هدایت شده از میراث امامان
غسل شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى و ابن أبي عمير عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ع قال سمعته يقول الغسل من الجنابة و يوم الجمعة و العيدين و حين تحرم و حين تدخل مكة و المدينة و يوم عرفة و يوم تزور البيت و حين تدخل الكعبة و في ليلة تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين من شهر رمضان و من غسل ميتا (الکافي، ج3، ص40).
نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمود: غسل اینهاست: از جنابت، روز جمعه، عید فطر و عید قربان، هنگامی که مُحرِم میشوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه میشوی، روز عرفه، روزی که خانۀ [خدا] را زیارت میکنی، هنگامی که وارد کعبه میشوی، شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم ماه رمضان، و هرکس میّتی را غسل داد.
💠محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين و صفوان بن يحيى و علي بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أحدهما ع قال: الغسل في ليال من شهر رمضان في تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين و أصيب أمير المؤمنين صلوات الله عليه في ليلة تسع عشرة و قبض في ليلة إحدى و عشرين صلوات الله عليه قال و الغسل في أول ليلة و هو يجزئ إلى آخره (الکافي، ج4، ص154).
از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: غسل در شبهای ماه رمضان، در این شبهاست: نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم. امیرالمؤمنین -صلوات الله علیه- در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بیستویکم از دنیا رفت. صلوات خدا بر او باد! فرمود: غسل [شبهای ماه رمضان] در اول شب انجام میشود و تا پایان شب کافی است.
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى عن منصور بن حازم عن سليمان بن خالد قال: سألت أبا عبد الله ع كم أغتسل في شهر رمضان ليلة قال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قال قلت فإن شق علي قال في إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن شق علي قال حسبك الآن (الکافي، ج4، ص153).
از سلیمان بن خالد نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: شب نوزدهم و شب بیستویکم و بیستوسوم. سلیمان گفت: گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: در شب بیستویکم و بیستوسوم. گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: دیگر بس است!
💠إبراهيم بن إسحاق الأحمري عن جماعة عن ابن فضال عن عبد الله بن بكير عن أبيه بكير بن أعين قال: سألت أبا عبد الله ع في أي الليالي أغتسل في شهر رمضان قال في تسع عشرة و في إحدى و عشرين و في ثلاث و عشرين و الغسل أول الليل قلت فإن نام بعد الغسل قال هو مثل غسل يوم الجمعة إذا اغتسلت بعد الفجر أجزأك (تهذیب الأحکام، ج1، ص373).
از بکیر بن اعین نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای در ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: در نوزدهم، و در بیستویکم، و در بیستوسوم. غسل [این شبها] در اول شب است. گفتم: اگر شخص بعد از غسل به خواب رفت چه؟ فرمود: مانند غسل جعه است. هنگامی که بعد از فجر غسل کردی، برایت کافی است.
@Al_Meerath
◾️ یک جمعه قبل از شب ضربت
... یک جمعه قبل [از شب ضربت علی (ع)]، علی (ع) بر منبر ایستاد و فرمود: «بر زبان پیامبرِ اُمِّی (ص) در میان آنچه مقرَّر شد، این مقرر شد که [خطاب به من فرمود]: "هیچ مؤمنی تو را دشمن نمیدارد و هیچ کافری تو را دوست نمیدارد" و قطعاً زیانکار است کسی که بار گناهی بر دوش کشد و دروغ ببندد. من در شب گذشته در خواب دیدم که شیطانی ضربهای بر من وارد کرد و محاسنم از خون تازهٔ سرم خضاب شد، و این مرا اندوهگین نکرد. [سپس علی (ع) خطاب به خود فرمود:] بدان ای علی! که تو کشته خواهی شد، انشاءالله. پس شقیترینِ آنها چه انتظار میکشد جز اینکه این [محاسن] را با این [خون سر] خضاب کند؟!». سپس دست راستش را بر محاسن خود کشید و بعد بر سرش، و سپس از منبر پایین آمد... (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص35؛ مشابه: شرح الأخبار، ج1، ص159-160).
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، عَنِ الثَّوْرِيِّ... قَالَ: وَأَخْبَرَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيًّا كَانَ يَتَحَرَّى لَيْلَةَ الْقَدْرِ لَيْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ، وَإِحْدَى وَعِشْرِينَ، وَثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ (مصنف عبد الرزاق، ج4، ص251).
سفیان ثوری نقل میکند از امام صادق علیه السلام از پدرشان امام باقر علیه السلام که علی شب قدر را در شب نوزدهم و بیستویکم و بیستوسوم میجست.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ (الکافي، ج4، ص159).
از زراره از امام صادق علیه السلام نقل شده است: تقدیر و برآورد در شب نوزدهم است و محکمکردن در شب بیستویکم و قطعیکردن در شب بیستوسوم.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️ پیشوایی که ز شوق دیدار◼️
◼️ میکند قاتل خود را بیدار ◼️
حدثنا الحسين نا عبد الله نا يوسف بن موسى نا عبيد الله بن موسى قال أخبرنا الحسن بن دينار عن الحسن قال سهر علي عليه السلام في تلك الليلة فقال إني مقتول لو قد أصبحت قال فجاءه مؤذنه بالصلاة فقام فمشى قليلا ثم رجع فقالت له ابنته مر جعدة يصلي بالناس قال لا مفر من الأجل ثم قام فخرج فمر على صاحبه وقد سهر ليله ينتظره قد غلبته عينه فضربه برجله وقال الصلاة فقام فلما رأى عليا ضربه قال الحسن أنى علم هذا (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص28؛ مشابه: شرح الأخبار، ج2، ص430؛ الإرشاد، ج1، ص16).
نقل شده از حسن بصری که گفت: علی (ع) در آن شب بیدار بود و گفت: اگر صبح شود کشته میشوم! مؤذن او برای نماز نزدش آمد. علی کمی پیاده رفت. سپس بازگشت. دخترش [ام کلثوم] بدو گفت: بگو که جعدة [بن هبیرة؛ پسرخواهر علی (ع)] نماز جماعت را بخواند! علی فرمود: فراری از اجل نیست. سپس علی برخاست و بیرون رفت. در راه از کنار قاتل خویش گذر کرد در حالی که تمام شب در انتظار علی بیدار بود و خواب بر چشمانش غلبه کرده بود. علی با پایش بدو زد و گفت: نماز... حسن بصری گفت: علی چگونه این را میدانست؟!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️رهایشان کنید که نوحهخوان هستند
.. الحسن بن كثير عن أبيه وكان أدرك عليا قال خرج علي إلى صلاة الفجر فاستقبله الوز يصحن في وجهه فجعلنا نطردهن عنه فقال دعوهن فإنهن نوائح (مقتل ابن أبي الدنیا، ص27؛ مشابه: فضائل الصحابة لأحمد، ج2، ص560؛ معجم الصحابة للبغوي، ج4، ص366؛ شرح الأخبار، ج2، ص431؛ مروج الذهب، ج2، ص403؛ الإرشاد، ج1، ص17، 321؛ أسد الغابة، ج4، ص102).
نقل شده از حسن بن کثیر احمسی بجلی از پدرش -که علی (ع) را درک کرده بود- که گفت: [در شبی که دشمن خدا ابن ملجم، هنگام نماز صبح به سر شریف علی (ع) ضربت زد] علی (ع) برای نماز صبح بیرون آمد. پس مرغابیها رویاروی او آمده، در پیش روی او صیحه میزدند. ما خواستیم که آنها را دور کنیم. علی (ع) فرمود: رهایشان کنید که نوحهخوان هستند!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️چه بازمیدارد شقیترین آنها را؟!
حدثنا يزيد بن هارون عن هشام بن حسان عن محمد عن عبيدة قال: قال علي: ما يحبس أشقاها أن يجيء فيقتلني، اللهم إني قد سئمتهم وسئموني فأرحني منهم وأرحهم مني (مصنف ابن أبي شیبة، ج21، ص183؛ مشابه: الطبقات لابن سعد، ج3، ص24).
نقل شده از محمد بن سیرین (د. 110ق) از عبیدة بن عمرو (د. 62ق یا پس از آن) که گفت: علی (ع) فرمود: چه بازمیدارد شقیترین آنها را از آن که بیاید و مرا به قتل برساند؟! خداوندا من از ایشان خسته شدم و آنان از من خسته شدند! پس آنها را از من آسوده کن و مرا از آنان آسوده کن!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️بلکه کشته میشوم...
حدثنا عبد الله، حدثني علي بن حكيم الأودي، أخبرنا شريك، عن عثمان بن أبي زرعة، عن زيد بن وهب، قال: قدم على علي قوم من أهل البصرة من الخوارج، فيهم رجل يقال له: الجعد بن بعجة، فقال له: اتق الله يا علي، فإنك ميت. فقال علي: بل مقتول، ضربة على هذا تخضب هذه - يعني لحيته من رأسه - عهد معهود، وقضاء مقضي، وقد خاب من افترى... (مسند أحمد، ط الرسالة، ج2، ص110-111؛ مشابه: مسند أبي داود الطیالسي، ج1، ص133؛ السنة لابن أبي عاصم، ج2، ص447؛ الغارات، ج1، ص66-67؛ المستدرك علی الصحیحین، ط دار المعرفة، ج3، ص143؛ شرح الأخبار، ج2، ص428-429).
نقل شده از زید بن وهب (د. 96ق) که گفت: گروهی از اهل بصره بر علی (ع) وارد شدند؛ در میان آنها کسی از خوارج بوده که نامش جعد بن بعجة بود. او به علی (ع) گفت: از خدا پروا کن ای علی! چه به زودی خواهی مرد! علی (ع) فرمود: بلکه کشته خواهم شد! با ضربتی بر این (یعنی سرش) که این (یعنی لحیهاش) را [از خون] خضاب میکند؛ پیمانی است که بسته شده و قضائی است که قطعی شده است. و البته آنکه دروغ بست، نومید و زیانکار گشت.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️ امّت پیمانشکن
و روى عبد الله بن بكير الغنوي عن حكيم بن جبير قال حدثنا من شهد عليا بالرحبة يخطب فقال في ما قال: أيها الناس إنكم قد أبيتم إلا أن أقول أما و رب السماوات و الأرض لقد عهد إلي خليلي أن الأمة ستغدر بك من بعدي (الإرشاد، ج1، ص284).
نقل شده از امیرالمؤمنین علیه السلام که در رحبه در میان خطبهای فرمود: ای مردم! راهی برایم نگذاشتید جز آنکه [فاش] بگویم: خلیلِ من [محمد (ص)] به من خبر داد که "امت پس از من، به زودی پیمان تو را میشکند"!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️برادر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله
زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى قَالَ: حَدَّثَنَا عُثْمَانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ نُمَيْرٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ، عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْجُهَنِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيًّا، عَلَى الْمِنْبَرِ يَقُولُ: «أنا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ ص، لَا يَقُولُهَا (غَيرِي) إِلَّا كَذَّابٌ مُفْتَرٍ» فَقَالَ رَجُلٌ أَنَا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ ص، فَخُنِقَ فَحُمِلَ (السنن الکبری، ج7، ص432؛ خصائص علي، ص85؛ مشابه: تاریخ دمشق، ج42، ص61).
نقل شده از ابوسلیمان زید بن وهب جهنی (د. 96ق) که گفت: شنیدم از علی (ع) که بر روی منبر میگفت: «من بندۀ خدا و برادر پیامبرش هستم. این سخن را (جز من) نگوید مگوید دروغگویی دروغزن». پس مردی [همانجا] گفت: من بندۀ خدا و برادر پیامبرش هستم! پس گلویش گرفت و افتاد و پیکرش را بیرون بردند.
#افضلیت
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
◼️چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
أخبرنا إبراهيم بن محمد عن جعفر بن محمد عن أبيه أن عليا - رضي الله تعالى عنه - قال في ابن ملجم بعد ما ضربه أطعموه واسقوه وأحسنوا إساره إن عشت فأنا ولي دمي أعفو إن شئت وإن شئت استقدت وإن مت فقتلتموه فلا تمثلوا (الأمّ للشافعي، ج4، ص229).
از ابراهیم بن محمد بن ابییحیی از امام صادق (ع) از امام باقر (ع) نقل شده که علی (ع) پس از آنکه ابن ملجم بر او ضربت زد، دربارۀ ابن ملجم فرمود: او را غذا دهید و سیراب کنید و در اسارت به او به نیکویی رفتار کنید. اگر زنده مندم، خودم ولیّ خونم هستم؛ اگر خواستم عفو میکنم و اگر خواستم درخواست قصاص میکنم. اگر از دنیا رفتم و او را کشتید، او را مُثله نکنید!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا
◼️حدثنا الحسن بن علي حدثنا الهيثم بن أشعث حدثنا أبو حنيفة اليمامي عن عمير بن عبد الملك قال خطبنا علي رضي الله تعالى عنه على منبر الكوفة فأخذ بلحيته ثم قال متى يبعث أشقاها حتى يخضب هذه من هذه (الآحاد والمثاني، ص148).
نقل شده که علی علیه السلام بر منبر مسجد کوفه خطبه گفت. پس لحیهاش را به دست گرفت و فرمود: چه زمانی شقیترین آنها برانگیخته شود و این [= لحیه] را از این [= خون سر] خضاب کند؟
◼️حدثنا سويد بن سعيد، حدثنا رشدين بن سعد، عن يزيد بن عبد الله بن أسامة بن الهاد، عن عثمان بن صهيب، عن أبيه، قال: قال علي، قال لي رسول الله ص: من أشقى الأولين؟ قلت: عاقر الناقة، قال: صدقت، فمن أشقى الآخرين؟ قلت: لا علم لي يا رسول الله، قال: الذي يضربك على هذه، وأشار بيده إلى يافوخه، وكان يقول: وددت أنه قد انبعث أشقاكم فخضب هذه من هذه، يعني لحيته من دم رأسه (مسند أبي یعلی الموصلي، ج1، ص377).
... نقل شده که علی علیه السلام میفرمود: دوست داشتم که شقیترین شما بهپا میخاست پس این (یعنی لحیهاش) را از این (یعنی خون سرش) خضاب میکرد!
@Al_Meerath