eitaa logo
میراث امامان
358 دنبال‌کننده
160 عکس
4 ویدیو
35 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دیوان الشيعة
خُروجُ إِمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ يَقومُ عَلى اِسمِ اللَهِ وَالبَرَكاتِ يُمَيِّزُ فينا كُلَّ حَقٍّ وَباطِلٍ وَيَجزي عَلى النَعماءِ وَالنَقَماتِ فَيا نَفسُ طيبي ثُمَّ يا نَفسُ أَبشِري فَغَيرُ بَعيدٍ كُلُّ ما هُوَ آتِ وَلا تَجزَعي مِن مُدَّةِ الجَورِ إِنَّني أرَى قُوّتي قد آذَنَت بثُباتِ دعبل بن علي الخزاعي قصيدة التائيه لدعبل بن علي محفوظ في مكتبة الملك رقم المخطوط ١٨٠٧/١٣ https://eitaa.com/aldivan
مدارس آيات - جليل الكربلائي.mp3
زمان: حجم: 6.2M
مدارس آیات خلت من تلاوة 🎙 جلیل الکربلائي @Al_Meerath
📕 تجربه‌های معنوی با ریشهٔ شیطانی در احادیث اهل‌بیت (ع) یکی از چالش‌های دیرین در حوزهٔ تجربه‌های معنوی و پدیدارهای عرفانی، مسئلهٔ «اصالت منبع» است. این سؤال همیشه مطرح بوده که اگر یک تجربه (مانند مکاشفه، شنیدن ندای غیبی یا شهود) واقعاً ریشه‌ای فرامادی داشته باشد، آیا لزوماً منشأ آن الهی است؟ یا ممکن است فرستندهٔ این پیام، موجودی شیطانی با هدف گمراه‌سازی باشد؟ در اینجا فارغ از پرداختن به این سؤال کلی، به دنبال نمونه‌هایی از بیان وقوع این امر در احادیث منقول از اهل‌بیت (ع) در امامیه هستیم. سه نمونۀ جالب از این قضیه در احادیث منقول از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) داریم. هر سه نمونه دربارۀ افراد مشهور به غلو است: ابوالخطاب، یونس بن ظبیان، مغیرة بن سعید، و دیگران. نمونۀ یونس بن ظبیان البته خیلی جالب است؛ چون با وجود اشاره‌ای که به خالص‌بودن تجربه‌اش (نبود محتوای شیطانی و صرف دعوت به توحید و نماز) شده، باز هم گفته شده که امام آن تجربه را شیطانی دانستند. 💢 شیطانِ متخصّصِ شبیه‌سازی معنوی! ... احمد بزنطی > علی بن عقبة > عقبة بن خالد گفت: بر ابوعبدالله [صادق] (ع) وارد شدم، سلام کردم و نشستم. امام به من فرمود: «در همین جایی که تو نشسته‌ای، پیش از این ابوالخطاب همراه با هفتاد نفر نشسته بود.... من برای آن‌ها دلسوزی کردم، پس به آن‌ها گفتم: آیا شما را از فضائل مسلمان باخبر نکنم؟ گمان نمی‌کنم حتی کوچک‌ترینِ آن‌ها بود مگر آنکه گفت: بله، فدایت شوم. گفتم: از فضایل مسلمان این است که گفته شود: فلانی قاری کتاب خداست، فلانی بهره‌ای از ورع و پارسایی دارد، و فلانی در عبادت پروردگارش تلاش می‌کند؛ فضائل مسلمان این‌هاست. شما را با ریاست‌ها چه کار؟! همانا مسلمانان یک سر هستند. از (پیروی از) افراد بپرهیزید، چرا که دنباله‌روی از افراد، مایه هلاکت افراد است. چراکه من از پدرم شنیدم که می‌فرمود: شیطانی است که به او "مُذهِب" (زینت‌بخش) می‌گویند؛ او به هر صورتی در می‌آید مگر به صورت پیامبر یا جانشین پیامبر. و من گمان نمی‌کنم جز اینکه او بر رفیق شما (ابوالخطاب) ظاهر شده است؛ پس از او برحذر باشید! سپس به من خبر رسید که آن‌ها همراه ابوالخطاب کشته شدند؛ پس خداوند آنان را دور گرداند و نابود سازد، چرا که در پیشگاه خدا کسی جز فردِ هلاکت‌بار، نابود نمی‌شود (رجال الکشي، 292). 💢 نزول شیاطین بر هفت مدّعی تشیّع ... ابن فضال > داوود بن ابی‌یزید > مردی: ابوعبدالله (ع) دربارۀ این آیه که خداوند می‌فرماید: «هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى‌ مَنْ تَنَزَّلُ‌ الشَّياطِينُ‌ تَنَزَّلُ عَلى‌ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ: آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ بر هر دروغگوی گنهکاری نازل می‌شوند»، فرمود: آن‌ها [در این دوران] هفت نفرند: مغیرة بن سعید، بَنان، صائد، حمزه بن عمارة بربری، حارث شامی، عبدالله بن حارث، و ابوالخطاب (رجال الکشي، 302؛ الخصال، 2/ 402؛ مشابه: رجال الکشي، 290). 💢 ظهور شیطان در قالب جبرئیل (ع)! ... محمد بن عیسی > یونس بن عبدالرحمن گفت: شنیدم مردی از «طیّاره» (گروهی از غلات) در گفتگو با ابوالحسن الرضا (ع) از یونس بن ظبیان نقل کرد: «در یکی از شب‌ها در حال طواف بودم که ناگهان ندایی از بالای سرم آمد که: ای یونس! همانا من الله هستم، معبودی جز من نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من بپا دار! سر بلند کردم و ناگهان دیدم "ج" (جبرئیل) است». پس ابوالحسن (ع) چنان خشمگین شد که نتوانست خود را نگه دارد، سپس به آن مرد فرمود: «از نزد من بیرون برو! لعنت خدا بر تو و بر کسی که این را برایت نقل کرده و هزار لعنت بر یونس بن ظبیان که در پی آن هزار لعنت دیگر باشد؛ که هر لعنتی از آن‌ها تو را به قعر جهنم می‌رساند. گواهی می‌دهم که جز شیطانی بر او بانگ نزده است! بدان که یونس (بن ظبیان) همراه با ابوالخطاب در سخت‌ترین عذاب‌ها است و پیروان آن دو نیز با آن شیطان، همراه فرعون و آل فرعون در شدیدترین عذاب هستند؛ این را از پدرم (ع) شنیدم.» آن مرد از نزد ابوالحسن (ع) برخاست، هنوز ده قدم به سمت در نرفته بود که بر زمین افتاد، بیهوش شد و نجاستِ خود را بالا آورد و او را مرده از آنجا بردند. پس ابوالحسن (ع) فرمود: «فرشته‌ای که در دستش عمودی بود نزد او آمد و چنان بر فرق سرش کوبید که مثانه‌اش (احشاء داخلی‌اش) زیرورو شد تا جایی که نجاستش را بالا آورد و خداوند روحش را به سوی "هاویه" (قعر دوزخ) شتاب داد و او را به رفیقش یونس بن ظبیان که این حرف را برایش گفته بود ملحق کرد؛ و او همان شیطانی را که بر یونس ظاهر می‌شد، دید» (رجال الکشي، 364). @Al_Meerath
💠 قبر محمد بن یعقوب کلینی در بغداد 🔹در دوران حاضر، کلینی مزاری در بغداد دارد که در نزدیکی پل شهداء در منطقۀ شورجه در جوار مدرسۀ مستنصریه در مسجد آصفیه است. دربارۀ این قبر نقل شده که آن را گشودند و جسد سالم او را دیدند (روضات الجنات، 6/ 117؛ طبقات أعلام الشیعة، 1/ 315). در مقابل، با مراجعه به منابع کهن‌تر روشن می‌شود که پیشتر قبر کلینی مفقود شده بوده است. 🔹شیخ طوسی (د. 450ق)، نجاشی (د. 460ق)، و ابن ماکولا (د. 475ق) که هر سه مقیم بغداد بوده‌اند، شخصاً قبر کلینی را نمی‌شناختند و هر سه صرفاً از ابن عبدون (ابن حاشر) (د. 423ق) نقل کرده‌اند که او قبر کلینی را دیده بوده است (فهرست الطوسي، 136؛ فهرست النجاشي، 377؛ الإکمال، 7/ 186). افزون بر این، نجاشی تصریح می‌کند که قبر کلینی پس از آن، از میان رفته است (فهرست النجاشي، 377). میرزا عبدالله افندی (د. 1130ق) نیز تصریح می‌کند که کلینی در بغداد دفن شده ولی این مزار موجود ربطی به او ندارد (ریاض العلماء، 7/ 45). 🔹افزون بر اینکه سابق قبر کلینی مفقود شده بوده، اساساً قبر موجود در نزدیکی مکان قبر سابق هم نیست. چه طوسی و نجاشی، قبر کلینی را در باب کوفۀ بغداد می‌دانند و باب کوفۀ بغداد در جانب غربی بغداد است؛ در حالی که مسجد آصفیه (محل فعلی قبر کلینی) در جانب شرقی بغداد است (مجلة لغة العرب العراقیة، 6/ 612؛ مجلة العرفان، 23/ 543). همچنین «صراة» که محل قبر کلینی در گزارش طوسی و ابن ماکولا دانسته شده بود، نام دو نهر در جانب غربی بغداد است (الکافي، ط دارالحدیث، مقدمة، 39). بنابراین، قبر کلینی نمی‌تواند در مسجد آصفیه (در جانب شرقی) باشد. @Al_Meerath
میراث امامان
💠 قبر محمد بن یعقوب کلینی در بغداد 🔹در دوران حاضر، کلینی مزاری در بغداد دارد که در نزدیکی پل شهداء
🔍 حال سؤال این است که پس آنجا قبر چه کسی است؟ 🔸محمود شکری آلوسی گفته که میان مردم مشهور است که قبر موجود در مسجد آصفیه متعلق به حارث محاسبی است و برخی از شیعیان می‌گویند که آن قبر کلینی است. شکری البته با این دو گمان مخالف است و بر آن است که آنجا قبر المستنصر بالله عباسی است (مساجد بغداد، 30-31). با این حال، شواهدی آورده شده که این قبر نه به محاسبی، و نه به المتسنصر بالله هم تعلق ندارد (مجلة لغة العرب العراقیة، 6/ 181-182). 🔸پیشتر ابن فوطی (د. 723ق) آورده که قاضی عزالدین نیلی (د. 712ق) در دارالقرآن مستنصریه دفن شده است (مجمع الآداب، 1/ 140). محقق کتاب در پاورقی توضیح می‌دهد که این دارالقرآن برپا بوده تا آنکه والی بغداد داود پاشا (د. 1267ق) در بخشی از آن، مسجد آصفیه را بنا می‌کند و قبر قاضی عزالدین نیلی در آنجاست و در آنجا در واقع نه قبر کلینی است و نه قبر محاسبی (مجمع الآداب، 1/ 140، پ1). محقق کتاب همچنین در جای دیگر احتمال می‌دهد که قاضی ابراهیم بن عثمان کلینی در کنار قاضی عزالدین در دارالقرآن دفن شده باشد و بعداً قبر او به محمد بن یعقوب کلینی منسوب شده باشد (مجمع الآداب، 1/ 78، پ3). البته او برای این گمانه شاهدی نمی‌آورد. @Al_Meerath
💢 قبر هارون الرشید و روضهٔ رضوی؛ ضریح امام رضا (ع) در مرکز روضهٔ مطهره قرار ندارد و نزدیک به سمت غربی روضه (مسجد بالاسر) است. این پدیده می‌توان گامی باشد به سمت بازخوانی تاریخ آستان رضوی. در ادامه به علت وقوع این پدیده می‌پردازیم...
🔍 قبر هارون الرشید خلیفۀ عباسی و روضۀ رضوی 🔸قبر امام رضا (ع) بر خلاف معمول قبور ائمه (ع)، در کانون روضۀ مطهره قرار ندارد. ضریح رضوی در وسط روضه نیست بلکه در سمت غربی روضه (نزدیک به مسجد بالاسر) قرار دارد. همچنین قبر امام در داخل ضریح نیز وسط ضریح قرار ندارد و تمایل زیادی به سمت مسجد بالاسر دارد. این وضعیت نشان می‌دهد که قبه با محوریت قبر امام رضا (ع) بنا نشده است. حال سؤال این است که چرا باید قبۀ و روضۀ موجود با محوریت قبر امام بنا نشود؟ پاسخ با رجوع به متون تاریخی روشن می‌شود. هارون الرشید خلیفۀ عباسی ده سال قبل از امام رضا (ع) در این مکان که خانۀ حمید بن قحطبه بود، دفن شده بود (تاریخ الطبري، 8/ 345؛ تاریخ الطبري، 8/ 568). پس ممکن است وجود دو قبر در این قبه، علت کانونی نبودن قبر امام باشد. حال سؤال این است که قبر هارون در کجای قبه وجود داشته؟ 🔸مطابق متون تاریخی، امام رضا (ع) در سمت قبلۀ قبر هارون دفن شدند (عیون أخبار الرضا، 1/ 19، 2/ 244، 248). قبر هارون در پایین پای قبر امام رضا (ع) در سمت شرقی آن و با فاصلۀ حدوداً یک متری از آن قرار داشته است (الثقات، 2/ 327). بر این اساس قبر هارون به کانون قبه نزدیک‌تر است. قبر هارون در میان قرن‌های چهارم تا هشتم در کنار قبر امام رضا (ع) همچنان موجود و شناخته‌شده بوده است (المسالك والممالك، 147؛ صورة الأض، 2/ 434؛ حدود العالم، 115؛ الثقات، 2/ 327؛ الإشارات إلی معرفة الزیارات، 17، 84؛ معجم البلدان، 3/ 259؛ 4/ 49؛ العباب الزاخر، 1/ 137؛ مفرج الکروب، 4/ 60؛ مراصد الاطلاع، 2/ 897). در قرن هفتم شیعیان آن دیار قبر امام رضا (ع) را بسیار تزیین می‌کردند بر خلاف قبر هارون (آثار البلاد، 392). ابن بطوطه (773ق) نیز در سفرنامه‌اش وضعیت دو قبر در قرن هشتم را وصف می‌کند: «مشهدِ گرامی رضا (ع)، بر آن گنبدی بزرگ است و در درون زاویه‌ای قرار دارد و در کنار آن، مدرسه و مسجدی ساخته شده است. همۀ این بناها زیبا و خوش‌ساخت‌اند و دیوارهایشان با کاشی پوشیده شده است. روی قبر رضا (ع)، سکویی از چوب قرار دارد که با صفحات نقره پوشیده شده و بر فرازش چراغدان‌های نقره‌ای آویخته‌اند. آستانۀ درِ گنبد نیز از نقره است و بر درِ آن پرده‌ای از حریر زربافت آویزان است. سراسر آنجا با انواع فرش‌ها مفروش شده است. در مقابل این قبر، قبر هارون‌الرشید... قرار دارد و بر روی آن نیز سکویی است که بر آن شمعدان‌هایی می‌گذارند... و چون شخص رافضی برای زیارت وارد می‌شوند، با پا قبر رشید را لگد می‌کند و بر رضا سلام می‌دهد» (رحلة ابن بطوطة، 3/ 55). در متنی از قرن نهم نیز به قبر هارون الرشید در طوس اشاره شده (الروض المعطار، 399، 400؛ تاریخ الخمیس، 2/ 287)، ولی روشن نیست که این اشاره بر اساس اطلاع فعلی مؤلف بوده یا فقط متکی بر منابع قبلی بوده است. به هر روی، به احتمال زیاد در حدود قرن نهم یا دهم، حذف آثار قبر هارون الرشید انجام گرفته است. 🔸اینکه قبر امام رضا (ع) در مرکز قبۀ فعلی نیست و قبر مفقود هارون به مرکز نزدیک است، نشان می‌دهد که بنای فعلی روضه ریشه در بنای اولیۀ قرن دومی-سومی دارد؛ چون از قرن سوم به بعد قبر امام رضا (ع) -بر خلاف قبر هارون- به عنوان مزار در کانون توجه بوده (نمونه: الثقات لابن حبان، 8/ 457؛ عیون أخبار الرضا، 2/ 278-288) و قاعدتاً روضه‌ای که بی‌ارتباط با روضۀ قبلی بنا شود، نباید بر محوریت هارون باشد. اینکه با حذف قبر هارون، روضه تغییر مکان نداده، احتمالاً بدین دلیل بوده که در زمان حذف قبر هارون (احتمالاً در قرن نهم یا دهم) بناهای مختلف (مساجد و مدارسی) با محوریت روضۀ رضوی ساخته شده بوده که تخریب و تغییر مکان روضه مستلزم تخریب آن‌ها نیز بوده و این کار میسور نبوده است. همچنین تخریب خود روضه هم دشوار بوده چه می‌دانیم که از قرون گذشته روضۀ رضوی دیوارهای محکم و استواری داشته است (صورة الأرض، 2/ 434). 📌 در نهایت می‌توان گفت با وجود بازسازی‌های مکرر و با وجود اینکه در طول تاریخ چند مرتبه روضۀ رضوی مورد هجوم قرار گرفته (مجلة لغة العرب العراقیة، 6/ 662) همواره باز صورت اولیۀ روضه حفظ شده است. این مسئله که قبر امام رضا (ع) در کانون قبۀ فعلی نیست، شاهد مادی جالبی -در کنار دیگر شواهد- است بر اینکه موقعیت قبر امام رضا (ع) در همان وضعیت اصیلش مانده و بعداً با حذف قبر هارون بروزرسانی نشده تا در وسط قبه قرار بگیرد. @Al_Meerath