eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
120 دنبال‌کننده
210 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از چیزهایی که تا حالا نتوانستم عملیش کنم اینکه نویسنده‌هام بخشی از نسخه اولیه قبل ویرایش داستانی اثرشان را بدهند تا من با نسخه بعد ویرایش داستانی اثرشان منتشر کنم! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته ۱۴۳ برخلاف تصور برخی نویسندگان، ویراستاران سختگیر دشمن اثر نیستند، بلکه نخستین خوانندگان دغدغه‌مندی‌اند که می‌خواهند نسخه نهایی کارتان درخشان باشد. تاریخ ادبیات پر از ویراستارانی است که با تیزبینی، شاهکارها را از نوشته‌های خام بیرون کشیده‌اند. ویراستاران بزرگ قصه‌پردازان پشت‌صحنه‌اند. آنها نه برای تخریب، بلکه برای آشکار کردن بهترین نسخه ممکن اثر تلاش می‌کنند. وقتی ویراستارتان بخشی را پیشنهاد حذف یا بازنویسی می‌دهد، بدانید این تغییرات ممکن است اثر شما را از معمولی به ممتاز تبدیل کند. چند مثال معروف: مکسول پرکینز، ویراستار افسانه‌ای، نه‌تنها «گتسبی بزرگ» فیتزجرالد را از حذف شدن نجات داد، بلکه با اصرار بر بازنویسی‌های مکرر، آن را به یکی از مهم‌ترین رمان‌های آمریکایی تبدیل کرد. فیتزجرالد بعدها اعتراف کرد: «پرکینز می‌دانست من چه می‌خواهم بگویم، حتی وقتی خودم نمی‌دانستم.» ریموند کارور سبک مینیمالیستی‌اش را مدیون ویراستار بی‌رحمش، گوردون لیش است که گاهی تا۵۰٪ داستان‌ها را حذف می‌کرد. مجموعه هری پاتر تنها پس از ویرایش تریستام پاورز (حذف توضیحات اضافه و بازنویسی فصل اول جلد اول) به پرفروش‌ترین مجموعه تاریخ تبدیل شد. خلاصه که ویرایش، جراحیِ نجات‌بخشِ متن است، نه حمله به آن! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
یکی از چیزهایی که تا حالا نتوانستم عملیش کنم اینکه نویسنده‌هام بخشی از نسخه اولیه قبل ویرایش داستانی
فصل 8 ، بندر آبسکون.pdf
حجم: 381.7K
این نسخه اصلی و بازنویسی شده فصل هشتم مست جنگ است که خودم نوشتم و بازنویسی کردم. قسمت‌های قرمز رنگ در بازنویسی اضافه شده‌اند و حذفیات هم در ستون سمت چپ است. اگر به نویسنده‌هام جوالدوز می‌زنم به خودم قبلش سوزن را زدم! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۴ با پوشاندن کتابتان با رنگ زرد باعث نمی‌شود فکر کنید آن کتاب را خوانده‌اید. این فقط توهم یادگیری است. مغز به جای پردازش عمیق مطالب، به خط‌کشیِ رنگارنگ عادت می‌کند و فکر می‌کند کارش تمام است. نتیجه؟ یک کتابِ زردرنگ که هیچ‌چیز ازش یاد نگرفته‌ایم! به جای رنگ‌آمیزیِ کورکورانه، هوشمندانه حاشیه‌نویسی کنید. از علامت‌های ساده اما مؤثر استفاده کنید تا مغزت درگیر شود: علامت سؤال: کنار چیزهای گیج‌کننده. ستاره برای نکات طلایی و فلش کنار ایده‌هایی که می‌توان اجرایشان کرد. اینطوری نه‌تنها کتاب تمیزتر می‌ماند، بلکه مغز مجبور می‌شود فکر کند و ارتباط بسازد. مثلا این روزها مشغول کتاب «سرنوشت فلسطین» هستم. به جمله «سیاست‌های اسرائیل در کرانه باختری نه تنها به اشغال زمین‌ها، بلکه به نابودی اقتصاد محلی و تحقیر روزمره فلسطینی‌ها منجر شده است» می‌رسم. به جای اینکه فقط رویش ماژیک زرد بکشم، می‌توان پرسشی نوشت که این سیاست چطور روی مقاومت فلسطینیان اثر گذاشت. یا اگر مهم‌تر از باقی جملات است یک ستاره کنارش بگذارم. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۵ نشان دادن غم در داستان نیاز به فریاد ندارد. یک شیء معمولی که با خاطره‌ای دردناک گره خورده، می‌تواند از هر جمله‌ای تأثیرگذارتر باشد. این روش هم از احساسات‌گرایی افراطی جلوگیری می‌کند، هم مخاطب را درگیر می‌کند. گفت‌وگوهای احساسی هم می‌تواند غم را بیان کند اما نشان‌ دادنش اثربخش‌تر است. مثلا: در رمان «کوری» ساراماگو، پس از مرگ همسر دکتر، او به جای گریه یا فریاد، مدام پاکت خالی سیگارهای او را در دست می‌گیرد. این پاکت روزی پر از سیگار بود، حالا نمادِ فقدانی است که هرگز پر نمی‌شود. ساراماگو هیچ‌گاه غم دکتر را توصیف نمی‌کند، اما لمسِ مکرر آن پاکت، همه‌چیز را می‌گوید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/فهرست_تجهیزات_نظامی_ساخت_ایران ویکی‌پدیا منیع صددرصد مطمئن و دقیقی نیست اما برخی اوقات به کار می‌آید. لینک بالا، فهرست تجهیزات نظامی ساخت جمهوری اسلامی ایران است. برخی از این تجهیزات مربوط به قبل از انقلاب اسلامی است که طی چهل و هفت سال گذشته، تعمیر و اورهال شده‌اند. حالا ربطش به داستان‌نویسی چیست؟ این فهرست می‌تواند هم منبع الهام برای داستان‌های جنگی، امنیتی و حتی علمی‌تخیلی باشد و هم در خود داستان قابل استفاده است و برای فضاسازی در داستان استفاده شود. به فراخور می‌توانید درباره هر اسلحه مجزا تحقیق کنید و اطلاعاتتان را بالا ببرید. بماند که روی اعتماد به نفس ملی‌تان هم اثر مثبتی می‌گذارد! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته ۱۴۶ نویسندگان حرفه‌ای می‌دانند که استمرار در عادت‌های نوشتاری، به مرور سبکی متمایز خلق می‌کند. داشتن عادت نوشتن مخصوص، چند اثر مثبت روی نوشتن شما می‌گذارد. اول اینکه مغز با تکرار این الگوها، شرطی می شود و سریع‌تر به حالت جریان وارد می‌شود. دوم باعث می‌شود «عضلات مغز» شما قوی شود و با قدرت بیشتری جلو برود. سوم در سبک نوشتن شما وحدت ادبی و محتوایی ایجاد می‌کند حتی اگر در قالب‌های گوناگون بنویسید. البته این عادت‌ها نباید تقلیدی باشند. بگردید و دنبال عادت نوشتاری خودتان باشید. مثلا ویرجینیا وولف در اتاق خود می‌نوشت، همینگوی ایستاده تایپ می‌کرد، موراکامی ۴ صبح نوشتن را آغاز می‌کند و شش ساعت می‌نویسد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
یک معرفی کتاب نوشته بودم ولی برق رفت و همه چیز پرید!😒 واقعا سخته دوباره نوشتنش!
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
صادقانه بخواهم بگویم من ۱۰-۱۵ سال پیش که کتاب‌های آقای غلامرضا حیدری ابهری را می‌خواندم با خودم می‌گفتم اینها دیگر چه کتابی است؟ داستان خوب نباید مستقیم‌گویی داشته باشد. کتاب داستان خوب یعنی هنر غیرمستقیم‌گویی. یعنی اینکه با شعبده حرفت را به مخاطب منتقل کنی و او هم اصلا نفهمد. بعداً که کمی بزرگتر شدم دیدم نه! نوشتن انقدر هم که من فکر می‌کردم قوانین ساده و کمی ندارد! اصلاً یک گروه بزرگ از مخاطبان را داریم که دلشان می‌خواهد مستقیم بشنوند و واقعا هم حق دارند. ربطی هم به سن و جنس و تحصیلات ندارد. اصلا آنها دنبال داستان نیستند. آنها مخاطب ناداستان هستند. بعدتر فهمیدم هنر مستقیم‌گویی خودش یک هنر والا است که به راحتی هم به دست نمی‌آید. الان آثار آقای حیدری ابهری در زمینه ناداستان دینی، برای من یک الگو است و بسیاری از نویسندگان را به خواندن آثار ایشان ترغیب می‌کنم. همین پارسال یکی از کتاب‌های جدیدشان را گرفته بودم و ازشان خواستم این را برای تولد خواهرزاده‌ام ریحانه امضا کند. (کاش چنین دایی‌ای نصیب بقیه هم بشود!) کتاب «چت با جناب شیطان» همان کتاب مورد نظر است. کتابی است کم‌حجم ولی غنی. ۱۵۹ صفحه است. کتاب شرح گفت‌وگوهای چتی شخصیتی است به اسم مازیار با شیطان لعین. اینکه می‌گویم هنر مستقیم‌گویی واقعا حرف گزافی نیست. چت با شیطان چند مورد از قوی‌ترین حیله‌های شیطان برای منحرف کردن انسان را آورده است. بیان اینها به زبان گروه سنی ۹تا۱۲ سخت است. سختی‌اش هم فقط فرمی نیست که بخواهید به زبان کودکان بنویسید. بلکه نوشتن به زبان کودکان با حفظ همان محتوا کار را سخت می‌کند. این یعنی درهم تنیدگی فرم و محتوا. یعنی کار دینی خوب نوشتن خیلی سخت‌تر از نوشتن کار غیردینی و ضددینی است. به همان اندازه کار دینی خوب خیلی اثرگذارتر از کار غیردینی و ضددینی است. بگذریم. ساختار کتاب چیز جدیدی نیست. قالب چت که قبلاً به شکل نامه بود بارها و بارها استفاده شده است اما هنر اقای حیدری ابهری در «چت با جناب شیطان» ترکیب آن در گفت‌وگو با شیطان است. نوعی آشنایی‌زدایی ادبی که باعث جلب توجه مخاطب می‌شود. خواهرزاده من به محض اینکه کتاب را باز کرد، با ذوق به مادرش گفت: «مامان! توش تلفنه، چت داره!» چنین ساختار و گرافیکی به عنوان قلاب اولیه عمل می‌کند و مخاطب را به سمت خودش می‌‎کشاند. این یعنی استفاده همه جانبه از همه داشته‌های کتاب. البته اگر من بودم روی طرح جلد کتاب بیشتر کار می‌کردم. پالت رنگی‌ای هم که در صفحه‌آرایی استفاده شده است می‌شد بهتر باشد. با این حال این کتاب ارزش خواندن و هدیه دادن برای گروه سنی خودش را دارد. ما هم به عنوان گروه بزرگسال اگر بخوانیم حتما از برخی نکاتش متنبه خواهیم شد! اگر هم برای گروه زیر ۹ سال بخوانید، می‌توانید خودتان برایشان بخوانید و جملات سختش را توضیح بدهید. خلاصه که کتاب خوبی است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir