eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
122 دنبال‌کننده
214 عکس
10 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
همه نکاتی که می‌گذارم درباره نوشتن نیست. درباره خواندن هم نکاتی را می‌نویسم. با هشتگ می‌توانید آنها را پیدا کنید.
نکته شماره ۳ فرقی ندارد به نیت سرگرمی کتاب بخوانیم یا به دلایل علمی یا کاری. دوتا چیز را باید حتما بدانیم. اول اینکه هر کتابی واقعا ارزش خواندن ندارد و دوم اینکه با خواندن کتاب بد، نمی‌فهمیم که خوب‌ها چی هستند. البته آن دومی را می‌شود اینگونه هم گفت؛ خواندن کتاب بد، از نخواندن کتاب بدتر است. البته بد بودن یک کتاب هم جنبه فرمی دارد و هم جنبه شکلی. یعنی حتی اگر قطع کتاب هم نامناسب باشد در درازمدت خواندن آن کتاب، برایمان عذاب الهی می‎‌شود. پس واقعا خوب خواندن را جدی بگیرید. تصور غلطی وجود دارد که می‌گوید هر کتابی ارزش یک بار خواندن را دارد و تصور غلط‌تر دیگری هم هست که می‌گوید خواندن کتاب بد کمک می‌کند بهتر بنویسیم. به قائلان تصور غلط اول می‌گویم این جمله همانقدر عقلانی است که بگوییم مصرف هر چیزی به یکبار می‌ارزد حتی اگر آن چیز، مواد مخدر باشد! درباره تصور غلط دوم هم باید بگویم وقتی داده اشتباه، اعم از جنبه فرمی و محتوایی وارد ذهن ما شود، ذهن هیچ‌وقت آن را غلط نمی‌انگارد. مگر اینکه بعدا آن داده اشتباه تصحیح شود یا از اول ذهن قدرت تحلیل و شناخت درست از اشتباه را داشته باشد. پس هر چیزی را نخوانید. وقتی که صرف انتخاب یک کتاب می‌کنیم به اندازه خود مطالعه مهم است. حتما سعی کنید در کنار جنبه‌های کمی مطالعه، روی جنبه‌های کیفی مطالعه‌تان هم وقت بگذارید و وقتتان را سر مطالعه هر چیزی نگذارید. اگر نیاز کردید حتما از متخصصش بپرسید تا راهنمایی‌تان کند. البته این را می‌شود در باقی جنبه‌ها هم وارد کرد. در فیلم دیدن و آهنگ گوش کردن و تئاتر رفتن و اینستاگرام چرخیدن و ... . به قول مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی: «حرف پراکنده نزنید و حرف پراکنده گوش نکنید تا افکارتان پراکنده نشود. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
نکته شماره ۴ رمان دربسته رمانی است که نویسنده تأثیرات جهان را بر شخصیت‌ها تصویر نمی‌کند. البته بدین معنا نیست که حتما رمان تاریخی باشد اما باید بداند که انسان در خلاء زندگی نمی‌کند و زیست اجتماعی بر او اثر مستقیم و غیرمستقیم می‌گذارد. اگر نویسنده، جهان داستان مانند شهر، مسجد، اداره، فرودگاه و راه آهن و پایانه و ... را از داستان خود حذف کند و فقط به مسائل خانوادگی شخصیت‌ها بپردازدرمان وی محدود، غیرواقعی و اصطلاحاً دربسته خواهد بود. چرا که شخصیت‌ و انگیزه آدمها را درگیری آنها با یکدیگر و حوادث خارج از زندگی آنها شکل می‌دهد. مشکلات صرف خانوادگی قدرت ایجاد انگیزه‌های گوناگون را ندارد. مثلاً در رمان دیما، ما فقط با مشکلات یک زنِ شهید مواجه نیستیم. او دائم در کشمکش با مدرسه فرزندانش، صاحبخانه، پزشک فرزندانش و حتی اتفاقات بزرگتر مثل شهادت حاج قاسم روبرو است. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
چند وقت پیش به پیشنهاد یک مجموعه فرهنگی یک کار صوتی نوشتم، پادکست‌طور. درباره فلسطین. اینجا به جای اینکه از گذشته و اکنون فلسطین و مقاومت بگویم از آینده سرزمین فلسطین گفتم. یک قسمتش نقدا تولید شده است. گویندگی متن هم با آقای علی زکریایی عزیز بود. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
چند وقت پیش به پیشنهاد یک مجموعه فرهنگی یک کار صوتی نوشتم، پادکست‌طور. درباره فلسطین. اینجا به جای ا
آینده سرزمین من_قسمت اول.mp3
زمان: حجم: 19M
آینده سرزمین من نویسنده: مسعود آذرباد گوینده: علی زکریایی تهیه‌کننده: موسسه فرهنگی آینده‌سازان از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
نکته شماره ۸۶ نویسنده تازه‌کار و راحت‌طلب، به جای آنکه آثار قدرتمند را الگوی خود قرار بدهد، سراغ آثار ضعیف‌تر و پرفروش‌تر می‌رود و با بیان اینکه رمان‌هایی ضعیف‌تر از اثر او پرفروش هم شده‌اند کمبودهای فرمی و محتوایی رمانش را توجیه می‌کند. او حتی ممکن است اصول نویسندگی را هم زیر سؤال ببرد ولی نخواهد عیب‌های اثرش را بپذیرد! اما نویسنده باحوصله و چیره‌دست، به جای تمرکز روی اثار ضعیف، به معیارهای فنی عام و ارزشمند داستان‌نویسی توجه می‌کند و از اهمیت خوب نوشتن و خوب بازنویسی کردن غفلت نمی‌کند. نویسنده باحوصله فقط اثری نمی‌نویسد که چند صباحی فروش داشته باشد و تمام شود، بلکه اثری می‌نویسد که تا طولانی‌ترین مدت ممکن در ذهن مخاطبان باقی بماند. حتی اگر ناشرتان نسبت به ضعف‌های کارتان بی‌توجه است و آنها را بی‌اهمیت می‌داند اما شما تلاشتان را بکنید تا بهترین اثر ممکن را خلق کنید. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
از آن دست پیام‌های دل‌گرم‌کننده و حال‌خوب‌کنی که از خستگی آدم کم می‌کند.😊 ممنون بابت همراهی یکایک شما. 🙏 از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
قسمت بیست و هفتم پادکست متن‌خوانی قابوس‌نامه را در شنوتو بارگزاری کردم. می‌توانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا می‌توانید با کپی لینک آراس‌اسی که برایتان گذاشته‌ام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید. خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده می‌کنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاه‌هایتان درباره این مجموعه پادکست هستم. لینک فید آراس‌اس https://shenoto.net/feed/Seika لینک کانال سیکا در شنوتو https://shenoto.com/channel/podcast/Seika از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
موفقیت‌هایم را نمی‌پذیریم. طی ده- دوازده سال گذشته بیشتر نقش هنرمند و مربی را داشته‌ام. در این مدت با طی زیادی از هنرجویان هنر و ادبیات تعامل داشته‌ام. چه آنهایی که در ابتدای مسیر بودند و چه آنهایی که حتی جلوتر از من بودند. در این مدت علاوه گفت‌وگوهایی که درباره فرم و محتوا با هم داشتیم، درباره مسائل روحی و روانی‌ای که ذهنشان را درگیر کرده بود، حرف زدیم. یکی از پربسامدترین مسائل روحی که اغلب این نویسندگان و هنرمندان را درگیر کرده بود، چیزی است که من اسمش را گذاشته‌ام: «من یک متقلبم.» یعنی من اگر موفقیتی به دست آورده‌ام به‌خاطر چیزهایی خارج از دایره توانایی من است. عواملی مثل رفاقت، جذابیت، اعتقادات دینی و سیاسی و در مواردی به‌خاطر حماقت یا کم‌هوشی رقیب/استاد/همکار باعث شده است من به موفقیت برسم. این یعنی آن فرد هنرمند/نویسنده علی‌رغم موفقیت‌های بسیاری که به دست آورده است نه تنها از خودش رضایت ندارد بلکه آن موفقیت‌ها را حاصل تلاش خودش نمی‌داند. این مسئله باعث شد طی یکی دو سال گذشته درباره‌ش جست‌وجو کنم. در جست‌وجوهایی که کردم دیدم ماجرا فراتر از آنچه که در دور و بر من در جریان بوده، می‌گذرد. ما با یک نشانگان[سندروم] مواجهیم. سندرومی که نه تنها نویسندگان و هنرمندان که اساتید رشته‌های گوناگون، تاجران، سیاست‌مداران و خیل گوناگون گروه‌های مختلف را دربرمی‌گیرد. نشانگان ایمپاستر نه تنها تازه‌کارها را درگیر می‌کند که حتی کسی چون نیل گیمن که از غول‌های معاصر داستان آمریکاست از پلیس‌هایی وحشت دارد که یک روز به سراغش بیایند و او را به‌خاطر متقلب بودن رسوا کنند! فردی که مبتلا به نشانگان ایمپاستر است، هیچ‌گاه از موفقیت‌هایش لذت نمی‌برد و همیشه در یک ترس موهوم به سر می‌برد. ترسی که در آن فکر می‌کند این بار شکست می‌خورد و مفتضح می‌شود بالاخره یک روز مچش را می‌گیرند و می‌گویند همه موفقیت‌هایش را با دوز و کلک به دست آورده است. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
موفقیت‌هایم را نمی‌پذیریم. طی ده- دوازده سال گذشته بیشتر نقش هنرمند و مربی را داشته‌ام. در این مدت
بخش دوم) میزان ابتلا به این نشانگان، در نسبت بین زنان و مردان 4 به 1 است. مردان به این نشانگان کمتر مبتلا می‌شوند اما به همان اندازه، دیرتر درمان می‌شوند. من هم به عنوان آدمی که در این گوشه زمین با بخشی از جامعه داستانی و هنری سروکله زدم، چنین تجربه‌ای را دارم. اغلب گفت‌وگوهای من در این زمینه بیشتر با نویسندگان خانم بوده است تا نویسندگان آقا. این مسئله از آنجایی برای من اهمیت پیدا کرد که ما در جامعه نویسندگان و هنرمندان نه تنها باید به فکر دغدغه‌های فرمی و محتوایی و معیشتی خودمان باشیم بلکه باید بدانیم ما هم انسان هستیم و در معرض مشکلات روحی فراوان. با توجه به وضعیت امروز نشر ایران که نویسندگان زن بسیاری در این حیطه مشغولیت دارند و همینطور میزان ابتلای بیشتر زنان به این نشانگان. باید یک فکر اساسی بکنیم. مدتی پیش در همین زمینه از یک مشاور کمک گرفتم و سعی کردم راه‌حل‌هایی کاربردی برای آن پیدا کنم. اول اینکه اگر شما هم با وجود موفقیت در دانشگاه و نویسندگی و حوزه‌های دیگر، احساس متقلب بودن می‌کنید، حتما از یک مشاور امین، متخصص و متعهد کمک بگیرید. دوم احساساتتان را سرکوب نکنید. تعداد آمار متبلایان به این نشانگان دقیقا مشخص نیست اما بیش از 50 سال است که در این حوزه مطالعه جدی انجام شده است. سعی کنید با حضور در گروه‌های دوستان مورد اعتماد یا افرادی که نسبت به آنها صمیمیت دارید، از احساساتتان بگویید. سوم نشانگان ایمپاستر ترتیبی معکوس دارد. افراد مبتلا به ایمپاستر، یا خانه نابغه دیده می‌شوند و در جامعه شکست‌خورده یا برعکس. در خانه به دردنخور خطاب می‌شوند و در جامعه مورد احترام‌اند. در صورتی که مشخص شد چنین مسئله‌ای در وجودتان هست حتما از اعضای خانواده کمک بگیرید و در صورت امکان به فکر تغییر محیط کار یا همکارانتان باشید. حتی اگر توانایی تغییر محیط یا همکاران را نداشته باشید، با آگاه شدن، احساس امنیت روانی بهتری خواهید داشت. چهارم معنویت و اعتقادات دینی خودتان را فراموش نکنید. از منظر روان‌شناسی معنویت‌گرا، هرقدر فرد ایمان و اعتقاد قوی‌تری داشته باشد دربرابر حوادث روحی و روانی مقاومت بیشتری خواهد داشت. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
هرشب خوانش متون کهن فارسی را ساعت ۲۱ شروع می‌کنیم. تا ۳۰ دقیقه دیگر متن‌خوانی قسمت بیست و هفتم قابوس‌نامه آغاز می‌شود. لینک حضور در جلسه قرار: https://gharar.ir/r/edb06cad از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir