یه اسکیت برد، کوله پشتیِ پارچهای، هدفون رو گوشم و خیابونهایی که بوی حقیقت میدهند!
#Absurd_thoughts
نمیتونم باور کنم که امروز روز آخر این سالِ عجیب و پیچیده و پر از اتفاق است!
امسال با آدمای خیلی مهمی تو زندگیم آشنا شدم، خیلی از آدما رو از دست دادن، خیلی ها رو پس از دست دادن دوباره به دست آوردم و خیلی اتفاقات زیادی برام افتاد..
موجوداتی رو دیدم که نباید میدیدم کسیو دیدم که حکم سرنوشت رو داشت برام، کسی رو دیدم که هیچکس لیاقتش رو نداشت، کسایی رو دیدم که فقط میتونستم تو خارج پیداشون کنم.
آدمایی اومدن تو زندگیم که دوست دارم تا ابد بمونن، عقاید و دیدگاهم نسبت به خیلی چیزها بسی زیاد تغییر کرد. اطلاعاتم نسبت به خیلی از مسئلههای اطرافم بیشتر شد، کتابی که دوست داشتم رو خریدم کتابهایی که دوست داشتم رو از کتابخونه گرفتم و خوندم.. با آدمایی که از شخصیتشون خوشم میومد ارتباط گرفتم و ازشون کلی اطلاعات جدید یاد گرفتم!
یه حرکت بزرگ زدم با نزدیکترین آدم زندگیم بعد فهمیدم اون تا چه اندازه مهم بوده و من قدرش رو نمیدونستم! خیلیها رو از دست دادم، کسانی که فکر میکردم هرگز قرار نیست برن..
ارزش آدمای دورم رو بیشتر دونستم و بیشتر از قبل دایرهی دورم رو محدود کردم.
عیدِ عجیب غریبتون مبارک، و مطمئنم قراره اتفاقات عجیبتری رو در آینده داشته باشیم!
پیش به سوی اتفاقات عجیبتر.....
#Picture
#Absurd_thoughts
#1404