هنر و ادبیات دینی
قسمت اول: زاویه دید
بررسی جایگاه دین در تمام ابعاد بشری، نیازمند زاویه دید کاملاً دینی است. نمیتوان بیرون از ساحت دین ایستاد و مدعی بررسی دقیقو علمی آن شد. در پژوهشهای دینی دو رویکرد وجود دارد: ۱. دروندینی که بررسی از منظر مؤمنان به آن دین است. ۲. بروندینی که بررسی از منظر ناظر بیرونی است و چه بسا ملحد باشد.
خطای اصلی آنجاست که با ادعای بیطرفی، خارج از جهان دین بایستیم و بخواهیم درونیات آن را تحلیل کنیم. این روش -که در مطالعات مستشرقان غربی مشهود است- بر سه پایه استوار است: تجربهگرایی افراطی (محدودکردن حقیقت به امور تجربی)، اروپامحوری (برتریطلبی نژادی غرب) اومانیسم سکولار (تحمیل تفسیرهای بشری بر مفاهیم الهی)
این مستشرقان با «عقل معاش» به سراغ معارفی رفتهاند که نیازمند «عقل معاد» است. قرآن آنان را چنین توصیف میکند: «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» (روم:۷)
ریشههای تاریخی این انحراف مربوط به امروز و دیروز نیست. از همان زمان قابیل که طاغی شد و برادرش هابیل را شهید کرد، انسان مستکبر به دنبال آن بود که کارهای غلطش را توجیه کند و سهم خدا را از زندگی دنیایی کم کند. این طغیان در دوران مدرنیته ابتدا با تجربهگرایی آغاز شد و در قرن بیستم به نظریهای مانند ابطالپذیری پوپر رسید که حتی ریاضیات و دین را هم از دایره «علم» خارج کردند. این نگرش که از برتریجویی نژادی اروپایی (اروپامرکزی) سرچشمه میگیرد، انسان غربی را محور جهان میداند. نمونه عینی آن، تحمیل مفاهیمی مانند «برابری جنسیتی سکولار» به جوامع است.
حال اگر بخواهی تاریخچه دین را از منظر قرآنی ببینیم، میدانیم که حضرت آدم (علیهالسلام)-نه تنها اولین انسان که جانشین خدا بر روی زمین است. حضرت آدم محصول تکامل داروینیستی نیست. خلیفه الهی است: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» (بقره:۳۰)
هدف بعثت حضرت آدم (علیهالسلام)-طبق آیه ۲۵ حدید- استقرار قسط در تمام شئون زندگی است، نه صرف امور فردی. هرچند نظریه تکامل با روایت دفعی آفرینش ناسازگار به نظر میرسد، فقدان فسیلهای واسط، امکان تطبیق آن با استثناء بودن آدم(علیهالسلام)-را باقی میگذارد.
انسان ابتدا موحد آفریده شد، اما به مرور منحرف گشت. از همان زمان شهادت جناب هابیل تا نمرودها و فرعونها. خدا بارها و بارها این انحرافات را به درخواست انبیائش پاکسازی کرد. مانند: طوفان نوح و عذاب قوم عاد و ثمود. بهترین فرصت بشر برای رهایی از این انحراف هم در دوره ۲۵۰ ساله حضور ائمه (علیهمالسلام) بود که انسان از سقیفه تا کربلا و غیبت کبری همه و همهاش را از دست داد.
در نهایت هنر دینی هم بخشی از تاریخچه دین است. از همان ابتدا هنر دینی وجود داشته است. بعدا است که هنر غیردینی و هنرضددینی به وجود آمده است. هنر اصیل وسیلهای برای تجلی جمال الهی است. حضرت آدم (علیهالسلام)-در همه ابعاد جانشین خدا بود. چه کسی بهتر از نبی خدا میتواند این هنر را انجام دهد؟ اما انسان تجربهگرا، با معیارهای اروپامحور خود، آن را از دایره هنر خارج میکند یا در بهترین حالت ان را وجودش را بعد از وجود هنر غیردینی میداند.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
هنر و ادبیات دینی
قسمت اول: زاویه دید
بررسی جایگاه دین در تمام ابعاد بشری، نیازمند زاویه دید کاملاً دینی است. نمیتوان بیرون از ساحت دین ایستاد و مدعی بررسی دقیقو علمی آن شد. در پژوهشهای دینی دو رویکرد وجود دارد: ۱. دروندینی که بررسی از منظر مؤمنان به آن دین است. ۲. بروندینی که بررسی از منظر ناظر بیرونی است و چه بسا ملحد باشد.
خطای اصلی آنجاست که با ادعای بیطرفی، خارج از جهان دین بایستیم و بخواهیم درونیات آن را تحلیل کنیم. این روش -که در مطالعات مستشرقان غربی مشهود است- بر سه پایه استوار است: تجربهگرایی افراطی (محدودکردن حقیقت به امور تجربی)، اروپامحوری (برتریطلبی نژادی غرب) اومانیسم سکولار (تحمیل تفسیرهای بشری بر مفاهیم الهی)
این مستشرقان با «عقل معاش» به سراغ معارفی رفتهاند که نیازمند «عقل معاد» است. قرآن آنان را چنین توصیف میکند: «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» (روم:۷)
ریشههای تاریخی این انحراف مربوط به امروز و دیروز نیست. از همان زمان قابیل که طاغی شد و برادرش هابیل را شهید کرد، انسان مستکبر به دنبال آن بود که کارهای غلطش را توجیه کند و سهم خدا را از زندگی دنیایی کم کند. این طغیان در دوران مدرنیته ابتدا با تجربهگرایی آغاز شد و در قرن بیستم به نظریهای مانند ابطالپذیری پوپر رسید که حتی ریاضیات و دین را هم از دایره «علم» خارج کردند. این نگرش که از برتریجویی نژادی اروپایی (اروپامرکزی) سرچشمه میگیرد، انسان غربی را محور جهان میداند. نمونه عینی آن، تحمیل مفاهیمی مانند «برابری جنسیتی سکولار» به جوامع است.
حال اگر بخواهی تاریخچه دین را از منظر قرآنی ببینیم، میدانیم که حضرت آدم (علیهالسلام)-نه تنها اولین انسان که جانشین خدا بر روی زمین است. حضرت آدم محصول تکامل داروینیستی نیست. خلیفه الهی است: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» (بقره:۳۰)
هدف بعثت حضرت آدم (علیهالسلام)-طبق آیه ۲۵ حدید- استقرار قسط در تمام شئون زندگی است، نه صرف امور فردی. هرچند نظریه تکامل با روایت دفعی آفرینش ناسازگار به نظر میرسد، فقدان فسیلهای واسط، امکان تطبیق آن با استثناء بودن آدم(علیهالسلام)-را باقی میگذارد.
انسان ابتدا موحد آفریده شد، اما به مرور منحرف گشت. از همان زمان شهادت جناب هابیل تا نمرودها و فرعونها. خدا بارها و بارها این انحرافات را به درخواست انبیائش پاکسازی کرد. مانند: طوفان نوح و عذاب قوم عاد و ثمود. بهترین فرصت بشر برای رهایی از این انحراف هم در دوره ۲۵۰ ساله حضور ائمه (علیهمالسلام) بود که انسان از سقیفه تا کربلا و غیبت کبری همه و همهاش را از دست داد.
در نهایت هنر دینی هم بخشی از تاریخچه دین است. از همان ابتدا هنر دینی وجود داشته است. بعدا است که هنر غیردینی و هنرضددینی به وجود آمده است. هنر اصیل وسیلهای برای تجلی جمال الهی است. حضرت آدم (علیهالسلام)-در همه ابعاد جانشین خدا بود. چه کسی بهتر از نبی خدا میتواند این هنر را انجام دهد؟ اما انسان تجربهگرا، با معیارهای اروپامحور خود، آن را از دایره هنر خارج میکند یا در بهترین حالت ان را وجودش را بعد از وجود هنر غیردینی میداند.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نکته شماره ۱۳۸
آندره دوباره میگوید: نویسندگی را رها نکنید. در ده سال اول نویسندگی خیلی راحت میشود از نویسندگی دست کشید
نوشتن سه کتاب در پنج سال هیچ تضمینی نمیدهد که پنج سال بعد هم همچنان نویسنده باشید.
اگر میخواهید همیشه نویسنده باشید، بنویسید. هر روز بنویسید. حتی اگر چیزی که مینویسید کم باشد باز هم از هیچ بهتر است. حتی اگر خودتان یا دیگران بگویید آنچه که نوشتید کم است و بیشتر شبیه نوک زدن به کلمات است تا نوشتن، باز هم آن را بنویسید.
سیصد کلمه معادل یک صفحه است. خودتان را عادت بدهید حداقل روزی ۳۰۰ کلمه بنویسید. با خودتان روراست باشید؛ اگر نمیتوانید هر روز حداقل یک صفحه بنویسید، عطای نویسندگی حرفهای را به لقایش ببخشید.
پ.ن: معلوم است در برخی روزهای زندگی حوادث غیرمترقبه برایمان دخ میدهد و مانع نوشتن هر روزه میشود. لطفا به ذهن کمالگرایتان بگویید چنین روزهایی را استثناء کند!
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
#هنر_و_ادبیات_دینی
قسمت دوم: تعریف دین
در بررسی هنر و ادبیات دینی، پیشنیاز اساسی، درک دقیقِ خودِ «دین» است. متأسفانه در پژوهشهای این حوزه، عموماً تمرکز بر هنر و ادبیات است و دین بهعنوان مفهوم کلیدی، مغفول میماند. این غفلت ریشه در تصور نادرستی دارد که فکر میکند همه از دین یکسان و به اندازه آگاهی دارند. حال آنکه بدون تعریف جامع از دین، تحلیل آثار هنریِ دینی ناممکن است.
دین در اصطلاح عام، معانی متنوعی چون شریعت، مذهب، قضاوت، و عادت را دربرمیگیرد. قرآن نیز واژه «دین» را در مفاهیمی چون تسلیم در برابر خدا ، روش زندگی، توحید، جزا، قانون، و بندگی بهکار برده است. اما در رویکرد پژوهشی، دو تعریف عمده از دین وجود دارد:
1. رویکرد کارکردی: پژوهشگران غربی (اعم از مذهبی یا سکولار) با محوریت انسانگرایی، دین را مجموعهای از باورها، اعمال، شعائر و نهادهای بشری میدانند که در جوامع مختلف شکل گرفته است. این نگاه، دین را به جنبههای جامعهشناختی یا روانشناختی تقلیل میدهد و ارتباط آن با عالم الهی را قطع میکند. نتیجه چنین تعریفی، گسترش ادیان پستمدرنی است که هر فردی را وادار میکند ادعای پیامبری کند!
2. رویکرد مکتبی: در مقابل، دین بهعنوان «مجموعه معارف نظری، احکام عملی، و دستورات اخلاقیِ سازگار با عقل و فطرت» تعریف میشود که از سوی خداوند، توسط پیامبران برای هدایت مادی و معنوی بشر فرستاده شده و سعادت دنیا و آخرت را تضمین میکند. این تعریف، ادیان غیرابراهیمی (مانند بتپرستی یا توتمپرستی) را خارج از دایره حقیقت میداند؛ چراکه فاقد پیوند با وحی و ناسازگار با فطرت وعقل انسانی هستند. البته حتی این ادیانِ باطل نیز بهواسطه فطرتِ معناجوی انسان، آثاری هنری پدید آوردهاند.
حال که به تعریفی از دین رسیدیم خوب است که اجزای آن را درک کنی. هر دینی -حتی ادیان منحرف و منسوخ- سه رکن اصلی دارد: عقاید پایههای اعتقادی مانند توحید، نبوت، معاد و در مذهب شیعه، امامت و عدل. احکام: قوانین عملی که نشان میدهند خدا را در ابعاد مختلف زندگی چگونه عبادت کنیم. اخلاق: دستوراتی که منشأ الهی دارند و تابع امیال بشری نیستند و بر نحوه ارتباط انسان با دیگر انسانها نظر میدهد.
حال این سه بخش با یکدیگر چگونه در ارتباط هستند؟ در اسلام، این سه بخش چنان درهم تنیدهاند که جدایی آنها ناممکن است. آیاتی چون «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ» (نساء:۵۰) بر این وحدت تأکید میکنند. انکار حتی یک حکمِ فرعی (مانند نماز) به منزله نادیده گرفتن کل دین است. روایتی از پیامبر(صلیالله علیه و آله) ترک نماز را همتراز کشتن هفتاد پیامبر میداند! همینطور اخلاق، تجلی عینی عقاید است؛ چنانکه بدخویی میتواند انسان را به پایینترین درکات دوزخ بکشاند.
نتیجه آنکه هر اثر دینی باید بازتابی از این سه رکن (عقاید، احکام، اخلاق) باشد. البته شدت و ضعف حضور این عناصر در آثار مختلف، متفاوت است که نیازمند بحثی تفصیلی در مقالات آینده است.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
به نظرتان مقالات مربوط به #هنر_و_ادبیات_دینی را هر روز منتشر کنم یا روز درمیان باشد؟
موافقم که مقالات هر روز منتشر شود. 👍
مخالفم که مقالات هر روز منتشر شود. 👎
-1672601853_1320884052.pdf
حجم:
356.1K
#هنر_و_ادبیات_دینی
قسمت سوم: تاریخچه تعریف هنر و ادبیات
در فلات ایران، «هونرم پهلوی، تلفیقی از مهارت، پاکی دل و هماهنگی با نظم کیهانی بود. هنر ایرانی، واسطهای برای ارتباط با آسمان معنوی بود، همانطور که در نقشبرجستههای هخامنشی دیده میشود. ادبیات نیز با واژه “مانترا”، قدرت جادویی کلام را در بر داشت.
در یونان باستان، «تخنهم، هنر را به مهارت تولید تقلیل داد. ارسطو تراژدی را تقلید اعمال والا میدانست و بر پالایش روانی تاکید داشت. ادبیات، بازنمایی اعمال انسانی و وسیلهای برای پالایش روان بود.
ورود اسلام به ایران، «هونر» را با آموزههای قرآنی تلفیق کرد. هنر، نمودی از حکمت الهی و هنرمندان، وسیلهای برای تجلی جمال الهی شدند. مولانا هنرها را رحمتی از جانب خداوند میدانست.
مدرنیسم، «هنرهای زیبا» را از صنایع دستی جدا و به زیباییشناسی سکولار محدود کرد. کانت زیبایی را «غایت بیغایت» خواند. هنر مدرن، محصول جهانی بیخدا و فاقد حکمت عمیق است. در ایران قاجار و پهلوی، هنر معنای مدرن «فن بیان زیبایی» را به خود گرفت.
هنر معاصر، با شعار بیطرفی، بر تجربهگرایی افراطی و انسانگرایی میچرخد و از هنر دینی رویگردان است. تاریخ هنر و ادبیات، صحنه نبرد رویکرد دینی (هنر تجلی اسماء الهی) و رویکرد تجربهگرا (هنر تولیدات فرهنگی) است.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
یک بخش مغفولمانده در صنعت نشر ما، ناداستان است. البته فکر نکنید وقتی میگویم ناداستان، منظورم فقط این روایتهای اول شخص است که به زور دگنک به خوردمان میدهند. نه، ناداستان دنیای وسیعی دارد و مخاطبانش هم بسیار زیاد است. طفلک ناداستان فقط جذابیت ظاهری داستان را ندارد وگرنه در کمالات چیزی از داستان ندارد.
یکی از زیرمجموعههای داستان، زندگینامهها است. این زندگینامهها میتوانند خودنوشت باشند یا یک نفر دیگر آنها را نوشته باشند. زندگینامهها تصویر روشنی از زمینه و زمانه یک شخصیت به همراه کنشهای او را در یک جامعه نشان میدهد. هم از منظر فردی درسآموز است هم میتواند در شناخت جامعه کمککننده باشد.
البته لازم هم نیست حتما برای نوشتن یک اثر زندگینامهای خوب، همه ابعاد زندگی یک نفر را بنویسیم. میشود، مسجد آبی روی یک موضوع کوچک تمرکز کرد و آن را عمیقاً کاوید.
بله کتابی که میخواهم که برایتان معرفی کنم، «مسجد آبی» مجموعه خاطرات و اقدامات شهید دکتر آیتالله بهشتی از مسجد امام علی (علیهالسلام) است. همین اول بگویم این مسجد امام علی (علیهالسلام) که از آن حرف میزنیم یک مسجد معمولی نبود. این مسجد در زمان خودش بزرگترین مسجد اروپا به حساب میآمد. بعدها با حضور آیتالله بهشتی نام آنجا را به مرکز اسلامی هامبورگ تغییر دادند تا شمول بیشتری از مسلمانان از برکات این مسجد بهرهمند بشوند.
مسجد آبی چند نکته ویژه دارد. اول اینکه تمام تمرکزش را بر اقدامات آیتالله بهشتی در مقام مسئول مرکز اسلامی هامبورگ گذاشته است. ما از قبل و بعد زندگی و زمینه و زمانه آیتالله بهشتی هیچ نمیدانیم. نویسنده هم در این زمینه چیزی نگفته است. اما تمام جزئیات مربوط به این اقدامات را از زبان ایشان نقل کرده است. کتاب اول شخص روایت شده است و این حس و حال زندگینامهای کتاب را پررنگ کرده است. در واقع این کتاب مجموعه اسناد مختلفی بوده است که از جاهای گوناگون جمعآوری شده و بعد آقای ذوالفقاری آنها را به شکل یک واحد درآورده است.
دوم کیفیت اسنادی است که برای نگارش این اثر استفاده شده است. آقای ذوالفقاری قبلاً در کتاب تشکیلات بهشتی نشان داده بود که همّ و غمّش را روی زندگی بابرکت آیتالله بهشتی گذاشته است. اینجا هم نشان داده است که میشود ابعاد یک موضوع واحد را به شکل خلاقانه کاوش کرد و به ایدههای تازه رسید.
سوم جذابیت فنی کتاب است. زاویه دید اول شخص به علاوه موضوع خاص و همینطور کیفیت محتوایی کتاب باعث شده است برای مخاطب هم دلکش باشد. کتاب در همان سال اول انتشارش، به چاپ دوم رسیده است و نشان میدهد لزومی ندارد حتما نویسنده داستان باشیم تا بتوانیم مخاطب جذب کنیم و از نوشتن پول دربیاوریم.
پینوشت ۱: راستی عنوان کتاب در واقع اشاره به رنگ آبی مسجد دارد. رنگی که نه فقط گنبد که تمام ظاهر ساختمان را گرفته است.
پینوشت۲: مسجد آبی اهل تاریخ و اهل داستان هم جذاب است. میتوانید از لابهلایش دهها موضوع دیگر برای داستانگویی یا کاوشهای تاریخی پیدا کنید.
خلاصه که #مسجد_آبی میتواند جزو فهرست مطالعات امسالتان باشد.
#معرفی_کتاب
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نکته شماره ۱۳۹
هنگام مطالعه مخصوصا متون تخصصی این حس را پیدا میکنیم که روی متن تسلط پیدا کردهایم و آن را فهمیدهایم. اما طبق پژوهشهایی که در دانشگاه کرنل انجام شده است، هشتاد درصد افراد پس از مطالعه «احساس تسلط کاذب» دارند.
اگر میخواهید روند مطالعهتان را بهبود ببخشید و بفهمید واقعا چه مقدار از مطالب را متوجه شدهاید این سه کار را به ترتیب انجام بدهید:
۱- مطلب را به زبان ساده برای فردی که در آن زمینه هیچ تخصصی ندارد توضیح دهید. (نیاز به درک پایه ای)
۲- همان موضوع را با اصطلاحات فنی برای یک همکار/ همکلاس فرضی بیان کنید. (نیاز به تسلط روی اصطلاحات تخصصی)
۳- در نهایت، آن را در قالب یک تمثیل فلسفی یا داستانی بازگو کنید (سختترین قسمت!)
اگر در هر مرحله مکث کردید، نقطه ضعف یادگیری شما در آنجاست. خصوصا در مرحله سوم. استفاده از تمثیل و استعاره نیاز به درک روابط بین مفاهیم دارد. اگر فقط تعاریف و نکات را حفظ کرده، نه اینکه واقعاً مفهوم را درک کرده باشیم نمیتوانیم ارتباط بین مفاهیم علمی و مفاهیم انتزاعی را ببینیم.
#نکات_خواندن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
📚🔥 با مسعود آذرباد، یه نویسندهی پرانرژی، از رمانهای آیندهنگرانه حرف میزنیم! 🚀
کلی کتاب خفن معرفی میکنیم 📚
و میریم سراغ قصههای مقاومت! 💡✨
ویژه برنامه سحر و افطار پنجشنبه هفتم فروردین 1404
شبکه امید سیما
#تلویزیون #صداسیما #شبکه_امید #بیست_چهل #فصل_دو #نوجوان #جوان #شبکه #مردم #ایران #آینده #برنامه_تلویزیونی #2040 #کتاب_و_آینده