دلم برای زمانی که غرق بودم میانِ سیارهها تنگ شده، برای زمانی که جهانِ دورم پر از شگفتی به نظر میرسید..
من نابینا شدهام یا واقعا دیگر هیچ چیز آن اندازه که باید شگفت انگیز نیست؟! نه.. کاش برمیگشتم به آن زمانی که همه چیز عجیب بود همه چیز زیبا بود همه چیز جالب بود همه چیز کشف نشدنی بود؛ زمانی که من تلاش میکردم تا جهانِ اطرافم را کشف کنم نه حالا که در پوچی و بدبختی غرق شدهام!
برای خودم متأسفم، متأسفم که قادر نیست این شگفتی را ببیند و درک کند..
#Absurd_thoughts