوسوم. گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: دیگر بس است!
💠إبراهيم بن إسحاق الأحمري عن جماعة عن ابن فضال عن عبد الله بن بكير عن أبيه بكير بن أعين قال: سألت أبا عبد الله ع في أي الليالي أغتسل في شهر رمضان قال في تسع عشرة و في إحدى و عشرين و في ثلاث و عشرين و الغسل أول الليل قلت فإن نام بعد الغسل قال هو مثل غسل يوم الجمعة إذا اغتسلت بعد الفجر أجزأك (تهذیب الأحکام، ج1، ص373).
از بکیر بن اعین نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای در ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: در نوزدهم، و در بیستویکم، و در بیستوسوم. غسل [این شبها] در اول شب است. گفتم: اگر شخص بعد از غسل به خواب رفت چه؟ فرمود: مانند غسل جعه است. هنگامی که بعد از فجر غسل کردی، برایت کافی است.
@Al_Meerath
◾️ یک جمعه قبل از شب ضربت
... یک جمعه قبل [از شب ضربت علی (ع)]، علی (ع) بر منبر ایستاد و فرمود: «بر زبان پیامبرِ اُمِّی (ص) در میان آنچه مقرَّر شد، این مقرر شد که [خطاب به من فرمود]: "هیچ مؤمنی تو را دشمن نمیدارد و هیچ کافری تو را دوست نمیدارد" و قطعاً زیانکار است کسی که بار گناهی بر دوش کشد و دروغ ببندد. من در شب گذشته در خواب دیدم که شیطانی ضربهای بر من وارد کرد و محاسنم از خون تازهٔ سرم خضاب شد، و این مرا اندوهگین نکرد. [سپس علی (ع) خطاب به خود فرمود:] بدان ای علی! که تو کشته خواهی شد، انشاءالله. پس شقیترینِ آنها چه انتظار میکشد جز اینکه این [محاسن] را با این [خون سر] خضاب کند؟!». سپس دست راستش را بر محاسن خود کشید و بعد بر سرش، و سپس از منبر پایین آمد... (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص35؛ مشابه: شرح الأخبار، ج1، ص159-160).
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، عَنِ الثَّوْرِيِّ... قَالَ: وَأَخْبَرَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيًّا كَانَ يَتَحَرَّى لَيْلَةَ الْقَدْرِ لَيْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ، وَإِحْدَى وَعِشْرِينَ، وَثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ (مصنف عبد الرزاق، ج4، ص251).
سفیان ثوری نقل میکند از امام صادق علیه السلام از پدرشان امام باقر علیه السلام که علی شب قدر را در شب نوزدهم و بیستویکم و بیستوسوم میجست.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ (الکافي، ج4، ص159).
از زراره از امام صادق علیه السلام نقل شده است: تقدیر و برآورد در شب نوزدهم است و محکمکردن در شب بیستویکم و قطعیکردن در شب بیستوسوم.
@Al_Meerath