eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
120 دنبال‌کننده
210 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
به نظرتان مقالات مربوط به را هر روز منتشر کنم یا روز درمیان باشد؟ موافقم که مقالات هر روز منتشر شود. 👍 مخالفم که مقالات هر روز منتشر شود. 👎
-1672601853_1320884052.pdf
حجم: 356.1K
قسمت سوم: تاریخچه تعریف هنر و ادبیات در فلات ایران، «هونرم پهلوی، تلفیقی از مهارت، پاکی دل و هماهنگی با نظم کیهانی بود. هنر ایرانی، واسطه‌ای برای ارتباط با آسمان معنوی بود، همانطور که در نقش‌برجسته‌های هخامنشی دیده می‌شود. ادبیات نیز با واژه “مانترا”، قدرت جادویی کلام را در بر داشت. در یونان باستان، «تخنهم، هنر را به مهارت تولید تقلیل داد. ارسطو تراژدی را تقلید اعمال والا می‌دانست و بر پالایش روانی تاکید داشت. ادبیات، بازنمایی اعمال انسانی و وسیله‌ای برای پالایش روان بود. ورود اسلام به ایران، «هونر» را با آموزه‌های قرآنی تلفیق کرد. هنر، نمودی از حکمت الهی و هنرمندان، وسیله‌ای برای تجلی جمال الهی شدند. مولانا هنرها را رحمتی از جانب خداوند می‌دانست. مدرنیسم، «هنرهای زیبا» را از صنایع دستی جدا و به زیبایی‌شناسی سکولار محدود کرد. کانت زیبایی را «غایت بی‌غایت» خواند. هنر مدرن، محصول جهانی بی‌خدا و فاقد حکمت عمیق است. در ایران قاجار و پهلوی، هنر معنای مدرن «فن بیان زیبایی» را به خود گرفت. هنر معاصر، با شعار بی‌طرفی، بر تجربه‌گرایی افراطی و انسان‌گرایی می‌چرخد و از هنر دینی رویگردان است. تاریخ هنر و ادبیات، صحنه نبرد رویکرد دینی (هنر تجلی اسماء الهی) و رویکرد تجربه‌گرا (هنر تولیدات فرهنگی) است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
یک بخش مغفول‌مانده در صنعت نشر ما، ناداستان است. البته فکر نکنید وقتی می‌گویم ناداستان، منظورم فقط این روایت‌های اول شخص است که به زور دگنک به خوردمان می‌دهند. نه، ناداستان دنیای وسیعی دارد و مخاطبانش هم بسیار زیاد است. طفلک ناداستان فقط جذابیت ظاهری داستان را ندارد وگرنه در کمالات چیزی از داستان ندارد. یکی از زیرمجموعه‌های داستان، زندگینامه‌ها است. این زندگینامه‌ها می‌توانند خودنوشت باشند یا یک نفر دیگر آنها را نوشته باشند. زندگینامه‌ها تصویر روشنی از زمینه و زمانه یک شخصیت به همراه کنش‌های او را در یک جامعه نشان می‌دهد. هم از منظر فردی درس‌آموز است هم می‌تواند در شناخت جامعه کمک‌کننده باشد. البته لازم هم نیست حتما برای نوشتن یک اثر زندگی‌نامه‌ای خوب، همه ابعاد زندگی یک نفر را بنویسیم. می‌شود، مسجد آبی روی یک موضوع کوچک تمرکز کرد و آن را عمیقاً کاوید. بله کتابی که می‌خواهم که برایتان معرفی کنم، «مسجد آبی» مجموعه خاطرات و اقدامات شهید دکتر آیت‌الله بهشتی از مسجد امام علی (علیه‌السلام) است. همین اول بگویم این مسجد امام علی (علیه‌السلام) که از آن حرف می‌زنیم یک مسجد معمولی نبود. این مسجد در زمان خودش بزرگترین مسجد اروپا به حساب می‌آمد. بعدها با حضور آیت‌الله بهشتی نام آنجا را به مرکز اسلامی هامبورگ تغییر دادند تا شمول بیشتری از مسلمانان از برکات این مسجد بهره‌مند بشوند. مسجد آبی چند نکته ویژه دارد. اول اینکه تمام تمرکزش را بر اقدامات آیت‌الله بهشتی در مقام مسئول مرکز اسلامی هامبورگ گذاشته است. ما از قبل و بعد زندگی و زمینه و زمانه آیت‌الله بهشتی هیچ نمی‌دانیم. نویسنده هم در این زمینه چیزی نگفته است. اما تمام جزئیات مربوط به این اقدامات را از زبان ایشان نقل کرده است. کتاب اول شخص روایت شده است و این حس و حال زندگی‌نامه‌ای کتاب را پررنگ کرده است. در واقع این کتاب مجموعه اسناد مختلفی بوده است که از جاهای گوناگون جمع‌آوری شده و بعد آقای ذوالفقاری آنها را به شکل یک واحد درآورده است. دوم کیفیت اسنادی است که برای نگارش این اثر استفاده شده است. آقای ذوالفقاری قبلاً در کتاب تشکیلات بهشتی نشان داده بود که همّ و غمّش را روی زندگی بابرکت آیت‌الله بهشتی گذاشته است. اینجا هم نشان داده است که می‌شود ابعاد یک موضوع واحد را به شکل خلاقانه کاوش کرد و به ایده‌های تازه رسید. سوم جذابیت فنی کتاب است. زاویه دید اول شخص به علاوه موضوع خاص و همینطور کیفیت محتوایی کتاب باعث شده است برای مخاطب هم دلکش باشد. کتاب در همان سال اول انتشارش، به چاپ دوم رسیده است و نشان می‌دهد لزومی ندارد حتما نویسنده داستان باشیم تا بتوانیم مخاطب جذب کنیم و از نوشتن پول دربیاوریم. پی‌نوشت ۱: راستی عنوان کتاب در واقع اشاره به رنگ آبی مسجد دارد. رنگی که نه فقط گنبد که تمام ظاهر ساختمان را گرفته است. پی‌نوشت۲: مسجد آبی اهل تاریخ و اهل داستان هم جذاب است. می‌توانید از لابه‌لایش ده‌ها موضوع دیگر برای داستان‌گویی یا کاوش‌های تاریخی پیدا کنید. خلاصه که می‌تواند جزو فهرست مطالعات امسالتان باشد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۳۹ هنگام مطالعه مخصوصا متون تخصصی این حس را پیدا می‌کنیم که روی متن تسلط پیدا کرده‌ایم و آن را فهمیده‌ایم. اما طبق پژوهش‌هایی که در دانشگاه کرنل انجام شده است، هشتاد درصد افراد پس از مطالعه «احساس تسلط کاذب» دارند. اگر می‌خواهید روند مطالعه‌تان را بهبود ببخشید و بفهمید واقعا چه مقدار از مطالب را متوجه شده‌اید این سه کار را به ترتیب انجام بدهید: ۱- مطلب را به زبان ساده برای فردی که در آن زمینه هیچ تخصصی ندارد توضیح دهید. (نیاز به درک پایه ای) ۲- همان موضوع را با اصطلاحات فنی برای یک همکار/ همکلاس فرضی بیان کنید. (نیاز به تسلط روی اصطلاحات تخصصی) ۳- در نهایت، آن را در قالب یک تمثیل فلسفی یا داستانی بازگو کنید (سخت‌ترین قسمت!) اگر در هر مرحله مکث کردید، نقطه ضعف یادگیری شما در آنجاست. خصوصا در مرحله سوم. استفاده از تمثیل و استعاره نیاز به درک روابط بین مفاهیم دارد. اگر فقط تعاریف و نکات را حفظ کرده، نه اینکه واقعاً مفهوم را درک کرده باشیم نمی‌توانیم ارتباط بین مفاهیم علمی و مفاهیم انتزاعی را ببینیم. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
📚🔥 با مسعود آذرباد، یه نویسنده‌ی پرانرژی، از رمان‌های آینده‌نگرانه حرف می‌زنیم! 🚀 کلی کتاب خفن معرفی می‌کنیم 📚 و میریم سراغ قصه‌های مقاومت! 💡✨ ویژه برنامه سحر و افطار پنجشنبه هفتم فروردین 1404 شبکه امید سیما
نکته شماره ۱۴۰ شخصیت‌های به یاد ماندنی، هیچوقت کامل نیستند. انسان‌ها تناقض دارند. آنها ترکیبی از نور و تاریکی، خوبی و بدی هستند. آنها در خوبی یا بدی مطلق نیستند. همین تناقض‌های درونی است که به داستان شکل می‌دهد و آن را پیش می‌برد. مثال: «قهرمان» داستان ما، مردی قوی، شجاع و مصمم استکه از هیچ چیزی نمی‌ترسد. چنین شخصیتی خسته‌کننده است، چون باورپذیر نیست. حالا به آن یک ترس اضافه می‌کنیم. «علی با آن شانه‌های پهن و مشت‌های آهنین، یوکسوری بود که همه در رینگ بوس هماور نداشت اما همیشه یک ترس پنهان دارد. البته این را هر کسی نمی‌فهمید. بلکه باید به انگشت‌های دقت می‌کردی که آنها را با ریتمی نامرئی روی زانویش می‌کوبید. در اینجا ما هم قدرت جسمانی قهرمان را با ترس ترس پنهان او ترکیب کردیم تا به او عمق بدهیم. این تناقض باعث کنجکاوی مخاطب هم می‌شود. با این تناقض می‌شود روی گذشته یا آینده او تمرکز کرد و هیجان خلق کرد. آیا او در گذشته یک شکست سنگین داشته است یا از شکست‌های احتمالی آینده‌اش می‌ترسد.؟ خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۱ 《پیش‌مطالعه با سوالات کلیدی》 روشی است که بیشتر برای خواندن کتاب‌های نظری و ناداستان کاربرد دارد تا رمان. اما در خواندن رمان به شکل تحلیلی هم کاربرد دارد. در روش 《پیش‌مطالعه با سوالات کلیدی》 پیش از شروع کتاب، ۳تا۵ سوال اساسی که می‌خواهید پاسخ آن‌ها را از کتاب پیدا کنید، بنویسید. این پرسش‌ها مغز را در حالت جستجوی فعال قرار می‌دهد و تمرکز را ۲ برابر می‌کند. این کار را می‌توانید فصل به فصل هم انجام بدهید. برای هر فصل ۳ پرسش کلیدی طراحی کنید و در خواندن کتاب به دنبال آنها باشید. مثال: این روزها مشغول خواندن کتاب سرنوشت فلسطین هستم. قبل لز خواندن کتاب سه سوال برای خودم طرح کردم. ۱. چه کسانی سرنوشت فلسطین و فلسطینیان را رقم زدند؟ ۲. واکنش فلسطينيان به این تغییر سرنوشت چه بود؟ ۳. همسایگان و هم‌کیشان فلسطینیان به این تغییر سرنوشت چه رفتاری داشتند؟ خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
گروه نویسندگان ایران برگزار می‌کند: چهارمین جلسه از سلسله جلسات نقد کتاب مجازی نقد کتاب «راهی» نوشته خانم رضوان کفایتی. با حضور: مسعود آذرباد؛ نویسنده و منتقد فاطمه‌زهرا بختیاری: نويسنده رضوان کفایتی: مؤلف اثر ✅حضور برای عموم آزاد است زمان: سه‌شنبه، ۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ ساعت ۲۲ مکان: فضای مجازی، سکوی قرار. لینک جلسه دو ساعت قبل از آغاز جلسه ارسال می‌شود. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۲ نقد کردن را نه حمله ببینید، نه وظیفه؛ بلکه هدیه‌ای صادقانه برای رشد خودتان و دیگران بدانید. بسیاری از نویسندگان تازه‌کار-حتی حرفه‌ای‌ها- از نقد کردن در گروه‌هایشان می‌ترسند. یا از دلخوری دیگران می‌هراسند، یا فکر می‌کنند نظرشان «کم‌ارزش» است. اما سکوت، بزرگ‌ترین خیانت به گروهی است که در آن حضور دارید. یک جمع ادبی بدون گفت‌وگوی صریح، مثل باغی بدون هرس است؛ شلوغ، اما بی‌ثمر. به جای سکوت یا کلی‌گویی و گفتن عباراتی مانند: «خوب بود!» و «باریکلا»، منطقی و مستدل نظرتان را بیان کنید. این نه توهین است، نه تعارف. راهی است برای بهتر شدن کار. ترس شما از نقد، همان دیواری است که رشد گروه و خودتان را محدود می‌کند. یادتان باشد: نویسندگان بزرگ از نقد فرار نکردند، بلکه از آن بالا رفتند. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir