eitaa logo
اسناد المصائب
3.1هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
312 ویدیو
42 فایل
﴾﷽﴿ 🕌امام رضا(علیه السلام) : «مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا كَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا يَوْمَ القِيَامَةِ» 📚أمالی شیخ صدوق، ص۷۳ ✍ارائه ی مصائب و مراثی اهل بیت(علیهم السلام) @hosseinifazel نشر و کپی بدون ذکر منبع🚫 📚کانال تاریخ اسلام : @TarikhEslam
مشاهده در ایتا
دانلود
آنان نیز به خاطر این پیروزی به یزید تبریک می گفتند. در این هنگام اسراء را وارد مجلس یزید کردند و یزید نیز در حالی که شراب می نوشید، بر روی تخت خود نشسته بود. 📋《فَوُضِعَ بَينَ يَدَيهِ فِی طَسْتٍ مِن ذَهَبِ وَجَعَلَ یَضرِبُ بِقَضیبِ فِی یَدِه عَلَی ثَنَایَاهُ》 ♦️سر مبارک امام حسین(ع) جلوی او در طشت طلا قرار داده شد، وآن لعین با چوپ، بر میان دو لب مبارک امام حسین(ع) می زند و جام شراب را گرفته بود و پی در پی می‌نوشید. 📋《ثُمَّ صَبَّ فَضْلَتَهُ عَلَى مَا یَلِی الطَّسْتَ مِنَ الْأَرْض》 ♦️آن‌گاه باقی مانده آن‌را در کنار طشتى که سر بریده امام حسین(ع) در آن بود بر زمین می‌ریخت.(۵) بعد از مجلس یزید؛ 📋《ثُمَّ إِنَّ يَزِيدَ لَعَنَهُ اللَّهُ أَمَرَ بِنِسَاءِ الْحُسَيْنِ(ع) فَحُبِسْنَ مَعَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) فِي مَحْبِسٍ لَا يُكِنُّهُمْ مِنْ حَرٍّ وَ لَا قَرٍّ حَتَّى تَقَشَّرَتْ وُجُوهُهُمْ [مِن حَرِّ الشَّمسِ]》 ♦️یزید دستور داد، خانواده ی امام حسین(ع) را با امام سجاد(ع) زندانی کردند، زندان چنان بود که آنان را از گرما و سرما، نگاه نمی داشت تا آنجا که صورتهای آنان پوست انداخت.(۶) یزید بعدها تصمیم گرفت اهل بیت(س) را به مدینه بازگرداند، امام سجاد(ع) سه چیز را از یزید درخواست نمود. 📋《الْأُولَى أَنْ تُرِيَنِي وَجْهَ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ وَ أَبِيَ الْحُسَيْنِ(ع) فَأَتَزَوَّدَ مِنْهُ》 ♦️اول آن که سر مقدس پدرم حسین(س) را بدهی تا آن صورت نازنین را ببینم.  📋《وَ الثَّانِيَةُ أَنْ تَرُدَّ عَلَيْنَا مَا أُخِذَ مِنَّا》 ♦️دوم آن که اموالی را که از ما غارت شده است به ما باز پس داده شود. 📋《وَ الثَّالِثَةُ إِنْ كُنْتَ عَزَمْتَ‏ عَلَى قَتْلِي أَنْ تُوَجِّهَ مَعَ هَؤُلَاءِ النِّسْوَةِ مَنْ يَرُدُّهُنَّ إِلَى حَرَمِ جَدِّهِنَّ(ص)》 ♦️سوم آنکه اگر تصمیم به کشتن من داری شخص امینی را معین کن تا این زنها را به مدینه برساند. یزید گفت : 📋《أَمَّا وَجْهُ أَبِيكَ فَلَنْ تَرَاهُ أَبَداً وَ أَمَّا قَتْلُكَ فَقَدْ عَفَوْتُ عَنْكَ وَ أَمَّا النِّسَاءُ فَمَا يَرُدُّهُنَّ غَيْرُكَ إِلَى الْمَدِينَةِ وَ أَمَّا مَا أُخِذَ مِنْكُمْ فَأَنَا أُعَوِّضُكُمْ عَنْهُ أَضْعَافَ قِيمَتِهِ》 ♦️اول آن که صورت پدرت را هرگز نخواهی دید. دوم آنکه من تو را عفو کردم و از کشتنت درگذشتم و زنان را کسی جز تو به مدینه باز نمی گرداند و اما اموالی که از شما برده اند من در عوض چندین برابر قیمت آن را به شما می پردازم.  امام(ع) فرمود : 📋《أَمَّا مَالُكَ فَلَا نُرِيدُهُ وَ هُوَ مُوَفَّرٌ عَلَيْكَ وَ إِنَّمَا طَلَبْتُ مَا أُخِذَ مِنَّا لِأَنَّ فِيهِ مِغْزَلَ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ(ص) وَ مِقْنَعَتَهَا وَ قِلَادَتَهَا وَ قَمِيصَهَا فَأَمَرَ بِرَدِّ ذَلِكَ ثُمَّ أَمَرَ بِرَدِّ الْأُسَارَى وَ سَبَايَا الْحُسَيْنِ(ص) إِلَى أَوْطَانِهِنَّ بِمَدِينَةِ الرَّسُولِ(ص)》 ♦️ما از اموال تو چیزی نمی خواهیم و بگذار از اموالت چیزی کم نشود، ولی ما اموال غارت شده خود را می خواهیم. زیرا بافته های مادرم فاطمه(س) دختر محمد(ص) و مقنعه و گردنبند و پیراهن او در میان آنهاست.  سپس یزید دستور داد آن اموال را به آنان بازگرداندند.(۷) 5⃣در مدینه :👇 پس از آنکه بشیر بن حذلم، خبر رسیدن کاروان اسرای کربلا را به مردم مدینه داد، مردم یک پارچه گریان به استقبال کاروان شتافتند، امام سجاد(ع) با دست خود آنها را ساکت کرد. آن‌گاه چنین خطبه خواند :  📋《..أَيُّهَا الْقَوْمُ إِنَّ اللَّهَ وَ لَهُ الْحَمْدُ ابْتَلَانَا بِمَصَائِبَ جَلِيلَةٍ وَ ثُلْمَةٍ فِي الْإِسْلَامِ عَظِيمَةٍ قُتِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ(ع) وَ عِتْرَتُهُ وَ سُبِيَ نِسَاؤُهُ وَ صِبْيَتُهُ وَ دَارُوا بِرَأْسِهِ فِي الْبُلْدَانِ مِنْ فَوْقِ عَامِلِ السِّنَانِ وَ هَذِهِ الرَّزِيَّةُ الَّتِي لَيْسَ مِثْلُهَا رَزِيَّةً أَيُّهَا النَّاسُ فَأَيُّ رِجَالاتٍ مِنْكُمْ يُسَرُّونَ بَعْدَ قَتْلِهِ أَمْ أَيُّ فُؤَادٍ لَا يَحْزُنُ مِنْ أَجْلِهِ أَمْ أَيَّةُ عَيْنٍ مِنْكُمْ تَحْبِسُ دَمْعَهَا وَ تَضَنُّ عَنِ انْهِمَالِهَا؟》 ♦️ای مردم، اباعبدالله(ع) و عترت او کشته شدند و زنانش اسیر، و سر مقدس او را بالای نیزه در شهرها گرداندند، و این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.  ای مردم! پس از این مصیبت، کدام یک از مردان شما دلشاد خواهد بود؟ کدام دلی است که از غم و اندوه خالی بماند و کدام چشمی که از ریختن اشک خودداری کند؟(۸) {وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ} 📚منابع : ۱)الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۹۴ ۲)المنتظم فی التاریخ ابن جوزی، ج۵، ص۳۴۱ ۳)الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۱۶ ۴)اقبال الاعمال ابن طاووس، ج۳، ص۸۹ ۵)امالی شیخ صدوق، ص۱۶۵ ۶)امالی شیخ صدوق، ص۱۶۸ ۷)اللهوف سید بن طاووس، ص۱۹۵ ۸)اللهوف سید بن طاووس، ص۲۰۰ @AsnadolMasaeb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴 ✍ 8️⃣3️⃣ 👤 👥 @AsnadolMasaeb
🔹《اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَا مَن دَفَنَهُ اَهلُ القُرَی》🔹 ✅در مقاتل آمده است که بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام)، در دو جا پرندگانی سفید رنگ بر روی پیکر مطهر ایشان در حال پرواز بودند : 1⃣مورد اول : بر روی راس بریده ی امام حسین(علیه السلام) : 👇 «عیوف زن خولی» می گوید : بعد از آنکه خولی سر مبارک امام حسین(علیه السلام) را از کربلا آورد، آن را در درون طشت قرار داد و من هنگامی که شبانه از بستر خويش برخاستم و كنار آن طشت كه سر مقدّس را در آنجا نهان كرده بود نشستم و در آنجا مجلس سوگوارى بر پا داشتم و گريستن را آغاز كردم. در این هنگام؛ 📋《فَوَ اللَّهِ مَا زِلْتُ أَنْظُرُ إِلَى نُورٍ مِثْلِ‏ الْعَمُودِ يَسْطَعُ‏ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْإِجَّانَةِ وَ رَأَيْتُ طُيُوراً بِيضاً تُرَفْرِفُ حَوْلَهَا》 ♦️به خداى سوگند كه در همان هنگام مى‏ ديدم كه نورى تابناك و فروغى زيبا مانند ستون نورانی، از آسمان به سوى طشت مى‏ تابد و پرندگان سفید رنگ و زيبايى بر گرداگرد آن طشت در حال پروازند.(۱) 2⃣مورد دوم : بر پیکر مطهر امام حسین(علیه السلام) و پیکر پاک شهدای کربلا :👇 ابن شهر آشوب می نویسد : 📋《وَ دَفَنَ‏ جُثَثَهُمْ‏ بِالطَّفِّ أَهْلُ الْغَاضِرِيَّةِ مِنْ بَنِي أَسَدٍ بَعْدَ مَا قَتَلُوهُ بِيَوْمٍ وَ كَانُوا يَجِدُونَ لِأَكْثَرِهِمْ قُبُوراً وَ يَرَوْنَ طُيُوراً بَيْضَاءَ》 ♦️ساکنان غاضریه از قبیله بنی ‌اسد پیکرهاى امام حسین(ع) و یاران ایشان را یک روز پس از شهادتشان در طَفّ به خاک سپردند و براى بیشتر آن ها قبرهاى آماده‌ اى می ‌دیدند و پرندگان سفیدى را نیز مشاهده می ‌کردند که بر روی آنان در حال پرواز بودند.(۲) {وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ} 📝شعر : آتش چقدر رنگ پریده‌ست در تنور امشب مگر سپیده دمیده‌ست در تنور؟ این ردّ پای قافلهٔ داغ لاله‌هاست؟ یا خون آفتاب چکیده‌ست در تنور؟! این گل‌خروش کیست که یک‌ریز و بی‌امان شیپور رستخیز دمیده‌ست در تنور؟ چون جسم پاره پارهٔ در خون تپیده‌اش فریاد او بریده بریده‌ست در تنور از دودمان فتنهٔ خاکستری، خسی خورشید را به شعله کشیده‌ست در تنور جز آسمان ابری این شام کوفه‌سوز خورشیدِ سر بریده که دیده‌ست در تنور؟ دنبال طفل گمشده انگار بارها با آن سرِ بریده دویده‌ست در تنور! 👤مجاهدی 📚منابع : ۱)مثیرالاحزان ابن نما حلی، ص۸۵ ۲)مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۱۲ @AsnadolMasaeb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸🔶《اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا سَکِیِنَةَ بِنْتَ حُسَینِ بنِ عَلِیِّ(عَلیهما السّلامُ)》🔶🔸 ✅هنگامی که حضرت سکینه(سلام الله علیها) دختر امام حسین(علیه السلام) پس از ماجرای کربلا، به صورت اسیر با همراهان وارد شام شد، در عالم خواب، خواب طولانی دید که در فرازی از آن می فرماید : ناگاه دیدم پنج سراپرده از نور از آسمان به زمین نشست، و پنج زن ارجمند از میان آنها خارج شدند و به سوی من آمدند، پرسیدم : این بانوان کیستند؟ شخصی که معرفی می کرد گفت : اولی حوّاء مادر بشر، دومی آسیه دختر مزاحم، سومی مریم دختر عمران، چهارمی خدیجه دختر خویلد است! پرسیدم این زن پنجم کیست که دست هایش را بر سر نهاده، گاهی از شدت ناراحتی بر زمین می افتد و گاهی بر می خیزد؟ گفت : این فاطمه(س) دختر محمد مصطفی(ص) مادر پدرت می باشد. با خود گفتم : سوگند به خدا! من به حضورش می روم و تمام حوادثی را که برای ما پیش آمده به اطلاع او می رسانم، با شتاب و سرعت نزد او رفتم تا به او رسیدم و در پیش رویش در حالی که گریه می کردم ایستادم و گفتم : 📋《یَا أُمَّتَاهُ! جَحَدُوُا وَاللهِ حَقَّنَا! یَا أُمَّتَاهُ! بَدَّدَوُا وَاللهِ شَملَنَا! یَا أُمَّتَاهُ! اِستَبَاحُوُا وَاللهِ حَرِیمَنَا! یَا أُمَّتَاهُ! قَتَلُوُا وَاللهِ الحُسَینَ(ع) أَبَانَا》 ♦️مادر جان! سوگند به خدا حق ما را انکار کردند. مادر جان! سوگند به خدا جمع ما را پراکنده ساختند. مادر جان! سوگند به خدا حریم حرمت ما را شکسته و مباح نمودند. مادر جان! سوگند به خدا پدرمان حسین(علیه السلام) را کشتند. سپس حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود : 📋《کَفِّی صَوتَکِ یَا سَکِیِنَه! فَقَد قَطَّعتِ نِیاطَ قَلبِی وَ اقرَحتِ کَبدِی! هَذَا قَمِیصُ اَبیِکِ الحُسَینِ(ع)، لَا یُفارِقُنِی حَتَّی اَلقَی اللهَ بِهِ》 ♦️سکینه جان! دیگر سخن نگو، زیرا رگ قلبم را پاره کردی و جگرم را شعله ور نمودی، این پیراهن پدرت حسین(ع) است، که از من جدا نخواهد شد تا با آن خدا را ملاقات کنم.(۲) وقتی کاروان اسراء از شام به مدینه رسیدند، حضرت سکینه(س) خطاب به قبر مطهر حضرت رسول اکرم(ص) عرضه داشت : 📋《يَا جَدَّاهُ! إِلَيكَ المُشتَكَى مِمَّا جَرَى عَلَينَا، فَوَاللهِ مَا رَأَيتُ أَقسَى مِن يَزِيدَ وَ لَا رَأيتُ كَافِرَاً وَ لَا مُشرِكَاً شَرَّاً مِنهُ وَ لَا أَجفَى وَ أَغلَظُ》 ♦️اى جَدَّا! از مصایبى که بر ما گذشت به تو شکایت مى کنم. به خدا سوگند، من سنگ دل تر، جفا کارتر و خشن تر از یزید ندیدم و هیچ کافر و مشرکى را بدتر از او سراغ ندارم! 📋《فَلَقَدْ کانَ یَقْرَعُ ثَغْرَ اَبی بِمِخْصَرَتِهِ وَ هُوَ یَقُولُ : کَیْفَ رَاَیْتَ الْضَّرْبَ یا حُسَیْنُ(ع)؟!》 ♦️او با چوب دستى اش به دندان پدرم مى زد و مى گفت : ضربه ها چگونه است اى حسین(ع)؟!(۳) {وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ} 📝شعر : گوشه ای با دردهای خویش خلوت می کند چشم هایش را انیس اشک غربت می کند در خلال هق هق بی انتهای هر شبش شرحه شرحه از غم دوری حکایت می کند بانوی غم ها، سکینه، یادگار کربلا یک به یک ما را به بزم روضه دعوت می کند عالم و آدم به هم می ریزد از فرط عزا تا که خاتون حرم شرح مصیبت می کند 👤شبرنگ 📚منابع : ۱)مثیر الاحزان ابن نما حلی، ص۱۰۵ ۲)اللهوف سید بن طاووس، ص۱۸۹ ۳)مقتل الحسین(ع) مقرّم، ص۳۷۶ @AsnadolMasaeb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴 ✍ 0️⃣4️⃣ 👤 @AsnadolMasaeb
🔸🔶《اَلسَّلامُ عَلَيْكَ یَا سَیِّدَالشُّهَدَاءِ(علیه السلام)》🔶🔸 ✅در طول تاریخ مرقد مطهر امام حسین(ع) بارها و بارها توسط جنایتکاران بنی عباس مورد تخریب واقع شده است. و اوج این تخریبها در زمان خلافت متوکل عباسی(از سال۲۳۲ تا سال ۲۴۷) می باشد. علت تخریب، اجتماع عظیم طرفداران اهل بیت(ع) در آنجا و بیم متوکل از این اجتماع بود. در مهترین تخریب، متوکل شخصی به نام ابراهیم دیزج را برای این کار اعزام کرد تا بقعه مقدس امام حسین(ع) را تخریب کند. ابراهیم دیزج بنا به دستور متوكل قبر امام حسین(ع) را تخریب كرد، چرا كه هیچ یك از مسلمانان حاضر به تخریب قبر نبودند و این كار تنها بدست دیزج كه یهودی الاصل بود انجام گرفت. 👤شیخ طوسی می نویسد : ابراهيم ديزج نقل می کند؛ 📋《بَعَثَنِي المُتَوَكِّلُ إلى كَربَلاءَ لِتَغييرِ قَبرِ الحُسَينِ(ع) وكَتَبَ مَعي إلى جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَمّارٍ القاضي، اُعلِمُكَ أنّي قَد بَعَثتُ إبراهيمَ الدّيزَجَ إلى كَربَلاءَ، لِنَبشِ قَبرِ الحُسَينِ(ع)! فَإِذا قَرَأتَ كِتابي فَقِف عَلَى الأَمرِ حَتّى تَعرِفَ فَعَلَ أو لَم يَفعَل》 ♦️متوكّل، مرا براى تغيير دادن قبر حسين بن علی(ع) فرستاد و نامه اى را كه براى جعفر بن محمّد بن عمّار قاضى فرستاده بود، با من همراه كرد كه در آن نوشته بود : تو را از روانه كردن ابراهيم ديزج به كربلا براى نبش قبر حسين(ع) آگاه مى كنم، وقتی نامه ام را خواندى، به این امر سركشى كن. ديزج مى گويد : جعفر بن محمّد بن عمّار، نامه را به من نشان داد و من فرمان او را به انجام رساندم و نزد او آمدم. جعفر به من گفت : چه كردى؟ گفتم : آنچه را فرمان داده بودى، انجام دادم، امّا چيزى نيافتم. او به من گفت : آيا خوب گود كردى؟ گفتم : چنين كردم و چيزى نديدم. او هم به خليفه نوشت : 📋《إنَّ إبراهيمَ الدّيزَجَ قَد نَبَشَ، فَلَم يَجِد شَيئاً، وأمَرتُهُ فَمَخَرَهُ بِالماءِ وَ كَرَبَهُ بِالبَقَرِ》 ♦️ابراهيم ديزج، نبش قبر كرده و چيزى نيافته است و به او فرمان داده ام و او قبر را به آب بسته و با گاو، شيار انداخته است. ابو على عمّار مى گويد : بعدها ابراهيم ديزج این ماجرا را برايم نقل کرد. او به من گفت : من در آن روز فقط با غلامان ويژه ام رفته بودم. 📋《وَ إنّي نَبَشتُ فَوَجَدتُ بارِيَةً جَديدَةً وعَلَيها بَدَنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ(ع) وَ وَجَدتُ مِنهُ رائِحَةَ المِسكِ فَتَرَكتُ البارِيَةَ عَلى حالَتِها وَ بَدَنُ الحُسَينِ(ع) عَلَى البارِيَةِ وَ أمَرتُ بِطَرحِ التُّرابِ عَلَيهِ و أطلَقتُ عَلَيهِ الماءَ، وأمَرتُ بِالبَقَرِ لِتَمخَرَهُ وتَحرُثَهُ فَلَم تَطَأهُ البَقَرُ، وَ كانَت إذَا جاءَت إلَى المَوضِعِ رَجَعَت عَنهُ》 ♦️من قبر را نبشِ كردم، در آنجا بوريايى نو يافتم كه پيكر حسين(ع) بر آن قرار داشت و بوى مُشك از آن مى آمد. بوريا و پيكر حسين(ع) را بر آن، به همان حال، رها كردم و فرمان دادم تا خاك بر روى آن بريزند و آب را بر آن گشودم و فرمان دادم كه با گاو، آن جا را شيار بيندازند و شخم بزنند. امّا وقتى گاو بر آن جا گام مى نهاد، وقتی به جايگاه [قبر] مى رسيد، از آن جا باز مى گشت! من غلامانم را به خدا و سوگندهاى شديد قسم دادم كه اگر كسى اين ماجرا را ذكر كند، او را خواهم كُشت.(۱) حتی طبق نقلی، هنگام بستن آب در اطراف مرقد، آب به گردش درآمد و قبر را فرا نگرفت و ایستاد که از این جهت، آن ناحیه را حائر نامیدند.(۲) بعد از این جریان، متوکل گروهی از مأموران خود را گرداگرد مرقد و راه‌های منتهی به آن گماشت و زائران را از زیارت قبر بازداشت و آنان را مورد پیگرد قرار داد. در این میان عکس العمل دوستداران اهل بیت متوکل با تخریب بقعه نتوانست از اجتماع طرفداران اهل بیت در کربلا بکاهد، بلکه تردد آنان به کربلا جهت زیارت امام حسین(ع) و منع متوکل تا پایان عمر متوکل ادامه پیدا کرد. شعرا نیز در این باره شعرها سرودند از جمله عبدالله بن رابیه : 📋《تَاللَّهِ انْ كَانَتْ امَيَّةُ قَدْ أتَتْ‌ قَتْلَ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّها مَظْلوماً فَلَقَدْ أتَاهُ بَنُو أبِيهِ بِمِثْلِها هذا لَعَمْرُكَ قَبْرُهُ مَهْدوماً أسِفُوا على‌ أن لَايكونوا شارَ كوا، فِي قَتْلِهِ فَتَتَّبَعُوهُ رَمِيماً》 ♦️به خدا سوگند اگر بنى اميّه فرزند پيغمبر خويش را مظلومانه شهيد كردند. عموزادگان او نيز همان اعمال را تكرار نمودند، اين قبر ويران شده او گواه اين مدعاست. اينها از اينكه در كشتن او شركت نكرده بودند، متأسف بودند و لذا همان معامله را با استخوانهاى پاك حسین(ع) نمودند!(۳) {وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ} 📝شعر : چون به عزا خانه اش، پا نِهی آهسته نِه! بال ملائک بود، فرش عزای حسین(ع) خنده کنان می رود، روز جزا در بهشت هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین(ع) 👤شکوهی 📚منابع : ۱)امالی شیخ طوسی، ص۲۶۵ ۲)ذکری الشیعة شهید اول، ج۴، ص۲۹۱ ۳)بحارالأنوار مجلسی، ج۴۵، ص۳۹۸ @AsnadolMasaeb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴 ✍ 1️⃣4️⃣ 👤 @AsnadolMasaeb