ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
کتاب را روی صورتم گذاشته و کف خیابان دراز کشیده بودم؛ زنی از کنارم گذشت و گفت : ( آهای پسرک چرا کف خ
همچون دفعه گذشته دراز کشیده بودم کف کوچه و کتابم روی صورتم بود؛ اما این دفعه نه تنها هیچکس از کنارم رد نشد تا بفهمه با شیرقهوه مست شدم، بلکه اصن شیرقهوه ای در کار نبود
[ فقط من بودم، یک جنازهی زنده که دراز کشیده بود کف خیابان، کتابش روی صورتش بود و بطری آبی که همراهش بود روی زمین پاشیده شده بود.. ]
#Absurd_thoughts
اگر دوست دارید بیاید حرف بزنیم، با اینکه فکر نمیکنم کسی این ناشناس رو پر کنه ولی
https://harfeto.timefriend.net/17111498263310
شاید فقط باید از این اجبارِ نفس کشیدن فرار کرده و برای همیشه از اکسیژنی که زندگی را به من میبخشد دور باشم؟!
خب.. خب..
من برگشتم با یک تقدیمی دیگر پس از مدتهای بسی طولانی؛
اگر از زندانیهای اینجا هستید این پیام رو داخل پیوی بنده @////// و اگر ادمین یک چنل هستید لینک چنل خودتون رو داخل این لینک قرار میدهید و این پیام رو داخل چنلتون فور میکنید.
من خیلی رندوم یک سحابی رو همراه با خصوصیات و ویژگیهاش به شما تقدیم میکنم..
ظرفیت: تکمیل
تاریخ قرارگیری: 1404/11/18
مکان قرارگیری: @taghdimy2
[ از طرف چنل My world ]
#فور