عاشقی از فنا شروع شده
با "به نام خدا" شروع شده
ذکر خیرش همیشه بوده ولی
تازه این ماجرا شروع شده
من شنیدم از آدم و حوّا
ولی از بچّه ها شروع شده
"بچّه های محلّه ی بالا"
از همان پنج تا شروع شده
سالیانی ست قبل دَحوُ الأرض
کار بیتُ الکسا شروع شده
دیدمش جبرئیل را می گفت:
یَک برو و بیا شروع شده
سفره پهن است و أنبیاء جمع اند
محفل أنس با...شروع شده
همه مشغول نذری و خیرات
بر محمّد و آل او صلوات
درد سر پشت درد سر دارد
هر کسی عشق زیر سر دارد
تجربه بارها نشان داده است
عاشقی ربط با جگر دارد
"بی قراری" مسیر معراج است
هر پیمبر به آن نظر دارد
مِی که در خمره بیشتر باشد
مستی اش بیشتر أثر دارد
باید از آن صاحبی شد که
از دل رعیتش خبر دارد
پس به کس دل نمی دهم تا که
حضرت فاطمه پسر دارد
کوری چشم کور می گویم:
بشنود آن که گوش کر دارد
مرتضی های فاطمه عشقند
اوّل و آخرش همه عشقند
قحطی آب بود و در یک آن
از کجا آمد این همه باران
سر یک سفره با غلامانت
می نشستی برای خوردن نان
فکر حال گدات هم بودی
گوئیا بوده است او سلطان
صدقه مخفیانه می بردی
در دل شب برای محرومان
نشده وعده ی بهشتت را
ندهی، خاصّه بر گنه کاران
تا که بر دین مان ضرر نرسد
این همه راه آمدی ایران
و چه خوب است آمدی اینجا
سایه ات مستدام آقا جان
دل ما در تلاطم است آقا
عاشق مشهد و قم است آقا
جز پریدن پری چرا باشد؟
عمر، بی نوکری چرا باشد؟
قدر کافی دلم گرفتار است
صحبت از دیگری چرا باشد؟
کمی از جلوه های من کم کن
جز خودت مشتری چرا باشد؟
کودکی در حرم که گم شد، گفت:
پدر و مادری چرا باشد؟
این حرم خانه ی امام رضاست
پس در اینجا دری چرا باشد؟
بطلب باز هم، زیارتِ من
دفعه ی آخری چرا باشد؟!
چه خبر از برات کرب و بلا
می شود؟ می بری؟ چرا؟ باشد
با امید آمدم به محضرتان
فَتَصَدَّق عَلَیَّ یاسُلطان!
هر دلی که پر از غبار شده
به امید تو رهسپار شده
رزق من در همین زیارت هاست
مشهدم باز برقرار شده؟
مثل اینکه شفا گرفته کسی
در حرم باز إنفجار شده
بس که با رعیتت تو مأنوسی
هر گدا با شما ندار شده
زندگیِ تو مثل أجدادت
بر مدار غم أستوار شده
وقت و بی وقت توی خانه تان
مجلس روضه برگزار شده
گریه آورترین سؤال من است
پلک چشمانتان چه کار شده؟
بوی ماه حسین می آید
کار این دل هم إنتظار شده
بانی روضه های زهرایی!
ای محرّم! چرا نمی آیی؟
"سید باقر سیدی زاده"
#شعر
#مدح_و_مناجات
#امام_رضا
@Arshiv_Gholam
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ:
إِنِّي كُنْتُ أَسْمَعُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) أَكْثَرَ مَا يُلِحُّ بِهِ فِي الدُّعَاءِ عَلَى اللَّهِ بِحَقِّ الْخَمْسَةِ يَعْنِي رَسُولَ اللَّهِ (صلّی اللّه علیه و آله) وَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ (علیهم السّلام).
الكافي، ج2، ص 580
#حدیث
#الکافی
#امام_صادق
@Arshiv_Gholam
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
گزارش تصویری شب شهادت امام جواد (علیه السّلام)
هیأت یارقیه (سلام اللّه علیها)
گلزار شهداء علی بن جعفر (علیه السّلام)
حسینیه حضرت زینب (سلام اللّه علیها)
#عکس
#هیئت_یارقیه
#شهادت_امام_جواد
@Arshiv_Gholam
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیه السّلام):
لَوْ مَاتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ يَكُونَ الْقُرْآنُ مَعِي، وَ كَانَ (علیه السّلام) إِذَا قَرَأَ "مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ" يُكَرِّرُهَا حَتَّى كَادَ أَنْ يَمُوتَ.
الكافي، ج2، ص 602
#حدیث
#الکافی
#امام_سجاد
@Arshiv_Gholam
بیمار می شوم که پرستاری ام کنی
خود را زمین زدم که هواداری ام کنی
گوشم پر از نصیحت و حرف است ای رفیق
من آمدم که رفع گرفتاری ام کنی
گفتی تو سنگ دل شده ای، خب شدم ولی
نزد تو آمدم که قلم کاری ام کنی
أصلاً مرا به چوب أدب بستنت چه بود؟
أصلاً که گفته بود فلک کاری ام کنی؟
نانی ز من بگیری و نانی دگر دهی
بر تو نیامده که دل آزاری ام کنی
رو دست خوردم از همه حتّی ز دست خویش
کی خواستم که کاسب بازاری ام کنی؟
فریادم از قلیلی آب و طعام نیست
من جار می زنم که شبی جاری ام کنی
با من دوباره قصۀ شاه و گدا مخوان
حیف است صرف غُصّه ی تکراری ام کنی
من إختیار خویش به دست تو داده ام
حیف است وقف آتش إجباری ام کنی
فردا بیا و نامه ی ما را به آب ده
زآن پیش تر که مجرم طوماری ام کنی
أوقات خویش ز ناله ام إعلام می شوند
وقتش رسیده ساعت دیواری ام کنی
دعوای ما به قوت خود باقی است و باز
من بر همان سرم که سحر یاری ام کنی
"محمد سهرابی"
#شعر
#مناجات
#محمد_سهرابی
@Arshiv_Gholam
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصٍ قَالَ سَمِعْتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ (علیه السّلام) يَقُولُ لِرَجُلٍ:
أَ تُحِبُّ الْبَقَاءَ فِي الدُّنْيَا؟ فَقَالَ نَعَمْ، فَقَالَ وَ لِمَ؟ قَالَ لِقِرَاءَةِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، فَسَكَتَ عَنْهُ فَقَالَ لَهُ بَعْدَ سَاعَةٍ يَا حَفْصُ مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِيَائِنَا وَ شِيعَتِنَا وَ لَمْ يُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِي قَبْرِهِ لِيَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ، فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ آيَاتِ الْقُرْآنِ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يَرْقَى، قَالَ حَفْصٌ فَمَا رَأَيْتُ أَحَداً أَشَدَّ خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ مِنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (علیه السّلام) وَ لَا أَرْجَى النَّاسِ مِنْهُ، وَ كَانَتْ قِرَاءَتُهُ حُزْناً فَإِذَا قَرَأَ فَكَأَنَّهُ يُخَاطِبُ إِنْسَاناً.
الكافي، ج2، ص 606
#حدیث
#الکافی
#امام_کاظم
@Arshiv_Gholam
دواى درد بى تابى در اين زندان به جز تب نيست
كسى بين غل و زنجير مثل من معذّب نيست
كسى غير از دو زندانبان سراغ از من نمي گيرد
ميان آسمان من ستاره نيست، كوكب نيست
غروبى گريه مي كردم، به ياد دخترم بودم
اگر نامه ندادم غير خون اينجا مرّكب نيست
پَر زخمى، دل مضطر، غل و زنجير، جاى تنگ
همه اين ها به جاى خود، نگهبان هم مؤدّب نيست
به كه گويم سر سجاده ام خيلي كتك خوردم؟
كه اين سان ناجوانمردی ميان هيچ مذهب نيست
خلاصه اين كه اين شب ها نگهبان بدي دارم
كه حتّي دست بردار از سر من نيمه شب نيست
لگد خوردم، زمين خوردم، دمادم خون دل خوردم
ولي اين چارده سالم، چنان يك روز زينب نيست
نگهبان زد مرا أمّا، نگهبان داشت ناموسم
زنى از خاندانم پا برهنه پشت مركب نيست
كسى معصومه من را به بزم مِى نخواهد برد
شرابى نيست، دستي نيست، چوبى بر روى لب نيست
تنى دور از وطن دارم، ولى چندين كفن دارم
شبيه جدّ عطشانم، تن من نا مرتّب نيست
"محمّد جواد پرچمی"
#شعر
#روضه
#امام_کاظم
@Arshiv_Gholam
صیغة تفضیل، بر حسب ظهور أوّلیّه عرفی، إطلاق دارد و منحصراً برتری یک فرد را بر سایر أفراد إدّعا میکند؛ یعنی اگر ما بودیم و این لفظ، آن را بر أفضلیّت إنحصاری حمل می کنیم؛ أمّا وقتی با کثرت إستعمالاتِ مخالفِ این ظهور أوّلیّه مُواجه می شویم، ظهور إستعمالی جدیدی برای ما شکل می گیرد و توقّع ما از این صیغة کمتر می شود؛ گویی این کلمه، وضع و کاربردی جدید یافته و حقیقت شرعی پیدا کرده است.
استاد عالم زاده نوری
استنباط حکم أخلاقی از متون دین و أدلّة لفظی، ج1، ص 231
#کتاب
#استنباط_حکم_اخلاقی
#استاد_عالم_زاده_نوری
@Arshiv_Gholam