خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
چند وقت پیش به پیشنهاد یک مجموعه فرهنگی یک کار صوتی نوشتم، پادکستطور. درباره فلسطین. اینجا به جای ا
زمان:
حجم:
19M
آینده سرزمین من
نویسنده: مسعود آذرباد
گوینده: علی زکریایی
تهیهکننده: موسسه فرهنگی آیندهسازان
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
نکته شماره ۸۶
نویسنده تازهکار و راحتطلب، به جای آنکه آثار قدرتمند را الگوی خود قرار بدهد، سراغ آثار ضعیفتر و پرفروشتر میرود و با بیان اینکه رمانهایی ضعیفتر از اثر او پرفروش هم شدهاند کمبودهای فرمی و محتوایی رمانش را توجیه میکند. او حتی ممکن است اصول نویسندگی را هم زیر سؤال ببرد ولی نخواهد عیبهای اثرش را بپذیرد!
اما نویسنده باحوصله و چیرهدست، به جای تمرکز روی اثار ضعیف، به معیارهای فنی عام و ارزشمند داستاننویسی توجه میکند و از اهمیت خوب نوشتن و خوب بازنویسی کردن غفلت نمیکند. نویسنده باحوصله فقط اثری نمینویسد که چند صباحی فروش داشته باشد و تمام شود، بلکه اثری مینویسد که تا طولانیترین مدت ممکن در ذهن مخاطبان باقی بماند.
حتی اگر ناشرتان نسبت به ضعفهای کارتان بیتوجه است و آنها را بیاهمیت میداند اما شما تلاشتان را بکنید تا بهترین اثر ممکن را خلق کنید.
#نکات_نوشتن
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
از آن دست پیامهای دلگرمکننده و حالخوبکنی که از خستگی آدم کم میکند.😊
ممنون بابت همراهی یکایک شما. 🙏
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
قسمت بیست و هفتم پادکست متنخوانی قابوسنامه را در شنوتو بارگزاری کردم. میتوانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا میتوانید با کپی لینک آراساسی که برایتان گذاشتهام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید.
خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده میکنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاههایتان درباره این مجموعه پادکست هستم.
#سیکاپادکست
لینک فید آراساس
https://shenoto.net/feed/Seika
لینک کانال سیکا در شنوتو
https://shenoto.com/channel/podcast/Seika
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
موفقیتهایم را نمیپذیریم.
طی ده- دوازده سال گذشته بیشتر نقش هنرمند و مربی را داشتهام. در این مدت با طی زیادی از هنرجویان هنر و ادبیات تعامل داشتهام. چه آنهایی که در ابتدای مسیر بودند و چه آنهایی که حتی جلوتر از من بودند. در این مدت علاوه گفتوگوهایی که درباره فرم و محتوا با هم داشتیم، درباره مسائل روحی و روانیای که ذهنشان را درگیر کرده بود، حرف زدیم.
یکی از پربسامدترین مسائل روحی که اغلب این نویسندگان و هنرمندان را درگیر کرده بود، چیزی است که من اسمش را گذاشتهام: «من یک متقلبم.»
#من_متقلبم یعنی من اگر موفقیتی به دست آوردهام بهخاطر چیزهایی خارج از دایره توانایی من است. عواملی مثل رفاقت، جذابیت، اعتقادات دینی و سیاسی و در مواردی بهخاطر حماقت یا کمهوشی رقیب/استاد/همکار باعث شده است من به موفقیت برسم. این یعنی آن فرد هنرمند/نویسنده علیرغم موفقیتهای بسیاری که به دست آورده است نه تنها از خودش رضایت ندارد بلکه آن موفقیتها را حاصل تلاش خودش نمیداند.
این مسئله باعث شد طی یکی دو سال گذشته دربارهش جستوجو کنم. در جستوجوهایی که کردم دیدم ماجرا فراتر از آنچه که در دور و بر من در جریان بوده، میگذرد. ما با یک نشانگان[سندروم] مواجهیم. سندرومی که نه تنها نویسندگان و هنرمندان که اساتید رشتههای گوناگون، تاجران، سیاستمداران و خیل گوناگون گروههای مختلف را دربرمیگیرد. نشانگان ایمپاستر نه تنها تازهکارها را درگیر میکند که حتی کسی چون نیل گیمن که از غولهای معاصر داستان آمریکاست از پلیسهایی وحشت دارد که یک روز به سراغش بیایند و او را بهخاطر متقلب بودن رسوا کنند!
فردی که مبتلا به نشانگان ایمپاستر است، هیچگاه از موفقیتهایش لذت نمیبرد و همیشه در یک ترس موهوم به سر میبرد. ترسی که در آن فکر میکند این بار شکست میخورد و مفتضح میشود بالاخره یک روز مچش را میگیرند و میگویند همه موفقیتهایش را با دوز و کلک به دست آورده است.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
موفقیتهایم را نمیپذیریم. طی ده- دوازده سال گذشته بیشتر نقش هنرمند و مربی را داشتهام. در این مدت
بخش دوم)
میزان ابتلا به این نشانگان، در نسبت بین زنان و مردان 4 به 1 است. مردان به این نشانگان کمتر مبتلا میشوند اما به همان اندازه، دیرتر درمان میشوند. من هم به عنوان آدمی که در این گوشه زمین با بخشی از جامعه داستانی و هنری سروکله زدم، چنین تجربهای را دارم. اغلب گفتوگوهای من در این زمینه بیشتر با نویسندگان خانم بوده است تا نویسندگان آقا.
این مسئله از آنجایی برای من اهمیت پیدا کرد که ما در جامعه نویسندگان و هنرمندان نه تنها باید به فکر دغدغههای فرمی و محتوایی و معیشتی خودمان باشیم بلکه باید بدانیم ما هم انسان هستیم و در معرض مشکلات روحی فراوان. با توجه به وضعیت امروز نشر ایران که نویسندگان زن بسیاری در این حیطه مشغولیت دارند و همینطور میزان ابتلای بیشتر زنان به این نشانگان. باید یک فکر اساسی بکنیم.
مدتی پیش در همین زمینه از یک مشاور کمک گرفتم و سعی کردم راهحلهایی کاربردی برای آن پیدا کنم. اول اینکه اگر شما هم با وجود موفقیت در دانشگاه و نویسندگی و حوزههای دیگر، احساس متقلب بودن میکنید، حتما از یک مشاور امین، متخصص و متعهد کمک بگیرید.
دوم احساساتتان را سرکوب نکنید. تعداد آمار متبلایان به این نشانگان دقیقا مشخص نیست اما بیش از 50 سال است که در این حوزه مطالعه جدی انجام شده است. سعی کنید با حضور در گروههای دوستان مورد اعتماد یا افرادی که نسبت به آنها صمیمیت دارید، از احساساتتان بگویید.
سوم نشانگان ایمپاستر ترتیبی معکوس دارد. افراد مبتلا به ایمپاستر، یا خانه نابغه دیده میشوند و در جامعه شکستخورده یا برعکس. در خانه به دردنخور خطاب میشوند و در جامعه مورد احتراماند. در صورتی که مشخص شد چنین مسئلهای در وجودتان هست حتما از اعضای خانواده کمک بگیرید و در صورت امکان به فکر تغییر محیط کار یا همکارانتان باشید. حتی اگر توانایی تغییر محیط یا همکاران را نداشته باشید، با آگاه شدن، احساس امنیت روانی بهتری خواهید داشت.
چهارم معنویت و اعتقادات دینی خودتان را فراموش نکنید. از منظر روانشناسی معنویتگرا، هرقدر فرد ایمان و اعتقاد قویتری داشته باشد دربرابر حوادث روحی و روانی مقاومت بیشتری خواهد داشت.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
هرشب خوانش متون کهن فارسی را ساعت ۲۱ شروع میکنیم.
تا ۳۰ دقیقه دیگر متنخوانی قسمت بیست و هفتم قابوسنامه آغاز میشود.
لینک حضور در جلسه قرار:
https://gharar.ir/r/edb06cad
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
نکته شماره ۸۷
اشتباههایی که نویسندگان، خصوصا نویسندگان تازهکار انجام میدهند بیشتر شامل موارد زیر است.
۱- آگاهی اندک درباره محتوایی که میخواهند بنویسند. بیشتر نویسندگان تازهکار اغلب روی مشهوراتی که شنیده یا دیدهاند تکیه میکنند یا به یک جستوجوی محدود در فضای مجازی بسنده میکنند اما باید بدانیم نویسنده برای هر موضوعی باید به اندازه کافی مطالعه و پژوهش کند و جستوجو در فضای مجازی اصلا کافی نیست!
۲- گفتوگوهای زیادی که داستان را به نمایشنامه شبیه میکند. نویسنده چون تصویر درستی از صحنه و اتفاقات آن ندارد به جای استفاده از تصاویر برای بیان اطلاعات، فقط آنها را در گفتوگو میآورد. در چنین وضعیتی با کوهی از اطلاعات روبرو هستیم که یکجا جمع شده و داستان را خستهکننده و کند میکند.
۳- استفاده از صحنههای طولانی که بار نمایشی ندارد. این صحنهها داستان را راکد میکند و توضیحاتی که در آن آمده است بعدا در داستان استفاده نمیشود و روی لحن و حس و حال داستان هم اثر ندارد. این صحنههای طولانی را میتوان با روایت یا گفتوگو تعریف کرد.
۴- دروننگریهای طولانی و بحث و جدلهای ذهنی شخصیت با خودش که داستان را پیش نمیبرد. داستان جای کلیگوییهای فلسفی و شخصی و اجتماعی نیست. به جای این کار شخصیت را وادار به فعالیت کنید تا دیدگاههایش را بیان کند.
#نکات_نوشتن
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
قسمت بیست و هشتم پادکست متنخوانی قابوسنامه را در شنوتو بارگزاری کردم. میتوانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا میتوانید با کپی لینک آراساسی که برایتان گذاشتهام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید.
خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده میکنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاههایتان درباره این مجموعه پادکست هستم.
#سیکاپادکست
لینک فید آراساس
https://shenoto.net/feed/Seika
لینک کانال سیکا در شنوتو
https://shenoto.com/channel/podcast/Seika
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
چرا اینگونه؟
این روزها بخشی از فعالیتم را صرف #جایزه_حکیمی میکنم. اگر درباره جایزه حکیمی نمیدانید کافی است هشتگش را در کانال جستوجو کنید یا این لینک را ببینید.
https://eitaa.com/Azarbadir/8
طی این مدت بسیاری از دوستان تصمیم گرفتند که به من در برگزاری این مسابقه کمک کنند که همینجا از همهشان تشکر میکنم. تعدادی دیگر از دوستان نیز نکاتی را دلسوزانه گفتند. برخی از آن نکات چون پربسامدتر بود، تصمیم گرفتم اینجا نیز با شما درمیان بگذارم.
همانطور که در مطلب قبلی که اینجا گفتم،
https://eitaa.com/Azarbadir/14
این مسابقه برای من نحوه دیگری است از ماجرای روضه خانگی. آدمی که روضه خانگی برگزار میکند، در همان خانه که زندگی میکند، روضهاش را هم برگزار میکند. برای برگزاری روضه، خانه دیگری نمیگیرد. فقط حواسش هست، خانهای که در آن روضه برگزار میشود حرمتی دارد که خانههای دیگر ندارد. من بنا دارم-حداقل تا اطلاع ثانوی- اتفاقات و ماجراهای مربوط به جایزه محمود حکیمی را از طریق همین کانال «از سلطانآباد تا آذرباد» به دید شما برسانم.
گفتند خوب بود جایزه محمود حکیمی هم برای خودش دبیرخانه میداشت، حتی اگر این دبیرخانه فقط آیدی مجازی بود. این حرف درستی است اما این جایزه فعلا به آن شکل مرسوم باقی جایزهها، دبیرخانه و سایت و کانال و ادمین مخصوص ندارد.
برای همین آثاری که مینویسید و میخواهید در مسابقه شرکت دهید از طریق ایمیل خودم به نشانی
Mazarbad.ir@gmail.com
یا شناسه خودم در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام، بفرستید.
گفتند خوب بود که پوستر و تبلیغات گرافیکی نشر شکل بهتری میداشت که این را هم قبول دارم. همینجا هم اعلام میکنم اگر دوستان کسی هست که در زمینه گرافیک به من کمک کند، واقعا خوشحال میشوم.
حتی شکل اعلامیههای این جایزه هم فرق دارد و من با آن لحن رسمی و اداری دانای کل نمینویسم. من یک اول شخص مفرد هستم که نمیخواهم ساکت بمانم و منفعل بودن را در این روزگار سم میدانم.
نکته آخر: انشاءالله تا امشب، اسامی داوران و جوایز جایزه را خدمتتان اعلام میکنم.
ممنون که همراهی میکنید.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
علت اینکه امشب دیر اعلام متنخوانی کردم، داشتم با یکی از داوران جشنواره حرف میزدم. ایشان یک ماجرایی داشت که مکالمه ما را طولانی کرد و باعث شد معرفی هیئت داوران #جایزه_حکیمی بیفتد به فردا.
خلاصه که نمیخواستم بدقول شوم ولی متاسفانه شد.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir